دوره و شماره: دوره 14، شماره 55، تابستان 1404 (تابستان 1404) 
مقاله پژوهشی مطالعات اقتصادی مرتبط با حامل‌های انرژی (فسیلی، تجدیدپذیر و برق)

شناسایی و تحلیل نقش بهره‌برداری از منابع انرژی تجدید پذیر بر بازاریابی باشگاه‌های فوتبال ایران

صفحه 5-35

https://doi.org/10.22054/jiee.2024.77289.2055

سارا کشکر، غلام علی کارگر، امیر انصاری اردلی

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل نقش بهره‌برداری از منابع انرژی تجدید پذیر بر بازاریابی باشگاه‌های فوتبال ایران بود. پژوهش حاضر یک تحقیق کیفی بوده و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل خبرگان و صاحب‌نظران در حوزه توسعه پایدار، بازاریابی، مدیران و مهندسین فنی استادیوم‌های لیگ برتر فوتبال ایران بودند. دسترسی به نمونه‌های پژوهش به شیوه نمونه‌گیری هدفمند بود و سپس به شیوه گلوله برفی ادامه یافت. در نهایت پس از انجام مصاحبه با 12 نفر اشباع نظری حاصل شد. همچنین پس از جمع‌آوری داده‌ها به منظور تجزیه‌وتحلیل مصاحبه‌ها از نرم‌افزار تحلیل کیفی مکس کیودا نسخه 22 استفاده گردید. پس از تجزیه‌وتحلیل مصاحبه‌ها تعداد 58 کد باز به دست آمد که در 20 مقوله محوری قرار گرفتند. در نهایت نیز از مقوله‌های به‌دست‌آمده، پنج مفهوم جذب مشتری، درآمدزایی، بازاریابی سبز، جلب حمایت‌ها، بازاریابی برند شناسایی شدند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که استفاده از منابع انرژی تجدید پذیر در استادیوم‌ها نه تنها دارای توجیه اقتصادی می‌باشد، بلکه موجب رشد اقتصادی و توسعه بازاریابی باشگاه‌های فوتبال می‌شود. همچنین با توجه به وجود بحران‌های زیست‌محیطی همچون آلودگی هوای کلان شهرها، بحران‌های آبی، تغییرات اقلیمی، پیشنهاد می‌شود که دولت، مدیران و دست اندکاران ورزش کشور اقدامات مثبتی در راستای ساخت و تجهیز اماکن ورزش سبز و جایگزینی منابع انرژی تجدید پذیر به جای منابع انرژی سنتی و فسیلی در اماکن و استادیوم‌های ورزشی انجام دهند.

مقاله پژوهشی مطالعات اقتصادی مرتبط با حامل‌های انرژی (فسیلی، تجدیدپذیر و برق)

پیش بینی مقدار تقاضای برق در ایران: رویکرد تلفیقی الگوهای فضا-حالت و انتقال رژیم مارکوف

صفحه 36-78

https://doi.org/10.22054/jiee.2024.78556.2073

فریبرز پرتوی راد، تیمور محمدی، مهنوش عبداله میلانی، مرتضی خورسندی

چکیده پیش بینی تقاضای برق از مهمترین مسائل سیستم انرژی الکتریکی است. با توجه به تحولات ساختاری تقاضای برق و واقعیتهای شکل گرفته در مصرف برق در بخشهای مختلف تقاضا، پیش بینی مقدار تقاضای برق دورنمای تحولات سیستم انرژی الکتریکی کشور را در میان مدت و بلند مدت روشن خواهد کرد. با بهره گیری از رویکردهای نوین، این پیش بینی از قابلیت اطمینان بالاتری برخوردار می گردد. در این پژوهش با بهره گیری از رویکرد فضا-حالت و تلفیق آن با انتقال رژیم مارکوف، منابع اصلی نااطمینانیها در مدل لحاظ گردید. با استفاده از داده های انرژی الکتریکی ورودی به سیستم جهت تأمین تقاضای برق و متوسط قیمت حقیقی برق و دما و تعداد مشترکین در دوره ده ساله 1401-1392، پارامترهای مدل بر اساس رویکرد فضا-حالت و انتقال رژیم مارکوف برآورد گردید. رویکرد فضا-حالت در قالب پارامترهای متغیرطی زمان و رویکرد انتقال رژیم مارکوف در قالب نوسانات واریانس در مدل لحاظ گردید. نتایج نشان داد که مدل مبتنی بر این رویکرد تلفیقی، پیش بینی دقیقتری نسبت به الگوی کلاسیک تقاضای برق به دست می دهد. خطای معیار معادلات برآوردی به 1/0 تقلیل می یابد (در مدل رقیب خطای معیار معادله مربوطه 03/0 و در رویکرد تلفیقی برای مقاطع اوج 002/0 و خارج اوج 004/0 است). در حالی که این سیستم در تأمین تقاضای برق دچار چالش جدی است، حساسیت تقاضای برق نسبت به قیمت حقیقی برق و تغییرات دما رو به کاهش گذاشته و تقاضای برق مشترک نهایی رو به افزایش است.

