پیش بینی مقدار تقاضای برق در ایران: رویکرد تلفیقی الگوهای فضا-حالت و انتقال رژیم مارکوف
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 اردیبهشت 1403
https://doi.org/10.22054/jiee.2024.78556.2073
فریبرز پرتوی راد، تیمور محمدی، مهنوش عبداله میلانی، مرتضی خورسندی
چکیده پیش بینی تقاضای برق از مهمترین مسائل سیستم انرژی الکتریکی است. با توجه به تحولات ساختاری تقاضای برق و واقعیتهای شکل گرفته در مصرف برق در بخشهای مختلف تقاضا، پیش بینی مقدار تقاضای برق دورنمای تحولات سیستم انرژی الکتریکی کشور را در میان مدت و بلند مدت روشن خواهد کرد. با بهره گیری از رویکردهای نوین، این پیش بینی از قابلیت اطمینان بالاتری برخوردار می گردد. در این پژوهش با بهره گیری از رویکرد فضا-حالت و تلفیق آن با انتقال رژیم مارکوف، منابع اصلی نااطمینانیها در مدل لحاظ گردید. با استفاده از داده های انرژی الکتریکی ورودی به سیستم جهت تأمین تقاضای برق و متوسط قیمت حقیقی برق و دما و تعداد مشترکین در دوره ده ساله 1401-1392، پارامترهای مدل بر اساس رویکرد فضا-حالت و انتقال رژیم مارکوف برآورد گردید. رویکرد فضا-حالت در قالب پارامترهای متغیرطی زمان و رویکرد انتقال رژیم مارکوف در قالب نوسانات واریانس در مدل لحاظ گردید. نتایج نشان داد که مدل مبتنی بر این رویکرد تلفیقی، پیش بینی دقیقتری نسبت به الگوی کلاسیک تقاضای برق به دست می دهد. خطای معیار معادلات برآوردی به 1/0 تقلیل می یابد (در مدل رقیب خطای معیار معادله مربوطه 03/0 و در رویکرد تلفیقی برای مقاطع اوج 002/0 و خارج اوج 004/0 است). در حالی که این سیستم در تأمین تقاضای برق دچار چالش جدی است، حساسیت تقاضای برق نسبت به قیمت حقیقی برق و تغییرات دما رو به کاهش گذاشته و تقاضای برق مشترک نهایی رو به افزایش است.
شکاف کارایی انرژی در کشورهای تولیدکننده نفت
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 تیر 1403
https://doi.org/10.22054/jiee.2024.79670.2090
تیمور محمدی، اعظم عباس محسن
چکیده انرژی یک نهاده اساسی در تولید است و در دسترس بودن و استفاده از آن برای رشد اجتماعی، اقتصادی و پیشرفت تکنولوژیکی یک ملت ضروری میباشد. مصرف انرژی و انتشار گازهایگلخانهای همراه با افزایش تولید در حال افزایش بوده و بیشتر از منابع تجدیدناپذیر به دست میآید. افزایش تولید و توسعه اقتصادها، موجب افزایش گازهای گلخانهای و در نتیجه، تغییرات آب و هوایی شده و چالش جدیدی برای کشورها ایجاد کرده است. کارایی انرژی سودمندترین راه برای کاهش گازهای گلخانهای و کنترل تامین انرژی است. در این راستا یکی از وظایف دولتها، یافتن ابزارهایی برای به حداقل رساندن شکاف کارایی انرژی اقتصاد ملی از طریق افزایش کارایی انرژی در اقتصاد است.
بدین منظور، در این پژوهش از تابع فاصله انرژی شپارد برای تعریف شاخص کارایی انرژی و از تکنیک تحلیل مرز تصادفی (SFA) برای تخمین شکاف کارایی انرژی در کشورهای منتخب تولیدکننده نفت و گاز طی سالهای 1990 الی 2022 استفاده نموده و به بررسی برخی از عوامل تاثیرگذار بر شکاف کارایی انرژی پرداخته ایم و مشاهده گردید شکاف کارایی انرژی طی سالهای مورد بررسی از 6% به 29% افزایش یافته است. همچنین متغیرسرمایهگذاری مستقیم خارجی و بهرهوری کل عوامل دارای تاثیر منفی و شهرنشینی دارای اثر مثبت بر شکاف کارایی انرژی میباشند.
بررسی تاثیر مصرف انرژی(نفت) بر بهره وری کل عوامل تولید درایران و کشور های منتخب درحال توسعه
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 تیر 1403
https://doi.org/10.22054/jiee.2024.78466.2072
راحله شجاعی، فرزانه خلیلی، علی امامی میبدی، علی نظری
چکیده یافتن عوامل موثر بر بهره وری به جهت تاثیر آن بر رشد و توسعه اقتصادی ، برای جوامع، خصوصا کشورهایی که در روند توسعه یافتگی قرار دارند، امری ضروری است. با بررسی پژوهش های جدید و تحلیل شرایط و معضلات اقتصادی کشور های در حال توسعه، به اهمیت عامل مصرف انرژی به خصوص انرژی های تجدید ناپذیر، همچون مصرف نفت دست می یابیم و این سوال که ایا مصرف انرژی(نفت) بیشتر،کشور را در جهت بهبود بهره وری قرار می دهد یا خیر، برای تدوین برنامه و نقشه مسیر توسعه یافتگی حیاتی است. تحقیق حاضر به بررسی تاثیر مصرف انرژی(نفت) بر بهره وری کل عوامل تولید با استفاده از تابع تولید کاب- داگلاس و مدل رشد سولو، برای 10 کشور، درحال توسعه از جمله ایران براساس شاخص توسعه انسانی طی دوره 1996تا 2022 می پردازد. در این تحقیق با استفاده از دادههای پانلی، ابتدا از طریق مدل اولیه که مدل خطی شده تابع کاب داگلاس تعمیم یافته است، بهره وری کل عوامل تولید را محاسبه و سپس از طریق مدل ثانویه با لحاظ کردن متغیر بهره وری کل عوامل محاسبه شده، فرضیه تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثرمصرف انرﮋی بر بهره وری کل عوامل تولید(TFP) دراین دوره منفی و معنادار است. همچنین، اثر شهرنشینی و نرخ تورم نیز بر بهره وری کل عوامل تولید منفی و معنادار و اثر اموزش منفی و بی معنی است.
