مدیریت درآمدهای نفتی با رویکرد پایداری در سرمایه گذاری دولت: مطالعه موردی اقتصاد ایران
صفحه 1-49
https://doi.org/10.22054/jiee.2018.9837
آرش فخری زاده، حسین توکلیان، سید احمد رضا جلالی نائینی
چکیده رویکرد نوین سیاستگذاری مالی در کشورهای در حال توسعه و صادر کننده کالاهای خام (بویژه نفت) راهکاری
از طریق پایداری و افزایش مقیاس سرمایهگذاری « بنیه هلندی » و هدایت اقتصاد به « بیماری هلندی » برای اجتناب از
دولت، ایجاد ثبات بیشتر در نرخ ارز حقیقی و پایداری رشد اقتصادی است. این موضوع در قالب یک الگوی تعادل
عمومی تصادفی پویای نوکینزی برای اقتصادی باز و کوچک مانند ایران ارایه میشود. درآمد حاصل از فروش نفت
توسط دولت با تصریح قواعد مالی برای پسانداز، مخارج جاری و عمرانی تخصیص داده میشود. فرایند این تخصیص
شامل دو مرحله است: اول، بخشی از درآمدها در صندوق توسعه ملی ذخیره میشود. دوم، از مقدار باقیمانده بخشی
صرف هزینههای جاری و بخشی دیگر صرف هزینههای عمرانی میشود. در این مقاله، با تخمین پارامترهای ساختاری
و قواعد ابزاری از روش بیزین، سهم تخصیص یافته به صندوق ذخیره، مخارج مصرفی و عمرانی دولت که متناظر با
پایداری و افزایش مقیاس سرمایهگذاری است، تعیین میشود. مقایسه سناریوهای مختلف در اقتصاد ایران نشان
میدهد استفاده از صندوق توسعه ملی به همراه ذخیرهسازی بخشی از ارز حاصل از فروش نفت و عقیم سازی
افزایش خالص ذخایر خارجی توسط بانک مرکزی علاوه بر اینکه باعث حداقل شدن تابع زیان سیاستگذار و پایداری
بیشتر سرمایهگذاری دولت و کاهش تلاطم نرخ ارز حقیقی میشود، بلکه مقام پولی را هم در اجرای اهداف خود
یاری میدهد.
بررسی رابطه امنیت تقاضای صادرات نفت خام و سرمایهگذاری بخش بالادستی صنعت نفت در کشورهای عضو اوپک
صفحه 51-81
https://doi.org/10.22054/jiee.2019.9838
علی حیدری فتح آباد، عاطفه تکلیف
چکیده تلاشهای کشورهای واردکننده نفت در زمینه سرمایهگذاری جهت انتقال از سوختهای فسیلی به غیر فسیلی و امکانپذیری بهرهبرداری تجاری از ذخایر نفت و گاز غیرمتعارف، امنیت تقاضای نفت خام کشورهای صادرکننده را میتواند با خطر جدی مواجه کند. در این مطالعه با محاسبه شاخص ریسک تقاضای صادرات نفتخام از کشورهای عضو اوپک طی سالهای 2014-2000 به بررسی رابطه این متغیر و قیمت نفت با سرمایهگذاری در بخش بالادستی صنعت نفت این کشورها طی سالهای (2012-2000) با استفاده از مدل داده های تابلویی با اثرات تصادفی پرداخته شده است. نتایج نشان میدهد که اثر شاخص ریسک تقاضای صادرات نفت بر سرمایهگذاری در بخش بالادستی صنعت نفت منفی بوده و این اثر معنا دار میباشد. لذا با توجه به مقدار ضریب شاخص ریسک تقاضای صادرات نفت، میتوان نتیجه گرفت که یک درصد تغییر در مقدار ریسک تقاضای صادرات نفت، 51/0 درصد سرمایهگذاری در بخش بالادستی صنعت نفت در جهت مخالف آن تغییر میکند. همچنین اثر قیمت نفت بر سرمایهگذاری در بخش بالادستی صنعت نفت مثبت است، به گونهای که یک درصد تغییر در قیمت نفت، 12/1 درصد سرمایهگذاری در بخش بالادستی صنعت نفت را در همان جهت تغییر میدهد.
