کلیدواژه‌ها = ایران
سیاستگذاری‌های اقتصادی و مالی در حوزه‌های فوق‌الذکر در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی

تأثیر نوآوری زیست‌محیطی بر مصرف انرژی‌‌های تجدیدناپذیر در ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 دی 1404

https://doi.org/10.22054/jiee.2025.86436.2151

وحید عزیزی، پروین علی مرادی افشار، سمیه فاتحی

چکیده در سال‌های اخیر، توسعه نوآوری‌های زیست‌محیطی به عنوان یکی از محرک‌های اصلی کاهش مصرف انرژی‌های تجدیدناپذیر شناخته شده است؛ اهمیتی که در راستای مقابله با تغییرات اقلیمی و ارتقای پایداری محیط‌زیست انکارناپذیر است. شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که نوآوری‌های سبز از طریق بهبود کارایی انرژی و بهره‌برداری از منابع تجدیدپذیر، می‌توانند الگوی مصرف انرژی را تغییر داده و منجر به کاهش تقاضا برای سوخت‌های فسیلی شوند. ازاین‌رو، بررسی اثرات این نوآوری‌ها بر مصرف انرژی‌ نه تنها برای تدوین استراتژی‌های مدیریت انرژی ضروری است، بلکه می‌تواند به شناسایی چالش‌ها و فرصت‌های موجود در مسیر گذار به اقتصاد سبز نیز کمک کند. با این حال، در ادبیات پیشین به این موضوع توجه نشده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نامتقارن نوآوری‌های زیست‌محیطی بر مصرف انرژی‌های تجدیدناپذیر در ایران طی دوره (2022-1975) انجام شده است. یافته‌ها، مبتنی بر الگوی خودتوضیح با وقفه‌های گسترده غیرخطی، نشان می‌دهد که اثر نوآوری زیست‌محیطی در مدل پژوهش به صورت نامتقارن بروز می‌کند؛ به‌‌گونه‌ای‌که تغییرات مثبت نوآوری‌ زیست‌محیطی منجر به کاهش، و تغییرات منفی آن باعث افزایش مصرف انرژی‌های تجدیدناپذیر شده است. علاوه‌ بر این، نتایج بیانگر آن است که سرمایه انسانی، صنعتی‌شدن و سرمایه‌گذاری خارجی تأثیر منفی و متغیرهای رشد اقتصادی، آزادسازی تجاری، شهرنشینی و متغیر مرتبط با انقلاب اسلامی ایران تأثیر مثبت و معناداری بر مصرف انرژی‌های تجدیدناپذیر دارند.

تمرکز بر هریک از موارد فوق الذکر با توجه به جایگاه و نقش جمهوری اسلامی ایران

انرژی‌های تجدیدپذیر و راهبردهای امنیت انرژی ایران

دوره 14، شماره 53، زمستان 1403، صفحه 157-191

https://doi.org/10.22054/jiee.2025.79556.2089

ابوذر فتاحی زاده، شیرین اندرخورد

چکیده انرژی­های تجدیدپذیر به تدریج در حال جایگزین شدن با سوخت­های فسیلی‌اند. گذار از منابع تجدیدناپذیر فسیلی به منابع تجدیدپذیر خورشیدی، بادی، زمین­گرمایی، زیست­توده و... باعث شده است که بخش عمده­ای از ساز و کارهای تولیدی، تجاری و مالیِ  بازار بین­المللی انرژی دستخوش دگرگونی شوند. این دگرگونی نیز به نوبۀ خود امنیت انرژیِ دولت­ها را با تهدیدها و فرصت­های جدیدی روبرو ساخته است. بالتبع ایران نه تنها به عنوان یکی از تولیدکنندگان عمدۀ سوخت­های فسیلی بلکه به عنوان مصرف­کنندۀ انرژی نیز با این تهدیدها و فرصت­ها مواجه شده و یا خواهد شد. در اینجا کوشیدیم به این پرسش پاسخ دهیم که ایران برای تأمین امنیت انرژی خود در آینده، چه راهبردها و سیاست­هایی را در زمینۀ انرژی­های تجدیدپذیر در پیش گرفته است؟ به عبارت دیگر، ایران برای انرژی­های تجدیدپذیر چه نقش و جایگاهی در امنیت انرژی خود در آینده قائل است؟ در پاسخ به این پرسش، نخست شاخص­های چهارده­گانه­ای برای سنجش امنیت انرژی مشخص کردیم. سپس تهدیدها و فرصت­های ناشی از گذار یاشده در هر کدام از این شاخص­ها را شناسایی نمودیم. سپس نشان دادیم که ایران با کدامیک از این تهدیدها و فرصت­ها مواجه شده است و یا خواهد شد و به کدامیک از آنها در سیاستگزاری­های کلان و اسناد بالادستی خود توجه نشان داده است. یافته­های پژوهش نشان می­دهند که بیشترین توجه به شاخص­های قیمت و شدت مصرف انرژی و کمترین توجه به شاخص­های مقبولیت و ثبات سیاسی و تا حدی شاخص استمرار تولید نشان داده شده است. در اینجا از روش­های مدلسازی عقلانی-مفهومی، اسنادی و تحلیل محتوای توصیفی استفاده کرده­ایم.

مطالعات اقتصادی مرتبط با حامل‌های انرژی (فسیلی، تجدیدپذیر و برق)

چرخه‌های تجاری و شدت انرژی در ایران با رویکرد تحلیل نامتقارن

دوره 13، شماره 51، تابستان 1403، صفحه 93-121

https://doi.org/10.22054/jiee.2024.76332.2046

ژهرا شیرزور علی آبادی، حمید لعل خضری

چکیده بسیاری از مطالعات نشان داده‌اند که شرایط اقتصادی بر شدت انرژی تأثیر می‌گذارد. چرخه‌های تجاری یکی از تحولات محیط کلان اقتصادی است که بر شدت انرژی مؤثر است. مطالعه حاضر اثر نامتقارن چرخه‌های تجاری بر شدت انرژی را در کشور ایران در فاصله زمانی 2020-1972 میلادی بررسی می‌کند. جهت تحلیل روابط میان متغیرها، روش خودتوضیحی با وقفه‌های توزیعی غیرخطی (NARDL) به کار گرفته شده است. نتایج مدل نشان داده است که در کوتاه‌مدت اثرگذاری تکانه منفی چرخه تجاری بر شدت انرژی ابتدا تا وقفه اول، منفی و سپس تا وقفه سوم تأثیر مثبت دارد در حالی که در بلندمدت مثبت است. اما تکانه مثبت در چرخه تجاری برای کوتاه‌مدت و بلندمدت، تأثیر منفی بر شدت انرژی دارد. همچنین نتایج نشان‌دهنده این است که ضرایب مربوط به متغیر لگاریتم قیمت نفت اوپک در کوتاه‌مدت و بلندمدت مثبت هستند. اما ضرایب کوتاه‌مدت و بلندمدت لگاریتم شاخص ساختار صنعتی نشان‌دهنده آن است که شدت انرژی در کوتاه‌مدت و بلندمدت به ترتیب 12/0 درصد کاهش و 04/0 درصد افزایش می‌یابد. در انتها نتایج آزمون والد نشان می‌دهد که اثرات تکانه‌های مثبت و منفی چرخه‌های تجاری بر شاخص شدت انرژی در بلندمدت نامتقارن اما در کوتاه‌مدت این اثرگذاری متقارن است. تشخیص و شناخت چرخه‌های تجاری می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری صحیح سیاستگذاران در توسعه صنعت انرژی شود و در عین حال می‌تواند به طور مؤثر از رشد بیش از حد شدت انرژی جلوگیری کرده و حتی آن را کاهش دهد.