Identifying and analyzing the role of exploitation of renewable energy sources on the marketing of Iranian .football clubs
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 شهریور 1403
https://doi.org/10.22054/jiee.2024.77289.2055
سارا کشکر، غلام علی کارگر، امیر انصاری اردلی
چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل نقش بهرهبرداری از منابع انرژی تجدید پذیر بر بازاریابی باشگاههای فوتبال ایران بود. پژوهش حاضر یک تحقیق کیفی بوده و برای تجزیهوتحلیل دادهها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل خبرگان و صاحبنظران در حوزه توسعه پایدار، بازاریابی، مدیران و مهندسین فنی استادیومهای لیگ برتر فوتبال ایران بودند. دسترسی به نمونههای پژوهش به شیوه نمونهگیری هدفمند بود و سپس به شیوه گلوله برفی ادامه یافت. در نهایت پس از انجام مصاحبه با 12 نفر اشباع نظری حاصل شد. همچنین پس از جمعآوری دادهها به منظور تجزیهوتحلیل مصاحبهها از نرمافزار تحلیل کیفی مکس کیودا نسخه 22 استفاده گردید. پس از تجزیهوتحلیل مصاحبهها تعداد 58 کد باز به دست آمد که در 20 مقوله محوری قرار گرفتند. در نهایت نیز از مقولههای بهدستآمده، پنج مفهوم جذب مشتری، درآمدزایی، بازاریابی سبز، جلب حمایتها، بازاریابی برند شناسایی شدند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که استفاده از منابع انرژی تجدید پذیر در استادیومها نه تنها دارای توجیه اقتصادی میباشد، بلکه موجب رشد اقتصادی و توسعه بازاریابی باشگاههای فوتبال میشود. همچنین با توجه به وجود بحرانهای زیستمحیطی همچون آلودگی هوای کلان شهرها، بحرانهای آبی، تغییرات اقلیمی، پیشنهاد میشود که دولت، مدیران و دست اندکاران ورزش کشور اقدامات مثبتی در راستای ساخت و تجهیز اماکن ورزش سبز و جایگزینی منابع انرژی تجدید پذیر به جای منابع انرژی سنتی و فسیلی در اماکن و استادیومهای ورزشی انجام دهند.
بررسی اصلاح یارانه سوخت بر توزیع درآمد در کشور ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 بهمن 1403
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.76720.2048
سودابه رفیعی، سید محمدرضا سیدنورانی، تیمور محمدی
چکیده هدف مقاله حاضر ارزیابی پیشرفت یارانههای سوخت و همچنین اثرات بودجه ای و توزیعی حذف احتمالی چنین یارانههایی در ایران است. در این پژوهش از تجزیه و تحلیل مدل سناریوی یادگیری ماشین، مدل ریزشبیهسازی سود مالیاتی برای ایران، همراه با ریز دادههای مصرف و یارانه خانوارها از زمان اصلاح یارانه استفاده شده است. این اصلاح در توزیع درآمد عدالتمحورانهتری را به ارمغان میآورد و باعث کاهش نابرابری درآمدی در جامعه میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد که یارانه مصارف حانگی به سمت افزایشی پیشرفته است، در حالی که یارانه بنزین و گازوئیل تمایل به کاهش دارد. شبیهسازیهای مقاله نشان میدهد که حذف همه یارانههای سوخت به دلیل اهمیت یارانه گاز خانگی برای خانوارهای کمدرآمد، فقر و نابرابری را افزایش میدهد. حذف یارانههای بنزین بر فقر و نابرابری تأثیر نمیگذارد، در حالی که به کاهش هزینههای دولت کمک میکند. همچنین نشان داده شد که استفاده از بخشی از بودجه صرفهجویی شده از حذف یارانه سوخت برای افزایش پرداختهای کمکهای اجتماعی در ایران، میتواند مکانیزمی برای جبران خسارت خانوادههای کمدرآمد پس از حذف یارانه سوخت باشد.
تاثیر توسعه انرژی های تجدیدپذیر بر اشتغال در کشورهای منتخب
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 اردیبهشت 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.77800.2060
مهدیه رضاقلی زاده، مجید آقایی، سامان بادبره
چکیده گزارشهای آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر (IRENA) نشان میدهد که گسترش منابع انرژیهای تجدیدپذیر در سطح منطقهای تأثیر قابلتوجهی بر اشتغال دارد و منجر به ایجاد مشاغل مستقیم، غیرمستقیم و القایی در بخشهای مختلف میشود. بر این اساس، مطالعه حاضر به بررسی تأثیر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر بر اشتغال در دو گروه از کشورها ـ کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه که هر دو دارای منابع انرژی تجدیدپذیر هستند ـ طی دوره زمانی ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۲ میپردازد. در این تحلیل، از روش حداقل مربعات معمولی پویای (DOLS) استفاده شده است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که ظرفیت نصبشده انرژیهای تجدیدپذیر در هر دو گروه کشورها تأثیر مثبت بر اشتغال دارد و به افزایش فرصتهای شغلی منجر شده است. همچنین، بین تولید ناخالص داخلی و اشتغال در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه رابطه مثبت مشاهده میشود. در مقابل، متغیر دستمزد در هر دو گروه کشورها رابطه معکوس با اشتغال دارد. در نهایت، نتایج حاکی از آن است که تشکیل سرمایه ناخالص در کشورهای در حال توسعه تأثیر مثبت و در کشورهای توسعهیافته تأثیر منفی بر اشتغال دارد.
