اثر اعمال مکانیزم تنظیمات مرزی کربن بر میزان انتشار کربن در بخش صنایع ایران بعد از اجرایی شدن توافقنامه پاریس
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 بهمن 1402
https://doi.org/10.22054/jiee.2024.76836.2051
عباس معمارنژاد، شیدا نعمت الهی سروستانی، تیمور محمدی
چکیده اعمال مکانیزم تنظیمات مرزی کربن یا تعرفه های کربن به عنوان ابزار مقابله با نشت کربن و کاهش رقابت پذیری تولیدات از سوی اتحادیه اروپا در قالب مرحله گذار از اکتبر سال 2023 اجرایی شده و مرحله قطعی آن از سال 2026 اجرایی خواهد شد. برخی کشورها از جمله ایالات متحده آمریکا و ژاپن نیز اعمال سیاست مشابهی را پیش بینی کرده اند. این درحالی است که کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته انجام اقدامات مقابله با تغییرات اقلیمی و کاهش انتشار کربن را بر اساس توافقنامه پاریس متعهد شده اند. این امر نگرانی کشورهای اعمال کننده تعرفه های کربن از نشت کربن حتی بعد از ایجاد توافقنامه پاریس را نشان می دهد. نظر به اینکه اتحادیه اروپا اعلام کرده تعرفه های کربن را ابتدا بر صنایع انرژی بر اعمال خواهد کرد، این مطالعه با استفاده از مدل GTAP-E به بررسی تغییر در میزان انتشار دی اکسید کربن در صنایع ایران در نتیجه اعمال تعرفه های کربن از سوی اتحادیه اروپا، ژاپن، ایالات متحده آمریکا و تمامی مناطق بر صنایع انرژی بر ایران پرداخته است. جامعه آماری پژوهش شامل 141 منطقه و 65 بخش موجود در داده های GTAP10 است که در سال 2019 منتشر شده است. برآورد مدل نشان می دهد تحت هر چهار سناریو میزان تولید و انتشار دی اکسید کربن در بخش صنایع انرژی بر و کل صنایع ایران، کاهش خواهد یافت. بیشترین میزان کاهش تولیدات صنعتی و انتشار دی اکسید کربن در صورت وضع تعرفه های کربن از سوی تمامی مناطق برآورد شده است.
پیش بینی مقدار تقاضای برق در ایران: رویکرد تلفیقی الگوهای فضا-حالت و انتقال رژیم مارکوف
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 اردیبهشت 1403
https://doi.org/10.22054/jiee.2024.78556.2073
فریبرز پرتوی راد، تیمور محمدی، مهنوش عبداله میلانی، مرتضی خورسندی
چکیده پیش بینی تقاضای برق از مهمترین مسائل سیستم انرژی الکتریکی است. با توجه به تحولات ساختاری تقاضای برق و واقعیتهای شکل گرفته در مصرف برق در بخشهای مختلف تقاضا، پیش بینی مقدار تقاضای برق دورنمای تحولات سیستم انرژی الکتریکی کشور را در میان مدت و بلند مدت روشن خواهد کرد. با بهره گیری از رویکردهای نوین، این پیش بینی از قابلیت اطمینان بالاتری برخوردار می گردد. در این پژوهش با بهره گیری از رویکرد فضا-حالت و تلفیق آن با انتقال رژیم مارکوف، منابع اصلی نااطمینانیها در مدل لحاظ گردید. با استفاده از داده های انرژی الکتریکی ورودی به سیستم جهت تأمین تقاضای برق و متوسط قیمت حقیقی برق و دما و تعداد مشترکین در دوره ده ساله 1401-1392، پارامترهای مدل بر اساس رویکرد فضا-حالت و انتقال رژیم مارکوف برآورد گردید. رویکرد فضا-حالت در قالب پارامترهای متغیرطی زمان و رویکرد انتقال رژیم مارکوف در قالب نوسانات واریانس در مدل لحاظ گردید. نتایج نشان داد که مدل مبتنی بر این رویکرد تلفیقی، پیش بینی دقیقتری نسبت به الگوی کلاسیک تقاضای برق به دست می دهد. خطای معیار معادلات برآوردی به 1/0 تقلیل می یابد (در مدل رقیب خطای معیار معادله مربوطه 03/0 و در رویکرد تلفیقی برای مقاطع اوج 002/0 و خارج اوج 004/0 است). در حالی که این سیستم در تأمین تقاضای برق دچار چالش جدی است، حساسیت تقاضای برق نسبت به قیمت حقیقی برق و تغییرات دما رو به کاهش گذاشته و تقاضای برق مشترک نهایی رو به افزایش است.