مطالعات اقتصادی مرتبط با حامل‌های انرژی (فسیلی، تجدیدپذیر و برق)

پیچیدگی اقتصادی چه تأثیری بر تقاضای انرژی در ایران دارد؟ شواهد جدید از مدل رگرسیون کوانتایل

دوره 12، شماره 45، زمستان 1401، صفحه 121-143

https://doi.org/10.22054/jiee.2022.67750.1912

علی مریدیان، زهرا عزیزی

چکیده تأثیر پیشرفت فناوری بر مصرف انرژی از موضوعاتی است که مورد توجه بسیاری از محققین و سیاستگذاران قرار گرفته است. پژوهشگران متعددی تلاش کرده اند این رابطه را بر اساس شاخص های مختلف فناوری ارزیابی کنند. شاخص پیچیدگی اقتصادی یکی از معرف های جدیدی است که در سال‌های اخیر برای سنجش سطح دانش و فناوری در ساختار تولید مورد استفاده قرار گرفته است. در این مقاله از شاخص پیچیدگی اقتصادی به همراه قیمت انرژی و تولید ناخالص داخلی به عنوان عوامل تعیین کننده مصرف انرژی در ایران طی دوره 1355 تا 1396 استفاده شده است. نتایج رگرسیون کوانتایل نشان می دهد که ضرایب متغیرها در چندک‌ها متفاوت است. تأثیر پیچیدگی اقتصادی بر مصرف انرژی در همه چندک ها مثبت بوده است که نشان دهنده تسلط اثر بازگشتی بر مصرف انرژی است. کشش قیمت در همه چندک ها کمتر از یک و در دهک های بالای مصرف کمتر است. در مقابل، کشش درآمدی تقاضای انرژی در دهک‌های بالا بیشتر بوده است.

شدت تحریم های بخش انرژی و تاثیر آن بر تجارت ایران،کاربردی از معادله جاذبه

دوره 11، شماره 44، پاییز 1401، صفحه 73-103

https://doi.org/10.22054/jiee.2022.68056.1927

طه شیشه گری، عباس معمارنژاد، فرهاد غفاری، سید شمس الدین حسینی

چکیده تحریم ابزاری سیاسی است که دولت‌ها از آن برای اثرگذاری روی کشورهای دیگر، بنگاه‌ها و شهروندان آنان استفاده می‌نمایند. یکی از انواع تحریم، تحریم اقتصادی است که ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی دولت‌های وضع‌کننده تحریم می‌باشد. مطالعه اثرگذاری تحریم‌های اقتصادی نیازمند شناخت میزان و شدت تحریم در بخش‌های مختلف است. در این مقاله اثر شدت تحریم‌های اعمالی بر کشور ایران در حوزه انرژی را، به یک متغیر میان صفر تا پنج تبدیل شده است تا شاخص بهتری برای درک میزان فشار و تحریم‌های اقتصادی اعمالی بر کشور ایران ارائه داده شود سپس اثرگذاری متغیر شدت تحریم به دست آمده را روی تجارت خارجی ایران با پنج شریک تجاری مهم ازجمله: آلمان، چین، هند، ترکیه و امارات متحده براساس معادله جاذبه به دست آورده شده است. در این مقاله تلاش شده است تمامی تحریم‌ها و قوانین تحریم‌کننده کشور ایران را در حوزه انرژی، در حد فاصل سال‌های 1992 تا 2018 مورد بررسی قرار داده شود. نتایج به دست آمده حاکی از اثر معنادار، قابل توجه و منفی شدت تحریم بخش انرژی بر تجارت خارجی ایران می‌باشد، که میزان اثرگذاری تحریم‌های این بخش روی مراودات با کشورهای مختلف متفاوت است. کشور چین و امارت به ترتیب کمترین میزان اثرپذیری از تحریم بخش انرژی ایران را در صادرات و واردات به خود اختصاص دادند. همچنین بیشترین میزان اثرپذیری در واردات و صادرات به کشورهای هند و آلمان اختصاص یافت.

مطالعات اقتصادی مرتبط با حامل‌های انرژی (فسیلی، تجدیدپذیر و برق)

نفرین منابع و مالی‌سازی در اقتصاد ایران

دوره 11، شماره 42، بهار 1401، صفحه 127-159

https://doi.org/10.22054/jiee.2022.68891.1940

رضا معبودی، یونس نادمی، زینب دره نظری

چکیده بررسی رابطه بین درآمدهای نفتی و مالی‌سازی در کشورهای دارای منابع طبیعی فراوان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. با توجه به وابستگی اقتصاد ایران به رانت نفت، در این پژوهش تأثیر درآمدهای نفتی بر مالی‌سازی بررسی می‌گردد. برای تجزیه و تحلیل روابط بین متغیرها از رویکرد سیستم معادلات همزمان و داده‌های دوره زمانی 1397-1358 استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند درآمدهای نفتی تأثیر مثبت و معناداری بر مالی‌سازی دارند. همچنین رشد اقتصادی، سرمایه انسانی و کیفیت نهادی تأثیر منفی و معناداری بر مالی‌سازی دارند. اما سرمایه فیزیکی و تورم دارای تأثیر مثبت و معناداری بر مالی‌سازی هستند. بنابراین درآمدهای نفتی همراه با کیفیت پایین نهادها، تحریم‌های گسترده و نوسانات قیمت نفت به افزایش رانت و فساد، تضعیف حقوق مالکیت، بی‌اعتمادی نسبت به سیاست‌های دولت و افزایش انگیزه سفته‌بازی منجر می‌شوند. افزایش انگیزه سفته‌بازی به انحراف سرمایه از بخش حقیقی به بخش مالی می‌انجامد و در نهایت، انتقال سرمایه به بخش مالی نیز افزایش مالی‌سازی را در پی دارد.