تاثیر شوک های نفتی بر بازده بازارهای مالی ایران رویکرد قیود علامت
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 اردیبهشت 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.77875.2064
فاطمه جهانگرد، تیمور محمدی، عباس شاکری، مهنوش عبداله میلانی
چکیده تاثیر شوک های نفتی بر بازده بازارهای مالی ایران: رویکرد قیود علامت
چکیده
با توجه به اینکه در طول دهه های گذشته قیمت نفت تغییرات زیادی داشته است و این تغییرات در قیمت نفت می تواند بر بازارهای مالی کشوری مانند ایران تاثیرات زیادی داشته باشد، در این مطالعه تاثیر شوک های نفتی بر بازده بازار سهام ایران مورد تاکید قرار گرفته است. برای اندازه گیری تاثیر شوکهای نفتی بر بازده بازار مالی ( در این مطالعه بازده بازار سهام) در ایران، از داده های فصلی (بهار 1387 تا بهار 1401) استفاده شد. داده های مطالعه شامل بازده سهام به عنوان نماینده بازار مالی ایران، قیمت نفت تگزاس و نااطمینانی نرخ ارز است. نتایج نشان داد که تاثیر شوک قیمت نفت بر بازده سهام معنادار و افزایشی بوده و سپس کاهشی و ماندگار است. تاثیر نااطمینانی نرخ ارز بر بازده سهام نیز معنادار و افزایشی بوده و سپس کاهش می یابد.
واژه های کلیدی: قیمت نفت، نااطمینانی نرخ ارز، بازار سهام، توابع عکس العمل
طبقه بندی JEL: H54,G14,G21,R32
تعیین عوامل موثر بر دیاکسیدکربن منتشر شده توسط صنعت تولید فرآوردههای کانی غیرفلزی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 اردیبهشت 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.84268.2133
سمانه طالعی اردکانی، سید نظام الدین مکیان، زهرا نصراللهی
چکیده چکیده
بخش صنعت و بخصوص صنایع انرژیبر یکی از مهمترین بخشهای آلاینده محسوب میشوند. با توجه به اینکه بخش صنعت خود چندین زیر بخش تولیدی را شامل میشود و آلودگی ایجاد شده توسط آنها متفاوت میباشد، ابتدا میزان انتشار دیاکسیدکربن در سطح تمام کدهای آیسیک دو رقمی طی سال-های ۱۴۰۰-۱۳۸۳ برآورد شده است. سپس صنعتی که بیشترین میزان دیاکسیدکربن را منتشر کرده (صنعت تولید فرآوردههای کانی غیرفلزی) به عنوان صنعت آلودهزا در نظر گرفته شده و به شناخت عوامل مؤثر بر انتشار دیاکسیدکربن آن صنعت، پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاضر با استفاده از تخمین رگرسیون از طریق بوت استرپ طی دوره مورد بررسی نشان میدهد میزان انتشار دیاکسیدکربن منتشره توسط صنعت کانی غیرفلزی تابعی مثبت از مقدار حامل انرژی مصرف شده، شدت سرمایه فیزیکی و شدت سرمایه انسانی و تابعی منفی از شدت مهارت نیروی انسانی، هزینههای سرمایهای صنعت و مخارج تحقیق و توسعه میباشد.
چگونه نااطمینانی اقتصادی جهانی و بازار نفت بر یکدیگر اثر میگذارند؟ رویکرد ترکیبی یادگیری ماشین و اقتصادسنجی برای پیشبینی بهتر
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 خرداد 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.85888.2149
ماندانا شیراوند، مهدی ذوالفقاری، سمانه عابدی، نرگس خسروی نژاد
چکیده این پژوهش به بررسی رابطه میان شاخص نااطمینانی سیاست اقتصادی جهانی و قیمت نفت خام جهانی میپردازد و از ترکیبی از مدلهای اقتصادسنجی کلاسیک VAR ، BEKK، DCC و تکنیکهای یادگیری ماشین LSTM، GRU، XGBoost بهره میبرد. نتایج نشان میدهد که بین GEPU و قیمت نفت رابطه پیشبینیپذیر دوسویه و سرایت نوسانات وجود دارد، اما اثر مستقیم و کوتاهمدت شوکهای آنها بر یکدیگر ضعیف و اغلب بیمعنا است. این رابطه بیشتر در سطح همبستگی نوسانات قابلمشاهده بوده و در بلندمدت افزایش قیمت نفت میتواند به افزایش بیثباتی اقتصادی جهانی منجر شود. علیت گرنجر دوسویه بین دو متغیر تأیید شده است، ولی واکنشهای آنی به شوکها در چارچوب VAR عمدتاً معنادار نبودهاند. مدلهای نوسان محور و تحلیل موجک نشان دادهاند که نوسانات همزمان در دورههای بحران افزایشیافته و سرایت نوسانات بین GEPU و قیمت نفت قابلتوجه است. استفاده از روشهای پیشرفته یادگیری ماشین توانسته است دقت پیشبینی روابط بلندمدت و نویزی میان متغیرها را بهبود بخشد. یافتههای پژوهش بر پیچیدگی و چندبعدی بودن تعامل بین نااطمینانی سیاست اقتصادی جهانی و قیمت نفت تأکید میکند.