تحلیل اثر رانت منابع طبیعی و کیفیت حکمرانی بر شدت انرژی در کشورهای صادرکننده سوخت
صفحه 83-104
https://doi.org/10.22054/jiee.2019.9839
سعید راسخی، رویا ساعدی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، آزمون دو فرضیه در ارتباط با اهمیت تعامل میان رانت منابع طبیعی و کیفیت حکمرانی در تعیین شدت انرژی میباشد. بر اساس فرضیه اول تحقیق حاضر، رانت منابع طبیعی(کیفیت حکمرانی) بطور مستقل شدت انرژی را افزایش(کاهش) میدهد درحالی که بر اساس فرضیه دوم، شدت انرژی متاثر از تعامل رانت منابع طبیعی و کیفیت حکمرانی می باشد، به طوریکه اثر نهایی رانت منابع و کیفیت حکمرانی بر شدت انرژی، با وجود اثرات تعاملی، میتواند تقویت یا تضعیف گردد. فرضیههای تحقیق برای 58کشور صادرکننده سوخت به روش گشتاورهای تعمیم یافته طی دوره 2015-1998 آزمون شدهاست. نتایج نشانگر تایید فرضیههای پژوهش و نقش تعیینکننده کیفیت حکمرانی بر اثرگذاری رانت منابع بر شدت انرژی میباشد. نتایج پژوهش نشان میدهدکه اثرات رانت منابع طبیعی و کیفیت حکمرانی، به صورت مستقل بر شدت انرژی، به ترتیب مثبت و منفی است. همچنین بر اساس اثر تعاملی، اثر افزایشی رانت منابع بر شدت انرژی با وجود کیفیت حکمرانی تضعیف شده و کاهش مییابد و اثر کیفیت حکمرانی بر شدت انرژی با وجود رانت منابع طبیعی همچنان منفی بوده و حتی در تعامل با رانت منابع طبیعی میتواند تقویت گردد که بیانگر نقش اساسی کیفیت حکمرانی در شدت انرژی میباشد.
پویاییهای نامتقارن تقاضای انرژی در ایران با توجه به دوران رونق و رکود اقتصادی
صفحه 105-132
https://doi.org/10.22054/jiee.2019.9840
زهرا عزیزی
چکیده یکی از موضوعات مهم در اقتصاد انرژی جهت سیاستگذاری در این بخش شناخت مناسب تقاضای انرژی و برآورد صحیح کششپذیری قیمتی و درآمدی آن است. تاکنون تلاشهای گستردهای جهت تخمین کششپذیری تابع تقاضای انرژی در ایران صورت گرفته است اما مساله نامتقارن بودن پویایهای تقاضا و تغییر ضرایب الگو در دوران رونق و رکود اقتصادی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از اینرو در مقاله حاضر با در نظر گرفتن یک الگوی آستانهای تصحیح خطا، پویاییهای تقاضای انرژی در ایران طی دوره 1393-1357، با لحاظ نمودن تفاوت در دوران رکود و رونق اقتصادی، برآورد گردیده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد دو رژیم متفاوت در پویاییهای تقاضای انرژی در ایران وجود داشته است. در شرایط رکود کششهای قیمتی و درآمدی تقاضا و همچنین سرعت تعدیل پایینتر بوده، در حالی که در زمان رونق انعطاف تقاضاکنندگان برای عکسالعمل بیشتر و بنابراین کششهای قیمتی و درآمدی و سرعت تعدیل بالاتر بوده است. بر این اساس اگرچه در تقاضای انرژی هم در زمان رونق و هم در رکود کششناپذیر است و اجرای سیاستهای قیمتی نمیتواند بر تقاضا موثر باشد، اما کارایی این سیاستها می تواند در زمان رونق اقتصادی بیشتر از زمان رکود باشد.