سیاستگذاری‌های اقتصادی و مالی در حوزه‌های فوق‌الذکر در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی

ارزیابی و تحلیل تجارت آب مجازی در بخش نفت ایران

دوره 11، شماره 41، زمستان 1400، صفحه 61-84

https://doi.org/10.22054/jiee.2022.66746.1896

مرتضی تهامی پور زرندی، سید امین عظیمی

چکیده توجه به منابع و مصارف آب در بخش صنایع ایران به دلیل وجود تنش‌های شدید در منابع آب کشور حائز اهمیت است. به همین منظور هدف از انجام این مطالعه ارزیابی تجارت آب مجازی در بخش صنعت نفت ایران می‌باشد. برای این امر رهیافت فنی ـ پایه برای اندازه‌گیری آب مجازی مورد استفاده قرار گرفته است و تقاضای آب ویژه و تجارت آب مجازی بخش نفت ایران طی سال‌های 1357تا 1398 محاسبه شده است. نتایج نشان می‌دهد به دلیل حجم بالای صادرات نفت، ایران صادرکننده خالص آب مجازی است. مقدار آب مصرف‌شده در صنعت نفت و فرآیند استخراج و تولید نفت خام در سال‌های مورد بررسی به طور متوسط برابر با 594 میلیون متر مکعب در سال و مقدار آب مجازی که در پی صادرات نفت خام در این سال‌ها از کشور خارج شده است به طور میانگین سالانه 356 میلیون متر مکعب می‌باشد. همچنین ارزش صادراتی آب مجازی در بخش نفت  به ازای هر متر مکعب ارزشی برابر با 1838 هزار ریال دارد. لذا برای مدیریت منابع آبی کشور و بحران‌های پیش‌رو در این بخش، می‌توان با اصلاح فرآیندهای تولید و بروزرسانی تجهیزات، تأسیسات و روش‌های مورد استفاده، بهره‌وری آب را بسیار بالا برد تا مصرف آب به صورت بهینه در این بخش صورت گیرد.

اثر نوآوری فین‌تک بر رشد سبز در ایران

دوره 10، شماره 39، تابستان 1400، صفحه 11-34

https://doi.org/10.22054/jiee.2022.66206.1890

هادی اسماعیل پور مقدم، آرزو کرمی

چکیده اقتصاد سبز مفهومی است که در دهه‌های اخیر مطرح شده و به عنوان چارچوبی به منظور بهبود رفاه و عدالت اجتماعی از طریق کاهش خطرات زیست محیطی تعریف شده است؛ به طوری که رشد سبز به استراتژی توسعه اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شده است. در این میان، فین‌تک می‌تواند بر ارتقای رشد سبز مؤثر باشد. نظر به توسعه فین‌تک در ایران، این مقاله تلاش می‌کند اثر توسعه نوآوری فین‌تک را بر رشد سبز در ایران مورد بررسی قرار دهد. برای این منظور تجزیه و تحلیل داده‌های تحقیق به صورت فصلی طی دوره زمانی 1400-1392 با استفاده از الگوی ARDL انجام گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که با گسترش یک درصدی توسعه خدمات فین‌تک، رشد سبز به میزان 44/0 درصد بهبود می‌یابد. نوآوری فین‌تک ضمن کاهش هزینه‌ها و بهبود کیفیت خدمات مالی، از طریق اعتبار سبز و سرمایه‌گذاری سبز موجب بهبود رشد اقتصادی سبز ‌می‌گردد. بنابراین اقداماتی در جهت نظام‌مندی، یکپارچگی و هم‌افزایی توسعه خدمات فین‌تک از طریق گسترش سرمایه‌گذاری سبز و بهبود محیط زیست، می‌تواند به بهبود رشد سبز کمک نماید.

مطالعات اقتصادی مرتبط با حامل‌های انرژی (فسیلی، تجدیدپذیر و برق)

کارایی و مقیاس: شواهدی از شرکت‌های توزیع برق ایران

دوره 10، شماره 39، تابستان 1400، صفحه 71-97

https://doi.org/10.22054/jiee.2022.60983.1843

محسن پورعبادالهان کویچ، الهام نوبهار، سکینه سجودی، رضا خلفی

چکیده در تحلیل کارایی شرکت‌های توزیع برق، مطابق فرضیه صرفه‌های مقیاس، به دلیل وجود ویژگی‌های انحصار طبیعی (یعنی وجود صرفه‌های مقیاس و صرفه‌های تنوع محصول)، انتظار بر آن است که شرکت‌های بزرگ‌تر، کارایی فنی بیشتری داشته باشند (با فرض ثبات سایر شرایط). برای بررسی این موضوع، مطالعه حاضر، کارایی فنی، صرفه‌های مقیاس و صرفه‌های تنوع محصول شرکت‌های توزیع برق ایران را طی دوره زمانی 1396-1390 ارزیابی و رابطه آنها را با اندازه شرکت بررسی نمود. برای این منظور از تکنیک تحلیل مرز تصادفی و رهیافت تابع فاصله نهاده استفاده گردید. یافته‌ها نشان می‌دهند که با افزایش اندازه شرکت‌ها، کارایی فنی آنها ابتدا کاهش و سپس افزایش می‌یابد. همچنین مطابق نتایج، صرفه‌های مقیاس در اغلب شرکت‌ها وجود داشته، هرچند که با افزایش اندازه شرکت‌ها، بهره‌مندی آنها از مزایای صرفه‌های مقیاس، کاهش می‌یابد. در نهایت اینکه، صرفه‌های تنوع محصول در تمامی شرکت‌های مورد بررسی مشاهده گردیده و میزان آن، با افزایش اندازه شرکت‌ها، کاهش یافته است. بدین ترتیب می‌توان گفت که فرضیه صرفه‌های مقیاس دال بر کارایی فنی بیشتر شرکت‌های بزرگ‌تر تأیید نمی‌شود، هرچند، شرط لازم برای برقراری ساختار انحصار طبیعی در شرکت‌های توزیع برق ایران وجود دارد.

مطالعات اقتصادی مرتبط با حامل‌های انرژی (فسیلی، تجدیدپذیر و برق)

بررسی همگرایی شدت انرژی در صنایع کارخانه‌ای ایران

دوره 9، شماره 36، پاییز 1399، صفحه 49-71

https://doi.org/10.22054/jiee.2022.59074.1826

زهرا دهقان شبانی، ابراهیم هادیان، معصومه موسوی

چکیده نگرانی‌های موجود در زمینه آلودگی هوا و تغییر اقلیم و توسعه پایدار، پایان‌پذیر بودن سوخت‌های فسیلی و قیمت بالای آنها ضرورت بحث در مورد پویایی شدت انرژی را ایجاب می‌کند. امروزه همگرایی شدت انرژی به عنوان یک ابزار برای سیاست گذاری و بررسی پویایی‌های شدت انرژی استفاده می‌شود. بررسی همگرایی شدت انرژی در بین زیربخش‌های صنعت برای ارزیابی اینکه آیا سرریز دانش بین زیربخش‌های صنایع وجود دارد و همچنین آیا سیاست‌های دولت در جهت کاهش شدت انرژی کارا بوده، مناسب است. هدف از این پژوهش بررسی همگرایی شدت انرژی در صنایع کارخانه‌ای ایران می‌باشد. برای بررسی همگرایی شدت انرژی از داده‌های صنایع نه‌گانه طی دوره زمانی 1374 تا 1394 و تکنیک گشتاور تعمیم یافته در داده‌های تابلویی استفاده شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل نشان می‌دهد که همگرایی شدت انرژی در صنایع کارخانه‌ای ایران وجود دارد.