تأثیر سرمایه انسانی و تأمین مالی سبز بر مصرف انرژیهای تجدیدپذیر درکشورهای عضو اکو (رهیافت CS-ARDL)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 تیر 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.84705.2137
غلامرضا غفاری، احمد سرلک، مریم شریف نژاد
چکیده انرژیهای تجدیدپذیر به عنوان راهکاری کلیدی برای مقابله با تغییرات اقلیمی و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی مطرح شدهاند. توسعه و گسترشاین نوع انرژیها به عوامل مختلفی از جمله سرمایه انسانی و تأمین مالی سبز وابسته است. سرمایهگذاری در آموزش و توسعه نیروی انسانی متخصص و تأمین منابع مالی کافی، میتواند به تسریع روند گذار به سمت انرژیهای تجدیدپذیر و پایدار کمک کند. پژوهش حاضر تأثیر دو عامل سرمایه انسانی و تأمین مالی سبز را بر انرژیهای تجدیدپذیر، در کشورهای عضو اکو، در بـازه زمانی 2000 تا 2024 از طریق الگوی خودرگرسیون با وقفههای توزیع شده تعمیم یافته مقطعی مورد بررسی قرار داده است. نتایج این بررسی حاکی از آن است که در حوزه اکو، سرمایه انسانی و تأمین مالی سبز تأثیر مثبت و معناداری بر مصرف انرژیهای تجدیدپذیر دارند. از آنجاکه استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر نقش مهمی در توسعه پایدار دارند، بنابراین توصیه میگردد با در نظر گرفتن و ارتقاء این دو عامل موثر، فضا برای گذار به سمت استفاده از انرژیهای سبز مهیا گردد.
مدلسازی ترجیحات مالی مصرف کنندگان در پذیرش خودرو گازسوز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 شهریور 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.84218.2131
نادر دشتی
چکیده هدف این مقاله، مدلسازی ترجیحات مالی مصرفکنندگان در انتخاب بین خودروهای گازسوز و بنزینی، بدون در نظر گرفتن ضعفهای زیرساختی و معایب خودروهای گازسوز می باشد. بدین منظور، با استفاده از تحلیل کمی مبتنی بر ارزش فعلی و مدلسازی اقتصادی، مزایای مالی خودروهای دوگانهسوز تحت سناریوهای مختلف قیمت خودرو بررسی گردیده است. نتایج نشان میدهد که با اختلاف قیمت فعلی بین بنزین و CNG و هزینههای خرید و نگهداری خودرو، مصرفکنندگان از تغییر سوخت به CNG منفعت مالی نمیبرند. علاوه بر این، ضعفهای زیرساختی و معایب خودروهای گازسوز مانند کمبود جایگاههای سوختگیری و مسائل ایمنی، مانع از پذیرش گستردهتر خودروهای دوگانهسوز میشوند. با این حال، اگر اختلاف قیمت بنزین و CNG به ۷۰۰۰ تومان برسد و خودروهای دوگانهسوز فقط ۲۵ میلیون تومان گرانتر از خودروهای بنزینسوز باشند، نرخ پذیرش CNG به ۵۸.۷۱٪ افزایش مییابد. از طرف دیگر، افزایش نرخ پذیرش خودروهای گاز سوز، منجر به کاهش انتشار گازهای گلخانهای و بهبود تراز تجاری کشور می گردد.
وابستگی رانت نفتی و بخش غیرنفتی اقتصاد ایران: رهیافت توابع Vine-Copula
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 مهر 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.80596.2101
حامد عباسی نامی، سیمین آل علی
چکیده تنوع و پیچیدگی سبد صادرات از ملزومات ارتقاء ساختار تولید و بالتبع رشد و توسعه اقتصادی است. اما از آنجایی که اقتصاد ایران وابسته به درآمدهای نفتی بوده، از تنوع کمی برخوردار است. لذا، همواره در معرض تکانههای نامطلوب خارجی قرار داشته و بررسی ساختار وابستگی میان رانت نفت و اقتصاد غیرنفتی اهمیت پیدا میکند. به منظور مدلسازی وابستگی، از دادههای رانت نفتی، تولید ناخالص داخلی، ارزش افزوده خدمات، ارزش افزوده صنعت، تجارت کالا و تسهیلات اعطایی بانکها در طی دوره 2020-1970 استفاده شده است. همچنین، به دلیل اتکاء مخارج دولت به درآمدهای نفتی، وجود همبستگی غیرخطی، عدم تقارن در دادهها و توزیعهای نامتقارن از توابع کاپولای تک و دومتغیره Vine استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهند در اولین درخت مدل C-Vine، همبستگی قوی و نامتقارن به ویژه در دنباله بالایی میان رانت نفتی با GDP، تجارت کالا و تسهیلات بانکی وجود دارد. به عبارتی، اثر شوک مثبت بزرگتر از شوک منفی است. به علاوه، همبستگی متقارن مثبت میان رانت نفتی و ارزش افزوده بخش خدمات مشاهده گردید. همبستگی قویتر در دنباله پایینی میان رانت نفتی و ارزش افزوده صنعت دلالت بر تاثیر بزرگتر شوک منفی دارد. بنابراین سیاستهای تثبیت اقتصاد کلان در محافظت از اقتصاد ایران در صورت وقوع تکانههای نفتی، ناموفق عمل نموده و الگوی متنوعسازی منجر به ساختار انعطافپذیر نشده است.