شکاف کارایی انرژی در کشورهای تولیدکننده نفت
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 تیر 1403
https://doi.org/10.22054/jiee.2024.79670.2090
تیمور محمدی، اعظم عباس محسن
چکیده انرژی یک نهاده اساسی در تولید است و در دسترس بودن و استفاده از آن برای رشد اجتماعی، اقتصادی و پیشرفت تکنولوژیکی یک ملت ضروری میباشد. مصرف انرژی و انتشار گازهایگلخانهای همراه با افزایش تولید در حال افزایش بوده و بیشتر از منابع تجدیدناپذیر به دست میآید. افزایش تولید و توسعه اقتصادها، موجب افزایش گازهای گلخانهای و در نتیجه، تغییرات آب و هوایی شده و چالش جدیدی برای کشورها ایجاد کرده است. کارایی انرژی سودمندترین راه برای کاهش گازهای گلخانهای و کنترل تامین انرژی است. در این راستا یکی از وظایف دولتها، یافتن ابزارهایی برای به حداقل رساندن شکاف کارایی انرژی اقتصاد ملی از طریق افزایش کارایی انرژی در اقتصاد است.
بدین منظور، در این پژوهش از تابع فاصله انرژی شپارد برای تعریف شاخص کارایی انرژی و از تکنیک تحلیل مرز تصادفی (SFA) برای تخمین شکاف کارایی انرژی در کشورهای منتخب تولیدکننده نفت و گاز طی سالهای 1990 الی 2022 استفاده نموده و به بررسی برخی از عوامل تاثیرگذار بر شکاف کارایی انرژی پرداخته ایم و مشاهده گردید شکاف کارایی انرژی طی سالهای مورد بررسی از 6% به 29% افزایش یافته است. همچنین متغیرسرمایهگذاری مستقیم خارجی و بهرهوری کل عوامل دارای تاثیر منفی و شهرنشینی دارای اثر مثبت بر شکاف کارایی انرژی میباشند.
بررسی اصلاح یارانه سوخت بر توزیع درآمد در کشور ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 بهمن 1403
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.76720.2048
سودابه رفیعی، سید محمدرضا سیدنورانی، تیمور محمدی
چکیده هدف مقاله حاضر ارزیابی پیشرفت یارانههای سوخت و همچنین اثرات بودجه ای و توزیعی حذف احتمالی چنین یارانههایی در ایران است. در این پژوهش از تجزیه و تحلیل مدل سناریوی یادگیری ماشین، مدل ریزشبیهسازی سود مالیاتی برای ایران، همراه با ریز دادههای مصرف و یارانه خانوارها از زمان اصلاح یارانه استفاده شده است. این اصلاح در توزیع درآمد عدالتمحورانهتری را به ارمغان میآورد و باعث کاهش نابرابری درآمدی در جامعه میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد که یارانه مصارف حانگی به سمت افزایشی پیشرفته است، در حالی که یارانه بنزین و گازوئیل تمایل به کاهش دارد. شبیهسازیهای مقاله نشان میدهد که حذف همه یارانههای سوخت به دلیل اهمیت یارانه گاز خانگی برای خانوارهای کمدرآمد، فقر و نابرابری را افزایش میدهد. حذف یارانههای بنزین بر فقر و نابرابری تأثیر نمیگذارد، در حالی که به کاهش هزینههای دولت کمک میکند. همچنین نشان داده شد که استفاده از بخشی از بودجه صرفهجویی شده از حذف یارانه سوخت برای افزایش پرداختهای کمکهای اجتماعی در ایران، میتواند مکانیزمی برای جبران خسارت خانوادههای کمدرآمد پس از حذف یارانه سوخت باشد.
اثر کارکرد نظام مالی بر شکاف کارایی انرژی در ایران-مقاله
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 آبان 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2024.80391.2098
تیمور محمدی، اعظم عباس محسن، علی امامی میبدی
چکیده ایران با داشتن ذخایر انرژی غنی و متنوع، از جمله کشورهایی است که به تولید، توزیع و مصرف انرژی توجه میکند. اما این منابع انرژی فراوان همراه با چالشهایی همچون شکافهای کارایی در مصرف انرژی روبهرو است. یکی از عوامل مؤثر در شکاف کارایی انرژی، نظام مالی کشور است. نظام مالی با تأمین منابع مالی، تسهیل دسترسی به سرمایه و منابع مورد نیاز برای پروژههای انرژی، میتواند تأثیر چشمگیری در بهبود یا تضعیف کارایی انرژی داشته باشد. عملکرد سیستم مالی، از یک سو مصرف انرژی را افزایش داده که منجر به کاهش کارایی انرژی شده و از سوی دیگر موجب ارتقای فناوری و افزایش سطح کارایی انرژی میگردد.