مطالعات اقتصادی مرتبط با حامل‌های انرژی (فسیلی، تجدیدپذیر و برق)

انتشار آلاینده‌ها از مصرف انرژی: تجزیه شدت انتشار و عوامل تعیین‌کننده (مطالعه موردی: ایران)

دوره 9، شماره 35، تابستان 1399، صفحه 97-129

https://doi.org/10.22054/jiee.2021.58544.1818

فضل الله غفاریان، زکریا فرج زاده

چکیده شدت انتشار آلاینده‌ها در ایران که بیشتر ناشی از مصرف انرژی است، فراتر از متوسط جهانی قرار دارد. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف شناخت عوامل تعیین‌کننده شدت انتشار در اقتصاد ایران صورت گرفت. برای این منظور، ابتدا با استفاده از روش تحلیل تجزیه (تکنیک تجزیه شاخص)، شدت انتشار به اجزای آن تفکیک شد. سپس با استفاده از یک مدل رگرسیونی، نقش عوامل تعیین‌کننده در شدت انتشار ارزیابی شد. آلاینده‌های منتخب شامل اکسیدنیتروژن، دی‌اکسیدسولفور، مونواکسیدکربن و دی‌اکسیدکربن و دوره مطالعه شامل سال‌های 96-1367 است. یافته‌ها نشان داد برای تمام آلاینده‌ها، ضریب انتشار (انتشار به ازای هر واحد انرژی) و شدت انرژی بخش‌های خدمات و صنعت به‌عنوان مهم‌ترین عامل افزایش شدت انتشار است. براساس نتایج، بخش صنعت در افزایش شدت انتشار دی‌اکسیدسولفور نقش مهم‌تری دارد و یک درصد افزایش در ضریب انتشار و شدت انرژی در این بخش به ترتیب بیش از 6/0 و 5/0 درصد موجب افزایش شدت انتشار خواهد شد. بخش خدمات که در انتشار سه آلاینده باقیمانده نقش محوری دارد در ازای یک درصد افزایش ضریب انتشار، فراتر از 8/0 درصد، شدت انتشار را افزایش خواهد داد و برای متغیر شدت انرژی نیز نقش بخش خدمات در دامنه 9/0-45/0 درصد قرار دارد. همچنین اثر متغیر شهرنشینی بر شدت انتشار، فزاینده بود و اثر متغیر درجه بازبودن اقتصاد، چندان حائز اهمیت نبود.

تحلیل اثر قیمت جهانی نفت بر ارزش سهام صنایع پتروشیمی در ایران با رهیافت ARDL غیرخطی

دوره 7، شماره 27، تابستان 1397، صفحه 101-132

https://doi.org/10.22054/jiee.2018.9138

شهریار زروکی، مانی موتمنی، امیرحسین فتح الله زاده

چکیده بررسی ارزش صنایع پتروشیمی از یک سو به عنوان صنایعی استراتژیک در فراهم­سازی مواد اولیه سایر بخش­ها و از سویی دیگر با توجه به وزن بالایی که در تشکیل بازار سهام تهران دارد؛ حائز اهمیت است. این صنعت که ضمن تاثیرپذیری از تحولات سایر بازارها به ویژه بازار نفت، اثرات قابل ملاحظه­ای برروی سایر بازارها به ویژه بازار مالی دارد. قیمت سهام شرکت­های پتروشیمی در بازار بورس، وابستگی زیادی به قیمت محصولات پتروشیمی و همینطور وابستگی زیادی به تغییرات قیمت نفت در بازارهای جهانی دارد. بر این اساس در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از داده­های روزانه سال­های 96-1387 و رهیافت خودتوضیحی با وقفه­های توزیعی غیرخطی (NARDL)، وجود ناتقارنی در اثرگذاری قیمت نفت بر ارزش صنایع پتروشیمی مورد آزمون قرار گیرد. یافته­ها حاکی از آن است که این صنایع می­توانند کانالی برای انتقال نوسانات قیمت جهانی نفت بر شاخص کل بازار سهام تهران باشند. در کوتاه­مدت ناتقارنی در اثرگذاری قیمت نفت بر ارزش صنایع پتروشیمی تایید می­شود. به نحوی­که با کاهش قیمت نفت ارزش سهام صنایع پتروشیمی کاهش می­یابد اما با افزایش قیمت نفت افزایشی در ارزش صنایع پتروشیمی رخ نخواهد داد. این در حالی است که در بلندمدت قیمت نفت بصورت متقارن بر شاخص صنایع پتروشیمی اثر می­گذارد. از اینرو می­توان اظهار داشت که در بلندمدت نخست، هنگام کاهش قیمت نفت، حمایت کاذبی از شاخص پتروشیمی صورت نمی­گیرد و دوم، به مانند شرکت­های بین­المللی فعال در حوزه انرژی، شرکت­های پتروشیمی ایرانی هم بصورت متقارن تحت تاثیر قیمت جهانی نفت بوده و عواملی نظیر مداخلات دولت و سفته­بازی در بورس مانع از اثرگذاری متفاوت این کانال نشده است.

بررسی اثر شوکهای قیمتی نفت و تحریم های اقتصادی بر رژیم های بیکاری در ایران با استفاده از رهیافت مارکوف سوئیچینگ

دوره 7، شماره 26، بهار 1397، صفحه 156-131

https://doi.org/10.22054/jiee.2018.9102

یونس نادمی، هانیه صداقت کالمرزی

چکیده شوکهای قیمت  نفت یکی از مهم­ترین متغیرهای موثر بر عملکرد اقتصاد ایران و نرخ بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های معرف عملکرد اقتصاد کلان است. هدف از این پژوهش بررسی تاثیرات نامتقارن شوک­های قیمت نفت و همچنین تاثیر شدت تحریم­ها بر نرخ بیکاری در اقتصاد ایران است. برای این منظور، اثر شوک های مثبت و منفی قیمت نفت و همچنین شدت تحریم­ها بر نرخ بیکاری ایران طی دوره 1359-1394 با استفاده از روش مارکوف سوئیچینگ مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد شوک مثبت قیمت نفت تاثیری منفی بر بیکاری داشته است و موجب کاهش بیکاری شده است و در مقابل شوک منفی قیمت نفت تاثیری مثبت و افزایشی بر نرخ بیکاری داشته است. همچنین نتایج برآورد مدل بیکاری نشان می­دهد که افزایش شدت تحریم­ها بر بیکاری تاثیری افزایشی داشته­اند. نهایتا اینکه اقتصاد ایران به طور متوسط 8/2 دوره (سال) در رژیم بیکاری بالا قرار دارد و4/1 دوره (سال) در رژیم بیکاری پایین قرار دارد که حاکی از پایداری بیکاری بالا در اقتصاد ایران است.