رویکرد بهره وری اکسرژی محور برای ارزیابی نهاده های تولید دربخش صنعت
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 مهر 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.85909.2150
مهنا خاتمی، حسین خواجه پور، محمد Mohammad
چکیده بخش انرژی بهعنوان یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر پایداری محیطزیستی، نیازمند شاخصهایی دقیق برای سنجش کارایی عوامل تولید در کاهش تخریب منابع است. هدف این پژوهش، معرفی و توسعه شاخص بهرهوری اکسرژیمحور بهمنظور سنجش فایده اکسرژیمحور سرمایه و نیروی کار در صنایع مختلف بود. پژوهش حاضر بهصورت تحلیلی_علّی و در چارچوب طراحی دادههای پنل انجام شد. جامعه آماری شامل چهارده صنعت منتخب در نُه کشور توسعهیافته در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹ بود که با روش نمونهگیری هدفمند، دادههای موردنیاز از منابع آماری بینالمللی گردآوری شد. شاخص بهرهوری اکسرژی از طریق محاسبه نرخ نهایی جانشینی فنی بین اکسرژی و دیگر عوامل تولید شامل نیروی کار و سرمایه، در تابع کاب-داگلاس استخراج گردید و برای برآورد ضرایب تابع تولید از رگرسیون پنل استفاده شد. یافتهها نشان دادند در صنایع با شدت انرژی بالاتر، قدرت بهرهوری اکسرژی نهادهها بیشتر است و این صنایع، عملکرد مؤثرتری در جلوگیری از تخریب اکسرژی دارند؛ این پتانسیل با رشد بهرهوری صنایع طی سالها برای سرمایه کاهشیافته و برای نیروی کار ثابت مانده است. در مجموع، شاخص بهرهوری اکسرژی میتواند بهعنوان ابزاری دقیق برای پایش سیاستهای انرژی، ارتقای فناوری و برنامهریزی برای توسعه صنعتی پایدار مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل تعامل پویای نااطمینانی سیاستگذاری اقتصادی و بازار کالاهای انرژی: علیت گرنجری متغیر در زمان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 مهر 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.84855.2140
غزاله خانزاده کنزق، سیاب ممی پور، مهدی قائمی اصل، حسین حافظی
چکیده دنیای واقعی مملو از نااطمینانی اقتصادی است که موجب افزایش ریسک در تصمیمگیری عوامل اقتصادی و تأثیرگذاری بر رفتار آنها میشود. یکی از مهمترین پیامدهای این نااطمینانی، نوسانات شدید در متغیرهای کلیدی اقتصادی مانند قیمت کالاهای انرژی است. هر یک از این کالاها ویژگیهای خاص خود را دارند که بر رفتار قیمتی آنها اثر گذاشته و باعث نوسانات قیمتی و بیثباتی اقتصادی میشوند.
بر این اساس، مطالعه حاضر به بررسی تعامل پویا بین نااطمینانی سیاست اقتصادی جهانی (GEPU) و قیمت کالاهای انرژی با استفاده از آزمون علیت گرنجری پویا در چارچوب مدل LA-VAR میپردازد. نتایج نشان میدهد که رابطه بین نااطمینانی سیاستگذاری اقتصادی و تغییرات قیمت کالاهای انرژی (نفت برنت، گاز طبیعی و زغالسنگ) بسته به بحرانهای مختلف، متفاوت است. تا پیش از بحران مالی ۲۰۰۸، GEPU تأثیر معناداری بر تغییرات قیمت نفت داشت، اما پس از این بحران، این رابطه یا معکوس شده یا دیگر معنادار نبوده است.
همچنین، نتایج حاکی از آن است که در بحران مالی ۲۰۰۸ و پاندمی کرونا، که قیمت کالاهای انرژی به ترتیب بالاترین و پایینترین مقدار خود را تجربه کردند، تغییرات قیمت این کالاها منجر به افزایش GEPU شده است. در بحران مالی ۲۰۰۸، رابطه علی از قیمت کالاهای انرژی به GEPU برقرار بوده، درحالیکه در دوران پاندمی کرونا این رابطه از قیمت نفت خام برنت به GEPU مشاهده شده است.
اثر کارکرد نظام مالی بر شکاف کارایی انرژی در ایران-مقاله
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 آبان 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2024.80391.2098
تیمور محمدی، اعظم عباس محسن، علی امامی میبدی
چکیده ایران با داشتن ذخایر انرژی غنی و متنوع، از جمله کشورهایی است که به تولید، توزیع و مصرف انرژی توجه میکند. اما این منابع انرژی فراوان همراه با چالشهایی همچون شکافهای کارایی در مصرف انرژی روبهرو است. یکی از عوامل مؤثر در شکاف کارایی انرژی، نظام مالی کشور است. نظام مالی با تأمین منابع مالی، تسهیل دسترسی به سرمایه و منابع مورد نیاز برای پروژههای انرژی، میتواند تأثیر چشمگیری در بهبود یا تضعیف کارایی انرژی داشته باشد. عملکرد سیستم مالی، از یک سو مصرف انرژی را افزایش داده که منجر به کاهش کارایی انرژی شده و از سوی دیگر موجب ارتقای فناوری و افزایش سطح کارایی انرژی میگردد.
در این مطالعه کارکرد نظام مالی بر شکاف کارایی انرژی در ایران در بازه زمانی 1370-1403 مورد بررسی قرار میگیرد. در ابتدا شکاف کارایی انرژی با استفاده از تابع فاصله انرژی شپارد و تحلیل مرزی تصادفی برآورد شده و سپس با تکنیک رگرسیون انتقال ملایم (STR) به بررسی اثرات سیستم های مالی بر شکاف کارایی انرژی درآن سالها میپردازیم. یافتهها نشان میدهد تغییر رژیم در مقدار آستانه 3.14 متغیر نظام مالی ایجاد شده است. شیب تابع انتقال بین دو رژیم 3.21 بوده که نشاندهنده انتقال ملایم بین دو رژیم است. متغیر نظام بانکی، بورس و پیشرفت تکنولوژی در رژیم بالا و پایین بر کاهش شکاف کارایی انرژی در ایران تاثیرگذار است. سایر متغیرها نظیر صنعت بیمه، مخارج دولت، سرمایهگذاری خارجی و ساختار انرژی در دوره زمانی مورد مطالعه، بر شکاف کارایی انرژی در ایران تاثیری ندارد.