در این مطالعه کارکرد نظام مالی بر شکاف کارایی انرژی در ایران در بازه زمانی 1370-1403 مورد بررسی قرار میگیرد. در ابتدا شکاف کارایی انرژی با استفاده از تابع فاصله انرژی شپارد و تحلیل مرزی تصادفی برآورد شده و سپس با تکنیک رگرسیون انتقال ملایم (STR) به بررسی اثرات سیستم های مالی بر شکاف کارایی انرژی درآن سالها میپردازیم. یافتهها نشان میدهد تغییر رژیم در مقدار آستانه 3.14 متغیر نظام مالی ایجاد شده است. شیب تابع انتقال بین دو رژیم 3.21 بوده که نشاندهنده انتقال ملایم بین دو رژیم است. متغیر نظام بانکی، بورس و پیشرفت تکنولوژی در رژیم بالا و پایین بر کاهش شکاف کارایی انرژی در ایران تاثیرگذار است. سایر متغیرها نظیر صنعت بیمه، مخارج دولت، سرمایهگذاری خارجی و ساختار انرژی در دوره زمانی مورد مطالعه، بر شکاف کارایی انرژی در ایران تاثیری ندارد.
تاثیر تخصیص منابع صندوق توسعه ملی بر متغیرهای کلان اقتصاد ایران ؛ رویکرد الگوی تعادل عمو می پویای تصادفی
دوره 14، شماره 53، زمستان 1403، صفحه 118-156
https://doi.org/10.22054/jiee.2023.74817.2028
عزت اله طیبی، تیمور محمدی، مرتضی خورسندی، عبدالرسول قاسمی، محمد صیادی
چکیده صندوق توسعه ملی با هدف تأمین منافع بیننسلی، جلوگیری از سرایت نوسانات درآمدهای نفتی به اقتصاد و نیز حمایت از طرحهای توسعهای کشور ایجاد شده است. با وجود این، تاکنون ارزیابی دقیقی ازچگونگی تأثیر تخصیص منابع این صندوق برمتغیرهای اقتصاد کلان صورت نگرفته است. البته بررسی مدلهای موفق جهانی اینگونه صندوقها میتوان علاوه بر تأثیرگذاری محدود این صندوق بر روی متغیرهای کلان اقتصادی در ایران، به نحوه تخصیص منابع آن نیز ایراداتی را وارد دانست. بر این اساس، هدف اصلی این تحقیق، طراحی یک مدل تعادل عمومی تصادفی پویا برای ارزیابی تأثیر تخصیص منابع صندوق توسعه ملی بر متغیرهای اقتصاد کلان با رویکرد تخمین بیزین با استفاده از دادههای فصلی دوره 1400-1390 است. نتایج حاصل از شبیهسازی نشان میدهد، در صورتی که صندوق توسعه ملی بخشی از منابع خود را صرف سرمایهگذاری مستقیم و غیرمستقیم نماید، اگرچه در ابتدای دوره (حدوداً یکسال) آثار آن همانند حالت قبل (صرفاً تسهیلات) است اما پس از آن سطح تولید، سرمایه و سرمایهگذاری بیشتر خواهد شد که منجر به رشد اقتصادی بالاتر میگردد. همچنین نتایج حاصل از روش حداقل واریانس سبد سهام نشان میدهد که از میان روشهای موجود، خرید سهام شرکتهای بازار سرمایه به صورت مستقیم، سرمایهگذاری در انواع صندوقهای سرمایهگذاری و همچنین سرمایهگذاری در بخش واقعی اقتصاد از جمله خرید املاک و مستغلات میتواند در یک سطح معین از ریسک، بازدهی بالاتری را نسبت به روش فعلی (تسهیلات به بنگاهها) برای صندوق توسعه ملی به همراه داشته باشد.
تأثیر قراردادهای مشارکت در تولید، بیعمتقابل و قرارداد نفتی ایران IPC بر مسیر بهینه تولید و حفاری میدان یادآوران: رویکرد بهینهیابی پویا.