کاربرد یادگیری تقویتی در یک مدل‌سازی عامل‌محور برای بازار عمده‌فروشی برق ایران

دوره 7، شماره 25، زمستان 1396، صفحه 1-40

https://doi.org/10.22054/jiee.2018.9993

محمدرضا اصغری اسکوئی، فرهاد فلاحی، میثم دوستی‌زاده، سعید مشیری

چکیده مطالعات اخیر بازارهای عمده‌فروشی برق عموماً براساس مدل‌های چندعاملی است، که در آن‌ها تعادل بازار برپایه رقابت و تعامل عوامل متعدد با یک دیگر به دست می‌آید. از ویژگی‌های اصلی این نوع مدل‌ها، امکان یادگیری عوامل از نتایج رفتار خود و سایرین دریک محیط رقابتی است. در بازار عمده‌فروشی برق، هرعامل یک واحد تولیدکننده برق است که به صورت مستقل و هوشمند با سایر عامل‌ها برای عرضه برق با قیمت‌های پیشنهادی رقابت می‌کند. فرآیند قیمت‌گذاری را می‌توان یک بازی ایستا فرض نمود که هرروز تکرار می‌شود. در این بازی هر عامل قیمت پیشنهادی خود را مستقلا اعلام نموده و بهره‌بردار با توجه به تقاضای بار مصرفی و محدودیت‌ها، بهترین پیشنهادها را انتخاب می‌نماید. عامل به صورت عقلائی عمل نموده و با انتخاب استراتژی مناسب، به دنبال بیشینه نمودن سود بلندمدت خود است. در این راستا، عامل از قدرت یادگیری و بهبود استراتژی قیمت‌گذاری، که نقش بسیار تعیین کننده در موفقیت عامل دارد، استفاده می‌کند. یادگیری تقویتی یک روش کلاسیک است که در مدل‌های چندعاملی امکان یادگیری مبتنی بر سعی و خطا را فراهم می‌نماید. هدف این مقاله کاربرد و مطالعه روش‌های یادگیری تقویتی در مدل چندعاملی بازار برق ایران و مقایسه آن‌ها با دو استراتژی تصادفی و حریصانه است. در این مطالعه، میزان سود واحدها و زمان رسیدن به حالت تعادل به عنوان ملاک ارزیابی در نظر گرفته شده است. نتایج شبیه سازی نشان می‌دهد، استراتژی یادگیرنده سود عامل‌ها را به طور معناداری افزایش می‌دهد و سرعت همگرائی به حالت تعادل را بیشتر می‌کند.

تصحیح کارایی شرکت‌های توزیع برق ایران به وسیله عوامل محیطی: کاربرد تحلیل دو مرحله‌ای (DEA و Tobit)

دوره 6، شماره 23، تابستان 1396، صفحه 59-88

https://doi.org/10.22054/jiee.2017.8026

محسن پورعبادالهان کویچ، فیروز فلاحی، کیومرث حیدری، پویان کیانی

چکیده از آنجایی که شرکت­های توزیع برق در شرایط محیطی مختلف فعالیت می­نمایند که ممکن است بر کارایی آنها تاثیر گذارد و با عنایت به استفاده از این مقادیر کارایی برای مقاصدی همچون مقررات­گذاری اقتصادی، ضرورت دارد که کارایی این شرکت­ها به وسیله عوامل محیطی تصحیح گردد. در مطالعه حاضر، این کار برای شرکت­های توزیع برق ایران با استفاده از کاربرد تحلیل دو مرحله­ای (DEA و Tobit) صورت می­پذیرد. برای این منظور، ابتدا با استفاده از روش DEA، به اندازه­گیری کارایی 39 شرکت توزیع برق ایران طی سال 1394 پرداخته می­شود. سپس تاثیر عوامل محیطی بر کارایی این شرکت­ها با استفاده از روش Tobit مورد بررسی قرار می­گیرد. نتایج مدل نشان داد که متغیرهای میزان بارش باران و ترکیب مشتریان به ترتیب اثر منفی و مثبت بر کارایی شرکت­های توزیع برق ایران دارند. در نهایت کارایی­های اولیه با استفاده از عوامل

محیطی موثر، که همانا میزان بارش باران و ترکیب مشتریان می­باشند، مورد تصحیح قرار می­گیرند. مقایسه اندازه کارایی­های محاسبه شده اولیه و تصحیح شده حاکی از ایجاد تغییر در اندازه کارایی و رتبه شرکت­های توزیع برق می­باشد، به نحوی که شرکت­های توزیع برقی که بارش باران بیشتر از میانگین و مشتریان صنعتی کمتری نسبت به میانگین داشتند، کاراییشان افزایش پیدا کرده است و برعکس.

نفت و سرمایه انسانی: تفکری دوباره بر فرضیه نفرین منابع در ایران

دوره 6، شماره 23، تابستان 1396، صفحه 153-183

https://doi.org/10.22054/jiee.2017.8029

یونس نادمی، هدی زبیری

چکیده سرمایه انسانی یکی از مهمترین نهادههای تولید در تابع تولید محسوب میشود که این عامل نقشی اساسی در فرآیند توسعه اقتصادی ایفا میکند. این عامل در کشورهای نفتی همچون اقتصاد ایران میتواند از درآمدهای نفتی و نحوه توزیع رانت نفت تاثیر پذیرد. این اثرات میتواند متضاد یا مبهم باشند. هدف از این مقاله بررسی اثرات غیرخطی درآمدهای نفتی بر سرمایه انسانی در ایران در بازه زمانی 1354-1393 میباشد. بدین منظور با بکارگیری روش رگرسیون آستانهای به مدلسازی سرمایه انسانی پرداخته شده است. نتایج برآورد مدل حاکی از وجود اثرات غیرخطی درآمدهای نفتی بر سرمایه انسانی است. به عبارت دیگر هنگامیکه نسبت درآمدهای نفتی به تولید ناخالص داخلی کمتر از حدود 09/0 است، افزایش نسبت درآمد نفتی به تولید ناخالص داخلی تاثیری مثبت و معنیدار به میزان  21/20 واحد بر سرمایه انسانی دارد. اما پس از عبور از این حد آستانه، افزایش نسبت درآمد نفتی به تولید ناخالص داخلی تاثیری مثبت و معنیدار به میزان 37/5 واحد بر سرمایه انسانی دارد. به عبارت دیگر شدت تاثیر درآمدهای نفتی بر سرمایه انسانی به میزان قابل توجهی در رژیم درآمد نفت بالا کاهش یافته است. بر این اساس، افزایش سرمایه انسانی در کشور از مسیر کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی میسر می‌شود. 