تحلیل نابرابری توزیع یارانه بنزین در ایران، کاربرد دادههای درآمد- هزینه خانوار (1397 - 1402)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 آبان 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.84347.2135
شهرام معینی، مریم معینی، مهسا یوسفیان
چکیده یارانههای انرژی در ایران همواره بخش قابل توجهی از درآمد ناخالص ملی را با هدف توزیع بهتر درآمد و برقراری عدالت اجتماعی به خود اختصاص داده است. در پژوهش حاضر ابتدا برای بدست آوردن شاخص کمی از نحوه توزیع یارانه بنزین، ضریب جینی و شاخص تمرکز در خصوص نابرابری توزیع مصرف بنزین بین دهکهای درآمدی خانوار در کشور با استفاده از دادههای درآمد-هزینه خانوار استخراج میگردد. جهت بررسی میزان اثر بخشی اصلاح قیمت بنزین در سال 1398 در قیاس با سالهای قبل و بعد، استخراج شاخصهای فوق برای سالهای 1397 تا 1402 تکرار شدهاست. کلیه نتایج به دست آمده از محاسبات ضریب جینی و شاخص تمرکز، بر وجود نابرابری شدید در مصرف بنزین به نفع خانوارهای برخوردارتر دلالت دارد، به نحوی که ضریب جینی بین 66/0 تا 68/0 و شاخص تمرکز برای دهکهای وزنی هزینه ناخالص استانی بین 32/0+ تا 37/0+ نوسان داشته است، که نشاندهنده شدت و پایداری نابرابری توزیع در مصرف و یارانه بنزین، علیرغم تحولات سیاستی طی دوره است. همچنین ضریب جینی به تفکیک دهکها و شاخص تجمعی برحسب دهک وزنی هزینه ناخالص استانی، گروه شغلی و گروه تحصیلی نیز استخراج شدهاست. در انتها عوامل موثر بر مصرف بنزین خانوارها در ایران، در قالب چهار مدل رگرسیونی تخمین زده شدهاست. مدل نشان داد عواملی چون محل سکونت ( شهری یا روستایی) خانوار، جنسیت، گروه شغلی و گروه تحصیلی سرپرست خانوار، تعداد اتومبیل شخصی و ... بر مصرف بنزین خانوار، اثر داشتهاند. در نهایت روشن میگردد سیاست یارانه بنزین در شکل کنونی خود، موفقیتی در هدفگذاری اصابت نداشتهاست.
تاثیر فلرینگ گاز استخراجی بر تولید ناخالص داخلی سرانه در ایران: رویکرد ARDL
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 دی 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.88208.2169
موسی خوشکلام، زهرا واثقی
چکیده مشعلسوزی پدیدهای است که در عمده کشورهای تولیدکننده نفت وجود داشته و به گازهای همراه نفت گفته میشود که همراه با استخراج نفت حاصل شده و به دلایل مختلف جمعآوری نشده و مورد بهرهبرداری قرار نمیگیرند. مطالعه حاضر به بررسی تاثیرگذاری مشعلسوزی در کنار سایر متغیرهای توضیحی بر تولید ناخالص داخلی سرانه ایران در دوره زمانی 1402-1366 با بکارگیری روش ARDL میپردازد. نتایج برآورد مدل ضمن تایید وجود رابطه همانباشتگی بین متغیرها، نشان میدهد که در بلندمدت تاثیر مشعلسوزی بر تولید ناخالص داخلی سرانه مثبت و معنیدار (با ضریب 58/0) است. تامل در مطالعات خارجی در این زمینه گویای تفاوت در یافتهها است بطوریکه برخی مطالعات ضریب مثبت و برخی نیز ضریب منفی را نشان میدهند. مطالعه حاضر نشاندهنده ضریب مثبت برای مشعلسوزی در ایران است. ضریب مثبت شاید در نگاه اول تعجبآور باشد اما به لحاظ نظری قابل توجیه بوده (که در بخش مبانی نظری مقاله تبیین شده است) ضمن اینکه در اقتصاد نفتی مثل ایران با توجه به اینکه همبستگی مثبتی بین تولید نفت و GDP وجود داشته و از آنجا که مشعلسوزی پیامد جانبی تولید نفت است، این ارتباط مثبت قابل انتظار است. در عین حال میتوان بیان کرد که افزایش درآمدهای ناشی از حجم بالای تولید نفت، بطور مکفی جبرانکننده کاهش انتظاری در درآمدها (با توجه به مشعلسوزی) است.
بررسی پویای تاثیر عدم قطعیت مصرف انرژی و انتشار دیاکسیدکربن بخش صنعت بر رشد اقتصادی ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 دی 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.88141.2168
محبوبه خادم نعمت اللهی، رضا اشرف گنجویی، تیمور محمدی
چکیده بخش صنعت به عنوان بزرگترین مصرفکننده انرژی فسیلی و یکی از ارکان حیاتی توسعه اقتصادی، نقش مهمی در تأثیرگذاری بر رشد اقتصادی و تغییرات زیست محیطی ایفا میکند. مطالعه حاضر با هدف تحلیل پویای رابطه عدم قطعیت مصرف انرژی و انتشار دیاکسیدکربن در بخش صنعت بر رشد اقتصادی ایران، ضمن در نظر گرفتن عدم قطعیتهای موجود در دادهها و متغیرهای اقتصادی، انجام شده است. این تحقیق با بهرهگیری از دادههای بانک مرکزی و ترازنامه انرژی و بهکارگیری مدل فازی در دوره 1370 تا 1400 به تخمین تأثیرعدم قطعیت متغیرهای مصرف انرژی بخش صنعت، جمعیت، نیروی کار، موجودی سرمایه، CO2 انتشار یافته بخش صنعت و درجه باز بودن اقتصادی پرداخته است. نوآوری اصلی این مطالعه، تلفیق عدم قطعیت متغیرها در تحلیل پویای رابطه میان مصرف انرژی، انتشار CO2 و رشد اقتصادی میباشد. یافتهها نشان میدهد که نیروی کار، موجودی سرمایه، CO2 انتشار یافته بخش صنعت به ترتیب با ضرایب 2.74 ، 2.022 و 2.32 بیشترین تاثیر را بر تولید ناخالص داخلی سرانه دارند. همچنین، افزایش مصرف انرژی با ضریب 15e-4.19 تاثیر مثبت و قابل توجهی بر رشد اقتصادی دارد و در کران پایین با درجه عضویت 0.9 نیز انتشار دیاکسیدکربن بخش صنعت اثر منفی با ضریب 0.82- بر رشد اقتصادی ایفا میکند. بر اساس نتایج، پیشنهاد میشود سیاستهای مالیاتی بر کربن و تشویق به استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر به عنوان راهکاری جهت کاهش عدم قطعیتهای زیستمحیطی و ارتقای رشد اقتصادی پایدار اتخاذ گردد.