دوره 11، شماره 41، زمستان 1400، صفحه 85-132
https://doi.org/10.22054/jiee.2022.68521.1932
خالد الجمعه، تیمور محمدی، عاطفه تکلیف، تورج دهقانی
چکیده در این مطالعه برآوردِ مسیر بهینه تولید از میدان نفتی یادآوران و عملیات حفاری آن که بهدلیل مجاورت با کشور عراق از اهمیت ویژهای برخوردار است، با استفاده از دادههای واقعی میدان و بهوسیله الگوریتم SQP توسط نرمافزار متلب بررسی شدهاست. ابتدا تابع هدف، قیود هر مدل قراردادی، و هزینه تعریف شده و بر پایه دادههای میدان بیان شدهاند. برای تابع هدف، قیمت نفت بر اساس سناریوی قیمتی مرجع و با تکیه بر پیشبینی اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) تعین شدهاست. تابع هزینه نیز بر اساس مدل کائو و همکاران (2009) تعریف شده با استناد به دادههای میدان و نیز اطلاعات تاریخی میدان (دوره توسعه فاز یک) با هدف کاربستِ آن برای میدان یادآوران تعدیل شده است. در نهایت مدلهای قراردادی تصریحشده بهوسیله الگوریتم SQP توسط نرمافزار متلب حل گردید. نتایج مطالعه نشان میدهد که کارآمدترین قراردادهای نفتی قراردادهای نفتی ایران با کف هزینه سرمایهای کم و بدون هیچ محدودیت تعداد چاههای حفرشده است. در این پژوهش اثبات گردید که قرارداد بیع متقابل با سقف هزینه سرمایهای غیر مناسب با ضریب بازیافت میدان کمترین کارآمدی را ثبت کرده است. همچنین اضافهنمودنِ قید تعداد چاههای حفرشده بیش از حد مناسب به کارآمدی قرارداد نفتی ایران لطمه میزند. تعیین کف هزینه سرمایهای بالا نیز باعث میشود که کارآمدی قراداد نفتی ایران کاهش یابد. بههرحال قرارداد نفتی ایران میتواند جایگزین مناسبی برای قرارداد بیع متقابل باشد.
تأثیر شاخص پیچیدگی اقتصادی بر انتشار گازهای گلخانهای در کشورهای منتخب صادرکننده نفت: رویکرد مدل رگرسیون انتقال ملایم پانلی (PSTR)
دوره 10، شماره 39، تابستان 1400، صفحه 99-125
https://doi.org/10.22054/jiee.2022.67727.1911
نرگس خاکی، مرتضی خورسندی، تیمور محمدی، علی فریدزاد، زهرا عزیزی
چکیده کاهش انتشار گازهای گلخانهای یکی از اهداف مهم سیاستهای انرژی و زیستمحیطی جهان است. به رغم اینکه انرژیهای فسیلی از عوامل مهم ایجاد آلودگی به شمار میروند لیکن نمیتوان نقش آنها را در ساختار تولید و رشد اقتصادی نادیده گرفت. امروزه اقتصاددانان برای سنجش رشد اقتصادی، صرفاً میزان تولید کالاها و خدمات را مد نظر قرار نمیدهند بلکه ساختار تولید کالاها و خدمات به لحاظ دانش فنی (سطح فناوری) به کاررفته در آنها را نیز در نظر میگیرند. بر این اساس، شاخص پیچیدگی اقتصادی در دهههای اخیر مطرح شده است که با محاسبه آن امکان آگاهی از سطح توسعهیافتگی کشورها فراهم میشود. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر شاخص پیچیدگی اقتصادی بر میزان انتشار گازهای گلخانهای در برخی از کشورهای صادرکننده نفت در بازه زمانی 1995 تا 2019 با استفاده از مدل رگرسیون انتقال ملایم پانلی (PSTR) است. نتایج آزمون خطی بودن، وجود رابطه غیرخطی بین متغیرها را تأیید میکند. همچنین، در نظر گرفتن یک تابع انتقال با یک پارامتر آستانهای که بیانگر یک مدل دو رژیمی است برای تصریح رابطة غیرخطی بین متغیرهای الگو کافی میباشد. پارامتر شیب (سرعت انتقال) برابر 1964/3 است. نتایج آزمونها حاکی از آن است که در هر دو رژیم (اول و دوم) شاخص پیچیدگی اقتصادی تأثیر منفی بر میزان انتشار گازهای گلخانهای دارد.