بررسی تأثیر انرژی‌های تجدیدپذیر بر سرانه رشد اقتصادی واقعی ایران

دوره 5، شماره 19، تابستان 1395، صفحه 53-77

https://doi.org/10.22054/jiee.2017.7304

مرتضی تهامی پور، سمانه عابدی، رضا کریمی بابا احمدی، مرتضی ابراهیمی زاده

چکیده توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر منجر به کمک به تحقق اهداف توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی کشور می‌شود که از عوامل اساسی در رسیدن به توسعه پایدار در هر کشوری می باشد. این مقاله به بررسی تاثیر انرژی پاک بر سرانه رشد اقتصادی واقعی در کشور ایران طی دوره 1391-1346 می‌پردازد. برای دستیابی به هدف مطالعه، از مدل خود رگرسیونی با وقفه توزیعی (ARDL) و روش هم انباشتگی برای تعیین وجود رابطه کوتاه و بلندمدت بین متغیرها بکار گرفته شده است. نتایج نشان داد که سرعت تعدیل مدل تصحیح خطا نسبتا بالا است و این مدل قادر است در هر دوره به میزان 61 درصد از خطای عدم تعادل کوتاه‌مدت، برای دستیابی به تعادل بلندمدت را تعدیل نماید. طبق برآورد انجام شده، رابطه بین سرانه رشد اقتصادی واقعی و مصرف انرژی های تجدیدپذیر و مصرف مواد سوختنی و بازیافتی و مصرف انرژی الکتریکی چه در کوتاه مدت و چه بلند مدت، منفی می­باشد. همچنین نتایج بلندمدت حاکی از آن است که یک رابطه منفی معنی‌دار بین مصرف انرژی الکتریکی، مصرف انرژی­های تجدیدپذیر و مصرف مواد سوختنی و بازیافتی با سرانه رشد اقتصادی واقعی وجود دارد، به‌طوری‌که در بلندمدت مصرف یک درصد از متغیرهای مذکور سرانه رشد اقتصادی واقعی را به ترتیب 71/0، 72/0 و 79/0 درصد کاهش می‌دهد.  

ارزیابی مالی قراردادهای منتخب بیع متقابل نفتی و مقایسه آن با قراردادهای مشارکت در تولید

دوره 5، شماره 18، بهار 1395، صفحه 179-217

https://doi.org/10.22054/jiee.2016.7196

داود منظور، روح‌اله کهن‌هوش نژاد، مسعود امانی

چکیده رژیم مالی فصل ممیز میان قراردادهای نفتی است. رژیم­های مالی در قراردادهای نفتی به دو دسته کلی امتیازی و قراردادی تقسیم ­می­شود. تفاوت میان قراردادهای خدمت و مشارکت درنحوه جبران خدمات پیمانکار است که به صورت نقدی یا به صورت نفت خام پرداخت شود. در قراردادهای مشارکت در تولید، پیمانکار حصه­ای از نفت تولیدی را دریافت می­نماید. یکی از معیارهای اصلی ارائه مقایسه‌ای کلی از رژیم‌های مالی، میزان سهم­بری طرفین قرارداد است که به صورت ارزش واقعی بیان می­گردد. مقایسه میزان سهم­بری پیمانکار خارجی براساس ارزش فعلی خالص دریافتی در پروژه­های مورد مطالعه نشان می­دهد انعقاد قراردادهای مشارکت در تولید در میادین نفتی آزادگان، سروش و نوروز، فروزان و اسفندیار نسبت به بیع متقابل برای کشور میزبان (ایران) می­توانست مطلوب­تر و کم هزینه­تر باشد.  

مالیات سبز دربخش های انرژی و کالای نهایی در ایران: رویکرد نظریه بازی‌ها

دوره 5، شماره 17، زمستان 1394، صفحه 1-37

https://doi.org/10.22054/jiee.2017.7161

کریم اسلاملوئیان، استادزاد علی حسین

چکیده استفاده از مالیات­های زیست محیطی ابزاری برای تخصیص بهینه منابع در راستای افزایش رفاه اجتماعی است. هدف این مطالعه طراحی الگوی مناسب و محاسبه مقدار بهینه مالیات­های سبز غیر مستقیم برای اقتصاد ایران با استفاده از نظریه بازی­ها می­باشد. در این راستا، بعد از ساخت الگو، ابتدا توابع تولید انرژی­های فسیلی، انرژی­های تجدیدپذیر به عنوان کالای واسطه­ای و تابع تولید کالای نهایی برآورد شده است.  سپس یک بازی پویا برای سه بازیگر شامل دولت، بنگاه­های واسطه­ای تولید انرژی و بنگاه تولید کالای نهایی طراحی گردیده است. در مرحله اوّل دولت با هدف حداکثرسازی رفاه به تعیین نرخ مالیات می­پردازد و در مرحله دوم، بنگاه­ها با اخذ این نرخ، با انتخاب عوامل تولید، سود خود را حداکثر می­نمایند. پس از حل این بازی دینامیکی با روش استقراء بازگشتی، الگو برای اقتصاد ایران کالیبره شده است. بر اساس نتایج بدست آمده نرخ بهینه مالیات سبز در سال 1394حدود 9 درصد تولید کالاهای نهایی برآورد می­گردد. به عبارت دیگر برای جبران خسارت­های زیست محیطی ناشی از مصرف سوخت­های فسیلی لازم است که به این میزان از تولید ناخالص ملی (GNP) ایران مالیات اخذ گردد. همچنین نرخ مالیات سبز بر تولید انرژی فسیلی 18 درصد قیمت سوخت محاسبه شده است. این امر نشان دهنده لزوم توجه ویژه سیاستگذار و برنامه­ریزان  به اخذ مالیات سبز برای دستیابی به توسعه  پایدار می باشد.