تأثیر سرمایه اجتماعی و توسعه انسانی بر مصرف انرژی-های تجدیدپذیر در کشورهای عضو اوپک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.22054/jiee.2026.90034.2184
محمد ظاهری عبده وند، احمد سرلک، مریم شریف نژاد
چکیده انرژی از مهمترین عوامل موثر در رشد و پیشرفت اقتصادی است که افزایش مصرف آن، آثار مخرب بر محیط زیست داشته است. بنابراین با توجه به نیاز به استفاده ازانرژی، استفاده از منابع انرژی های تجدیدپذیر به عنوان یک ضرورت مطرح است. استفاده از انرژی های تجدید پذیر از مولفه های متعددی تاثیر می پذیرد که از مهمترین آنها سرمایه اجتماعی می باشد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر مصرف انرژی های تجدیدپذیر در کشورهای عضو اوپک در دوره زمانی2024-2015 و با استفاده از رهیافت روش اثرات همبسته مشترک پویا انجام شده است. نتایج بیانگر آن است که سرمایه اجتماعی بر مصرف انرژی های تجدید پذیر در کشورهای عضو اوپک تاثیر مثبت دارد. در این راستا، جهت تسریع گذر به سمت مصرف انرژی های تجدید پذیر،توجه و تقویت سرمایه اجتماعی در کشورهای عضو اوپک می بایست مدنظر قرار گیرد.
برآورد مسیر بهینه،یکپارچه و صیانتی تولید پایدار میدان نفتی اهواز با تأکید بر تزریق گاز طبیعی فاز 13 پارس جنوبی بر اساس الگوریتم بهینه یابی ازدحام ذرات (PSO)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.22054/jiee.2026.83302.2123
مجتبی خانی، علی اصغر اسماعیل نیا کتابی، قدرت الله امام وردی، هوشنگ مومنی وصالیان
چکیده پژوهش حاضر با تاکید بر نقش مساله بهینهیابی تولید به عنوان یک ضرورت مهم در مطالعات و مباحث اقتصادی نفت وگاز که میتواند اطلاعات اندازهگیری شده را به تصمیمات مدیریتی بهینه تبدیل نماید تدوین و ارائه گردیده است.در این مطالعه، مسیر بهینه تولید میدان نفتی اهواز حاصل از تزریق گاز طبیعی فاز 13پارس جنوبی با استفاده از یک روش بهینه فراابتکاری به نام الگوریتم ازدحام ذرات، در یک دوره بیست ساله برآورده شده است. همچنین به منظور شبیه سازی حداکثری شرایط فنی و فیزیکی هر دو میدان، از مفهوم حداکثر نرخ تخلیه کارا، و به منظور اعمال پویاییهای اقتصادی بازار جهانی نفت و گاز، نیز از سه سناریوی قیمتی و دو سناریوی نرخ تنزیل استفاده شده است. نتایج مطالعه نشان میدهد که در صورت اجرای برنامههای افزایش بازیافت نفت، بهبود بازیافت نفت، و تزریق گاز همزمان با تولید از میدان نفتی، در طول دوره مدلسازی و شبیهسازی بیش از 7.5 میلیارد بشکه نفت اضافی به حجم قابل استحصال و مقدار 3.5 میلیارد فوت مکعب گاز تزریق شده دوباره استحصال شده و تولید تجمعی میدان نفتی نیز از 12.8 میلیارد بشکه بر اساس تولید برنامهریزی شده کنونی در طرح بازبینی شده توسعه میدان، به بیش از 15.3 میلیارد بشکه بر اساس مسیر تولید بهینه این مطالعه میرسد.