مقاله پژوهشی سیاستگذاری‌های اقتصادی و مالی در حوزه‌های فوق‌الذکر در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی

انتخاب قابل‌اطمینان‌ترین تأمین‌کننده برق برای کارخانجات فولادسازی گل‌گهر: رتبه‌بندی نیروگاه‌ها با استفاده از روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره

صفحه 79-112

https://doi.org/10.22054/jiee.2025.82004.2114

سید علی توحیدی، محمد موسی‌زاده، مجید میرزایی قزانی، ناصر صفایی

چکیده با افزایش مصرف برق در کشور طی چند سال اخیر، علی‌رغم راهبردی بودن صنعت فولاد در کشور، تأمین برق برای شرکت‌های فولادی با مشکلات جدی روبرو شده است؛ در این مطالعه، ابتدا به بررسی راهبردهای بهبود کیفیت و افزایش نرخ تولید شرکت فولاد گل گهر از طریق تشکیل ماتریس SWOT پرداخته‌ایم. سپس، با توجه به اینکه تأمین برق قابل اطمینان، کلیدی‌ترین راهبرد برای نیل به این هدف شناسایی شده است، با استفاده از روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره به رتبه‌بندی نیروگاه‌های مختلف برای تأمین برق قابل اطمینان این شرکت پرداخته‌ایم. به این منظور، با استفاده از دو شاخص اصلی نگهداری و تعمیرات، یعنی قابلیت اطمینان (Reliability) و در دسترس بودن (Availability) به ارزیابی گزینه‌ها پرداخته و رتبه‌بندی نیروگاه‌ها با استفاده از چهار روش تصمیم‌گیری AHP، EDAS، TOPSIS و MAUT انجام شده است. هم‌چنین برای وزن‌دهی معیارها از دو روش تشکیل ماتریس مقایسات زوجی (PCM) و روش شانون بهره گرفته شده است. نتایج حل نشان‌دهنده آن است که از میان سه نیروگاه کهنوج، نیروگاه گهران و نیروگاه سمنگان، تأمین برق قابل اطمینان شرکت گل‌گهر توسط نیروگاه سمنگان قابل اتکاتر خواهد بود. به طور خلاصه، در سه روش از چهار روش تصمیم‌گیری، نیروگاه سمنگان به عنوان نیروگاه برتر شناخته شده و در دیگر روش نیز در جایگاه دوم رتبه‌بندی قرار گرفت. هم‌چنین در مجموع، نیروگاه کهنوج نیروگاه گهران به عنوان دومین و سومین نیروگاه شناسایی شدند.

مقاله پژوهشی مطالعات اقتصادی مرتبط با حامل‌های انرژی (فسیلی، تجدیدپذیر و برق)

تبیین پویا رابطه تولید ناخالص داخلی و تقاضای کل انرژی ایران در چارچوب منحنی کوزنتس

صفحه 113-142

https://doi.org/10.22054/jiee.2025.82406.2115

امیررضا خلیلی، مجتبی بهمنی، مهدی نجاتی

چکیده امروزه حدود80 درصد انرژی جهان از سوخت‌های فسیلی تولید شده که نتیجه‌ی آن انتشار قابل توجه آلودگی زیست محیطی است. از آنجایی که در ایران رشد اقتصادی بیشتر به واسطه‌ی سوخت‌های فسیلی محقق می‌شود مطالعه‌ای با هدف تبیین رابطه‌ی بین تولید ناخالص داخلی ایران و تقاضای کل انرژی با استفاده از چارچوب منحنی کوزنتس شکل گرفت، این پژوهش ابتدا نکاتی را در مورد آلودگی و مصرف انرژی متذکر شده و سپس به توسعه‌ پایدار ومنحنی کوزنتس می‌پردازد، مدل تجربی در این مطالعه شامل دو قسمت بوده که ابتدا با انجام آزمون مانایی مدلARDL به عنوان روش انتخابی مورد تخمین قرار می‌گیرد و سپس در قسمت دوم و با استفاده از سیستم‌های پویا اقدام به اجرا مدل طی سال‌های 1379 تا 1425 کرده که نتایج حاصل، بیانگر آن است که ایران در مرحله‌ی اول منحنی کوزنتس قرارداشته و59 درصد تغییرات تقاضای انرژی به دلیل تغییرات در تولید ناخالص داخلی می‌باشد. بدین منظور توصیه سیاستی‌ای که در این مقاله می‌تواند مورد توجه قرار گیرد آموزش و آگاهی عمومی از مخاطرات استفاده از سوخت‌های فسیلی و سرمایه گذاری در سیستم‌های تجدید پذیر می‌باشد که از جهتی موجب رشد اقتصادی می‌شود و از سویی دیگر نیز موجب گذار از مرحله‌ی اول منحنی زیست محیطی کوزنتس خواهد شد.