اثر قیمت بنزین بر شدت انرژی: مطالعه تطبیقی ایران و ترکیه

دوره 5، شماره 17، زمستان 1394، صفحه 99-127

https://doi.org/10.22054/jiee.2016.7171

زهرا کریمی موغاری، شهریار زروکی، حمیدرضا تقی‌پور خوئینی

چکیده استفاده از معیار شدت انرژی در سطوح خرد، برای نشان دادن کارآیی سیستم‌های تولیدی و نیز در سطوح کلان برای مقایسة وضعیت کارایی انرژی کشورها بسیار متداول است. بر این اساس در پژوهش حاضر با به کارگیری همجمعی جوهانسن-جوسلیوس و الگوی تصحیح خطا به بررسی و مقایسه­ی اثر قیمت بنزین به همراه سایر متغیرهای کلان اقتصادی بر شدت انرژی در ایران و ترکیه طی دوره‌ی 1359-1392 پرداخته شده است. نتایج برآورد الگو نشان می‌دهد قیمت بنزین در دو کشور اثری منفی بر شدت مصرف انرژی داشته به نحوی که در کوتاه‌مدت و بلندمدت، افزایش قیمت بنزین در ترکیه به کاهشی بیشتر در شدت مصرف انرژی منجر شده است. تکنولوژی با وجود آنکه در بلندمدت بر شدت انرژی دو کشور با تاثیری منفی همراه است؛ ولی در اقتصاد ایران در کوتاه­مدت اثری مثبت داشته و نشان می­دهد که تغییرات تکنولوژیکی تولید در کشور، نتوانسته آن‌طور که باید به بهبود بهره‌وری منجر شود. همچنین در هر دو کشور، سیاست اصلاح قیمت انرژی از طریق کاهش یارانه پرداختی به حامل‌های انرژی، توانسته است بر شدت مصرف انرژی موثر واقع شود.

بررسی تاثیر گسترش منابع گازی نامتعارف بر تولید گاز طبیعی ایران: رویکرد پویایی‌شناسی سیستم

دوره 4، شماره 15، تابستان 1394، صفحه 13-53

https://doi.org/10.22054/jiee.2016.1879

علی حسین صمدی، مهدی امامی میبدی

چکیده در سال‌های اخیر، تولید گاز علاوه ‌بر منابع متعارف آن از منابع نامتعارف نیز امکانپذیر شده است. ایران به عنوان دومین دارنده ذخایر گاز متعارف جهان و چهارمین تولیدکننده آن در نظر دارد با ورود به فضای رقابت گازی، سهم خود را در تجارت جهانی گاز افزایش دهد. مطالعه حاضر، هدف اصلی خود را بررسی مسیر درازمدت اکتشاف، استخراج و تولیدگاز ایران و نحوه اثرگذاری گسترش تولید از منابع نامتعارف گازی قرار داده است. برای دستیابی به این هدف، رویکرد پویایی‌شناسی‌ سیستم مورد استفاده قرار گرفته است. الگوی طراحی ‌شده دارای سه زیرسیستم چرخه اکتشاف و تولیدگازهای متعارف، سرمایه‌گذاری و تقاضای جهانی است و برای دوره 1414-1380 شبیه‌سازی شده است. اعتبار الگو نیز براساس آزمون‌های بازتولید رفتار و وارد کردن تکانه به متغیرها مورد تأیید قرار گرفته است. نتایج شبیه‌سازی بیانگر آن است که با روندکنونی، عمر ذخایرگازی مؤثر در آینده درکشور از حدود 400 سال به کمتر از 30 سال در سال 1414 خواهد رسید. تولید گاز طبیعی نیز با روندی افزایشی از حدود 100 میلیارد متر مکعب در سال 1380 به بیش از 500 میلیارد متر مکعب در سال 1414 خواهد رسید. به عبارت دیگر، میزان تولیدگازطبیعی طی یک دوره 35 ساله حدود 5 برابر خواهد شد. اعمال پیش‌نوشته‌های افزایش نرخ ‌اکتشاف، افزایش سرمایه‌گذاری در توسعه و افزایش سرمایه‌گذاری در بهبود فناوری منجر به افزایش تولیدگاز طبیعی خواهد شد. با این وجود، گسترش گازهای ‌نامتعارف می‌تواند منجر به کاهش امنیت تقاضای گازهای متعارف جهان و کاهش تولیدگاز در ایران در یک دوره درازمدت شود. در نظرگرفتن همزمان تمامی پیش‌نوشته‌ها می‌تواند منجربه افزایش تولیدگاز و در نتیجه جبران کاهش تولید ناشی ازگسترش تولید گازهای نامتعارف شود.

ارزشگذاری اقتصادی قراردادهای بیع متقابل گازی در پارس‌جنوبی از طریق مقایسه با قراردادهای مشارکت در تولید

دوره 4، شماره 14، بهار 1394، صفحه 153-190

https://doi.org/10.22054/jiee.2015.1066

عباس کاظمی نجف‌آبادی، علیرضا غفاری، علی تک‌روستا

چکیده انعقاد قراردادهای نفتی با شرکت‌های بین‌المللی برای انجام عملیات بالادستی و پایین‌دستی در صنعت نفت ایران سابقه دیرینه‌ای دارد. پس از کشف نفت، نخستین قرارداد نفتی در سطح بین‌المللی در ایران منعقد شده است. انواع مختلف قراردادهای نفتی در ایران مورد استفاده قرار گرفته‌اند و در اکثر دوره‌ها میزان کفایت قراردادهای منعقد شده، از منظر منافع اقتصادی برای کشور ایران مورد سوال و ابهام بوده است. در این مطالعه برای بررسی این موضوع، قراردادهای بیع متقابل گازی از منظر اقتصادی مورد ارزشگذاری قرار گرفته‌اند و به منظور ارزیابی بهتر، این قراردادها با قرارداد مشارکت در تولید مقایسه شده‌اند. برای این مقاله، فازهای 2 و 3 و همچنین 4 و 5 میدان گازی پارس جنوبی انتخاب شده‌اند و چون این پروژه‌ها در قالب قرارداد بیع متقابل واگذار شده‌اند، ضمن تعریف سناریوهای متفاوت، قالب قراردادی مشارکت در تولید برای آنها شبیه‌سازی شده است. پس از استخراج سناریو برتر در قالب قرارداد مشارکت در تولید برای هر دو پروژه، مشخص شد در اجرای فاز 2 و 3 پارس جنوبی، استفاده از قرارداد مشارکت در تولید و در فاز 4 و 5 پارس جنوبی، استفاده از قرارداد بیع متقابل، برای کشور ایران مطلوب‌تر بوده‌اند.