بررسی تاثیر کارایی انرژی بر شاخص عملکرد محیط زیست در کشورهای منتخب اوپک و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی
صفحه 133-156
https://doi.org/10.22054/jiee.2019.9841
حسین محمدی، شیرین ظریف
چکیده با توجه به اینکه امروزه رشد اقتصادی هدف اصلی بسیاری از سیاستهای اقتصادی دولتهاست و این سیاستها میتواند دارای اثرات جانبی همچون زیانهای زیست محیطی باشد، توجه به عواملی که منجر به بهبود عملکرد محیط زیست می شوند، بسیار حائز اهمیت است. در این مطالعه اثرگذاری متغیرهایی همچون شدت انرژی(به عنوان یکی از متغیرهای رایج کارایی انرژی)، مصرف کودهای شیمیایی، شاخص توسعه انسانی و ارزش افزوده بخش صنعت نسبت به ارزش افزوده کل، بر شاخص عملکرد محیط زیست برای دو گروه کشورهای اوپک و کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است. روش مورد استفاده در تحقیق، مدل دادههای تابلویی پویا طی سالهای 2007 الی 2014 است. نتایج نشان داد که افزایش متغیرهایی همچون مصرف شدت انرژی، مصرف کودهای شیمیایی و ارزش افزوده بخش صنعت، منجر به کاهش شاخص عملکرد محیطزیست خواهد شد، به طوری که افزایش یک واحد در متغیر شدت انرژی به ترتیب منجر به کاهش 019/0 و 029/0 واحد در شاخص عملکرد محیطزیست در کشورهای اوپک و OECD خواهد شد. با توجه به نتایج تحقیق، میتوان با اتخاذ سیاستهایی همچون اجرای مقررات سختگیرانه برای آلوده کنندگان محیط زیست و نیز ایجاد محدودیت برای شدت مصرف انرژی، همراه با رشد اقتصادی، به کاهش آلودگی زیست محیطی کمک کرد.
بررسی اثر مخارج دولت و سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر شدت انرژی در صنایع کارخانهای استانهای ایران: رویکرد اقتصادسنجی فضایی
صفحه 157-184
https://doi.org/10.22054/jiee.2019.9842
سید مهدی موسویان، زهرا کریمی تکانلو، سید کمال صادقی، محسن پورعبادالهان کویچ
چکیده تدوین سیاستهای مؤثر بر کاهش شدت (افزایش بهرهوری) انرژی نیازمند مطالعه کامل عوامل مؤثر بر آن است. از طرفی طی سالهای اخیر، مصرف نهایی انرژی بخش صنعت در بین بخشهای مختلف مصرف در ایران افزایش زیادی داشته است. هدف این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر شدت انرژی در صنایع کارخانهای ایران بهویژه اثر متغیرهای مخارج عمرانی دولت و سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر شدت انرژی در این صنایع به تفکیک استان و کنترل اثرات سرریز فضایی بین آنها با استفاده از دادههای تابلویی 28 استان کشور طی دوره 1379 تا 1393 میباشد. بهمنظور بررسی وجود اثرات سرریز فضایی از آزمونهای Wald، LR و Panel (Robust) LM استفاده شده است و پس از تائید وجود اثرات فضایی و نوع آن، مدل دوربین فضایی (SDM) جهت بررسی شدت انرژی انتخاب شده است. مطابق نتایج، قیمت انرژی، سهم مالکیت خصوصی و مخارج عمرانی دولت اثر منفی بر شدت انرژی داشتهاند درحالیکه متغیرهای نسبت صادرات به ارزش افزوده و نسبت سرمایه به نیروی کار دارای اثر مثبت بر شدت انرژی بودهاند. سرمایهگذاری مستقیم خارجی نیز اثر معناداری بر روی شدت انرژی نداشته است. این نتایج لزوم توجه بیشتر به اتخاذ فناوریهای بالاتر تولید در سرمایهگذاریها و تأثیر دولت در تغییرات شدت انرژی را بیان میکنند ضمن اینکه امکان استفاده از سیاستهای مرتبط با غنیسازی همسایه در جهت افزایش بهرهوری انرژی را نیز متصور میسازد.