مقاله پژوهشی سیاستگذاری‌های اقتصادی و مالی در حوزه‌های فوق‌الذکر در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی

تاثیر عدم قطعیت سیاست‌های اقتصادی جهانی و عدم قطعیت قیمت نفت بر رشد اقتصادی در یک اقتصاد نفتی؛ مطالعه موردی کشور عراق

صفحه 143-170

https://doi.org/10.22054/jiee.2025.84310.2134

علی رووف کاظم جواد الرکابی، مریم امامی میبدی

چکیده در فرآیند جهانی‌شدن، وابستگی متقابل کشورها به یکدیگر افزایش می‌یابد و تغییرات در سیاست‌های اقتصادی، شوک‌های نااطمینانی را به اقتصاد داخلی و خارجی وارد می‌کند. در کشورهایی که وابسته به نفت هستند، نوسانات قیمت جهانی نفت تأثیر زیادی بر درآمد و تولید ناخالص داخلی دارد. این تحقیق به بررسی تأثیر عدم‌قطعیت سیاست‌های اقتصادی جهانی و قیمت نفت بر رشد اقتصادی عراق در بازه زمانی 2008 تا 2022 پرداخته است. روش استفاده‌شده در این مطالعه، مدل اقتصادسنجی خودرگرسیونی با وقفه‌های توزیعی غیرخطی است. نتایج نشان می‌دهند که افزایش عدم‌قطعیت سیاست‌های اقتصادی جهانی در کوتاه‌مدت منجر به کاهش رشد اقتصادی عراق می‌شود و این اثر در بلندمدت نیز ادامه می‌یابد. علاوه بر این، کاهش عدم‌قطعیت سیاست‌های اقتصادی جهانی در هر دو بازه زمانی موجب افزایش رشد اقتصادی عراق می‌گردد. در خصوص قیمت نفت، کاهش عدم‌قطعیت در کوتاه‌مدت (در وقفه اول) باعث افزایش رشد اقتصادی می‌شود، اما در وقفه دوم اثر منفی دارد. در بلندمدت، کاهش عدم‌قطعیت قیمت نفت موجب افزایش رشد اقتصادی می‌شود. افزایش عدم‌قطعیت قیمت نفت در کوتاه‌مدت اثر معناداری بر رشد اقتصادی ندارد، اما در بلندمدت باعث کاهش رشد اقتصادی عراق می‌شود. این نتایج به عدم‌تقارن در تأثیرات سیاست‌های اقتصادی و قیمت نفت بر رشد اقتصادی عراق اشاره دارند.

مقاله پژوهشی مطالعات اقتصادی مرتبط با حامل‌های انرژی (فسیلی، تجدیدپذیر و برق)

تعیین عوامل موثر بر دی‌اکسیدکربن منتشر شده توسط صنعت تولید فرآورده‌های کانی غیر‌فلزی

صفحه 171-198

https://doi.org/10.22054/jiee.2025.84268.2133

سمانه طالعی اردکانی، سید نظام الدین مکیان، زهرا نصراللهی

چکیده چکیده
بخش صنعت و بخصوص صنایع انرژی‌بر یکی از مهم‌ترین بخش‌های آلاینده محسوب می‌شوند. با توجه به اینکه بخش صنعت خود چندین زیر بخش تولیدی را شامل می‌شود و آلودگی ایجاد شده توسط آنها متفاوت می‌باشد، ابتدا میزان انتشار دی‌اکسید‌کربن در سطح تمام کدهای آیسیک دو رقمی طی سال-های ۱۴۰۰-۱۳۸۳ برآورد شده است. سپس صنعتی که بیشترین میزان دی‌اکسید‌کربن را منتشر کرده (صنعت تولید فرآورده‌های کانی غیرفلزی) به عنوان صنعت آلوده‌زا در نظر گرفته شده و به شناخت عوامل مؤثر بر انتشار دی‌اکسید‌کربن آن صنعت، پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاضر با استفاده از تخمین رگرسیون از طریق بوت استرپ طی دوره مورد بررسی نشان می‌دهد میزان انتشار دی‌اکسید‌کربن منتشره توسط صنعت کانی غیر‌فلزی تابعی مثبت از مقدار حامل انرژی مصرف شده، شدت سرمایه فیزیکی و شدت سرمایه انسانی و تابعی منفی از شدت مهارت نیروی انسانی، هزینه‌های سرمایه‌ای صنعت و مخارج تحقیق و توسعه می‌باشد.