اثر کیفیت زیر ساخت اجتماعی بر رشد اقتصادی در یک اقتصاد غنی از طبیعی: مورد ایران

دوره 3، شماره 12، پاییز 1393، صفحه 20-60

محبوبه جعفری، کریم اسلاملوئیان، ابراهیم هادیان، علی حسین صمدی

چکیده هدف اصلی این مطالعه بررسی تاثیر کیفیت زیر ساخت اجتماعی بر رشد اقتصادی تعادلی در یک اقتصاد غنی از منابع طبیعی در چارچوب یک الگوی رشد درون­زا می­باشد. الگوی طراحی شده این امکان را فراهم می­سازد که تاثیر منابع طبیعی تجدیدناپذیر بر کیفیت زیرساخت اجتماعی و در نتیجه بر رشد اقتصادی را مورد بررسی قرار دهیم. نتایج حل الگو با کمک نظریه کنترل بهینه نشان می­دهد که تاثیر منابع طبیعی تجدیدناپذیر بر رشد اقتصادی در وضعیت پایدار به پارامترهای الگو بستگی دارد. به گونه­ای که اگر منابع طبیعی تجدیدناپذیر موجب تخریب زیرساخت اجتماعی گردد، تاثیر مثبت منابع  بر رشد اقتصادی کاهش خواهد یافت و حتی تحت شرایطی می­تواند تاثیر منفی بر رشد اقتصادی داشته باشد. در مرحله بعد الگو برای اقتصاد ایران به عنوان یک کشور غنی از منابع انرژی کالیبره گردیده است. نتایج بیانگر آن است که برای رسیدن به متوسط نرخ رشد تعادلی اقتصادی 8 درصد (مطابق برآورد الگو و هدف افق 1404) لازم است که کیفیت زیرساخت اجتماعی در ایران به طور متوسط با نرخ 3/4 درصد بهبود یابد. پس از کالیبره کردن الگو بدون لحاظ زیرساخت اجتماعی، متوسط نرخ رشد تعادلی برابر با 6 درصد می­گردد. این نتیجه نشان می­دهد که عدم توجه به نقش کلیدی زیر ساخت اجتماعی در الگوهای رشد برای اقتصاد ایران می­تواند منجر به برآورد نادرست از نرخ رشد بلند مدت گردد. تحلیل حساسیت بیانگر این است که یک درصد بهبود در شاخص کیفیت زیر ساخت اجتماعی می­تواند منجر به افزایش نرخ رشد تعادلی به میزان 42/0 درصد گردد. بنابراین توجه به نفش زیر ساخت اجتماعی در رشد اقتصادی برای برنامه­ریزان و سیاست­گذاران اقتصادی- اجتماعی از اهمیّت ویژه­ای برخوردار است.

ارائه یک الگوی بهینه توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر در ایران با استفاده از رویکرد بهینه‌یابی استوار

دوره 3، شماره 11، تابستان 1393، صفحه 159-195

حسین صادقی، سمانه خاکسارآستانه

چکیده با توجه به نیاز روز افزون جوامع امروزی به انرژی برای تأمین نیازهای متفاوت، دانشمندان و محققان کشورهای متعددی از جمله ایران، رویکردی اساسی نسبت به دستیابی به انرژی­های تجدیدپذیر در دستور کار خود قرار داده­اند. دانشمندان معتقدند انرژی­های تجدیدپذیر و پاک با توجه به محدود بودن منابع سوخت­های فسیلی و آلودگی محیط­زیست می­توانند به اولین گزینه برای تولید انرژی تبدیل شوند. کشور ما نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی ظرفیت­های متعددی در حوزه تولید انرژی­های تجدیدپذیر دارد و همین موضوع باعث شده است که ضرورت توسعه انرژی­های تجدیدپذیر در دستور کار مسئولین قرار گیرد. این مسئله به ضرورت ارائه یک الگوی بهینه جهت توسعه استفاده از انرژی­های تجدیدپذیر تأکید می­کند. از این رو در این مطالعه هدف اصلی ارائه الگوی بهینه استفاده از انرژی­های تجدیدپذیر بوده است. در راستای این هدف با انتخاب تابع هزینه به عنوان تابع هدف و با توجه به محدودیت­های پتانسیل انرژی­های تجدیدپذیر (محدودیت منابع)، میزان مصرف انرژی برق در هر یک از مناطق 16گانه برق (محدودیت تقاضا) و محدودیت ضریب اطمینان تولید انرژی از انرژی­های تجدیدپذیر (محدودیت فنی)، الگوی بهینه استفاده از انرژی­های تجدیدپذیر طراحی و با استفاده از مدل برنامه­ریزی استوار در نرم­افزار LINGO حل شد. نتایج حاصل از الگوی بهینه حاکی از تولید 36.71 درصدی انرژی برق آبی کوچک، 18.22 درصدی انرژی باد، 17.19درصدی انرژی زیست توده، 13.43درصدی انرژی زمین گرمایی، 12.53 درصدی انرژی جزرومد و 1 درصدی انرژی خورشیدی است. 

بررسی ارتباط پویای محصول و آلودگی در چارچوب یک الگوی رشد: آزمون فرضیه زیست‌محیطی کوزنتس برای اقتصاد ایران

دوره 2، شماره 7، تابستان 1392، صفحه 171-197

کریم اسلاملوئیان، جواد هراتی، علی حسین استادزاده

چکیده مقاله حاضر با استفاده از الگوی تعمیم‌یافته استوکی (1998) و دنگ و هوانگ (2009) به بررسی ارتباط پویا بین رشد اقتصادی و پیامد جنبی آلودگی زیست‌محیطی با تأکید بر رشد پایدار برای کشور ایران می­پردازد. این چارچوب به ما اجازه می‌دهد که ارتباط میان رشد و کیفیت محیط زیست را در قالب فرضیه زیست‌محیطی کوزنتس (EKC)  برای اقتصاد ایران مورد بررسی قرار دهیم. به عبارت دیگر، در این تحقیق ارتباط رشد اقتصادی و آلودگی از دو منظر تئوریک و تجربی مطالعه می‌گردد. در این راستا با توجه به ارتباط بلندمدت بین آلودگی زیست‌محیطی، سرمایه انسانی و رشد اقتصادی مجموعه شرایط لازم برای دستیابی به توسعه پایدار و قرار گرفتن اقتصاد بر روی مسیر رشد پایدار (SS)[1] به طور نظری استخراج گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل تجربی الگو با بکارگیری نرم‌افزار متلب (MATLAB) مسیرهای بهینه متغیرهای کلیدی الگوبا استفاده از داده‌های اقتصاد ایران برای دوره زمانی (1338 تا 1387) شبیه­سازی شده است. نتایج بیانگر آن است که میزان آلودگی (2CO) سرانه در ایران همراه با افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه طی زمان افزایش پیدا نموده است. نتایج نشان می‌دهد که اقتصاد ایران بر مسیر رشد بلندمدت پایدار قرار ندارد. علاوه بر این به نظر می‌رسد که اقتصاد ایران در مراحل اولیه رشد قرار دارد، به طوری که همراه با افزایش درآمد سرانه، کیفیت محیط زیست کاهش می‌یابد. نتایج شبیه‌سازی نشان می‌دهد که بعد از رسیدن اقتصاد ایران به سطح آستانه این نتیجه معکوس می‌گردد. بنابراین شاید بتوان ادعا کرد که فرضیه زیست‌محیطی کوزنتس ممکن است در آینده برای اقتصاد ایران صادق باشد.
[1]. Steady State