مرور ساختاریافته راهکارهای تشخیص ناهنجاری مصرف برق با تأکید بر مصرف غیرمجاز در شبکههای هوشمند
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 تیر 1405
https://doi.org/10.22054/jiee.2026.85958.2171
نیما عبدی، فرشته آزادی پرند، سپهر مهرگان، ایمان شارعی
چکیده مصرف غیرمجاز برق و برقدزدی از مهمترین مصادیق تلفات غیرفنی در شبکههای توزیع برق هستند که میتوانند در دادههای مصرف به صورت انحراف از الگوی عادی مصرف، تغییرات غیرمتعارف بار، یا اختلاف میان انرژی تحویلی و انرژی ثبتشده ظاهر شوند. این پدیده علاوه بر ایجاد زیان اقتصادی برای شرکتهای برق، بر پایداری شبکه، پایش مصرف و سیاستگذاری انرژی نیز اثرگذار است. هدف این مقاله، ارائه یک مرور ساختاریافته از راهکارهای دادهمحور تشخیص ناهنجاری مصرف در شبکههای هوشمند برق با تأکید بر مصرف غیرمجاز و شرایط ایران است. در این راستا، روشهای آماری، یادگیری ماشین، یادگیری عمیق، یادگیری ائتلافی و رویکردهای ترکیبی مبتنی بر کنتورهای هوشمند بررسی و از نظر نوع داده موردنیاز، قابلیت تشخیص، مقیاسپذیری، حریم خصوصی، هزینه پیادهسازی و محدودیتهای کاربردی مقایسه میشوند. یافتههای مرور نشان میدهد که روشهای ترکیبی، بهویژه ترکیب دادههای کنتور هوشمند با الگوریتمهای یادگیری ماشین و یادگیری عمیق، در مطالعات پیشین ظرفیت بیشتری برای کاهش خطای تشخیص و شناسایی الگوهای پیچیده مصرف غیرمجاز داشتهاند؛ بااینحال، بهکارگیری مؤثر آنها در ایران به توسعه زیرساخت کنتورهای هوشمند، دسترسی به دادههای معتبر، توجه به امنیت و حریم خصوصی، و طراحی سیاستهای اصلاحی سازگار با عدالت انرژی وابسته است.
پیش بینی بار الکتریکی کوتاه مدت با ترکیب مدلهای سری زمانی مکگلاس و منطق فازی بهینه شده با الگوریتم فراابتکاری اسب
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 تیر 1405
https://doi.org/10.22054/jiee.2026.87333.2161
مسعود اکبری، مریم شریف نژاد، منا شریف نژاد، غلامعلی حاجی
چکیده پیشبینی بار الکتریکی برای برنامهریزی نیروگاهها، تأمین تقاضای برق و ایجاد زیرساختهای انرژی قابل اعتماد و کارآمد بسیار مهم است. این پیشبینی به سه نوع بلندمدت، میانمدت و کوتاهمدت تقسیم میشود. پیشبینی بار کوتاهمدت (STLF) به دلیل استفاده از منابع انرژی پراکنده، ترکیب منابع انرژی تجدیدپذیر و مدیریت تقاضا در شبکههای هوشمند اهمیت زیادی دارد. برای این کار از مدلهای مختلفی مانند هوش مصنوعی، مدلهای سنتی یا ترکیبی استفاده میشود. دقت پیشبینی کوتاهمدت برای مدیریت بهینه سیستمهای برقی حیاتی است. عواملی مثل آبوهوا، تعطیلات و دما بر پیشبینی تأثیر میگذارند، اما استفاده از حجم بالای دادهها میتواند زمانبر و پرهزینه باشد. به همین دلیل، در این پژوهش از یک مدل سادهتر استفاده شده که نیازهای واقعی را برآورده میکند. دو مدل جدید برای پیشبینی بار کوتاهمدت پیشنهاد شده است: یکی مدل ترکیبی مبتنی بر سری زمانی مکیگلاس با منطق فازی و دیگری مدل منطق فازی پیشبین. هر دو مدل با الگوریتم بهینهسازی اسب وحشی (WHO) آموزش دیدهاند. این مدلها با دادههای چندساله از استان مرکزی ایران آزمایش شدهاند. عملکرد مدلها با معیارهایی مثل میانگین درصد خطا (MAPE) و میانگین مربع خطا (MSE) ارزیابی شده و با سه روش دیگر (LSTM، ARIMA و ANFIS) مقایسه شده است. نتایج نشان میدهد که مدل پیشنهادی خطای کمتری نسبت به روشهای دیگر دارد و عملکرد بهتری ارائه میدهد.
آینده نگاری تأمین مالی زنجیرهای در حوزه انرژی در ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405
https://doi.org/10.22054/jiee.2026.86344.2154
رضا اسدی اسد آباد، مژگان صفا، سید عباس برهانی، حسین بدیعی
چکیده چکیده
هدف: این تحقیق با هدف شناسایی و تحلیل پیشرانها و سناریوهای آینده تأمین مالی زنجیرهای در بخش انرژی انجام شده است تا چالشها و فرصتهای پیشرو در این حوزه شناسایی شود.
روش: در ابتدا ۲۵ پیشران با استفاده از مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان استخراج شد. سپس نظرات خبرگان از طریق پرسشنامه خبرهسنجی جمعآوری و با روش دلفی فازی غربال شدند تا ۹ پیشران کلیدی انتخاب شود. اولویتبندی این پیشرانها به کمک پرسشنامههای اولویتسنجی و روش واسپاس فازی انجام گرفت و دو پیشران اصلی برای سناریونگاری تعیین شدند. در نهایت، بر اساس این پیشرانها و مصاحبه با گروههای کانونی، چهار سناریوی آینده تدوین گردید. پژوهش از روششناسی ترکیبی و پارادایم پراگماتیسم برخوردار است و از نوع کاربردی-توسعهای و میدانی محسوب میشود.
یافتهها: تابآوری زنجیره تأمین و توسعه ابزارهای مالی نوین به عنوان مهمترین پیشرانها شناسایی شدند. چهار سناریوی آینده شامل شکوفایی مالی انرژی (بهترین حالت)، تابآوری در تنگنا، فرصتهای بر باد رفته و بنبست مالی انرژی (بدترین حالت) طراحی شد.
نتایج: برای جلوگیری از وقوع سناریوی بحرانی بنبست مالی، اصلاحات ساختاری، بازنگری چارچوبهای قانونی، تقویت نظامهای نظارتی و ارتقاء شفافیت مالی ضروری است. توسعه نهادهای مالی مستقل، استفاده از فناوریهای نوین مالی و بهرهگیری از منابع مالی بینالمللی راهکارهای مهم دیگر هستند. همچنین ارتقاء توانمندیهای مدیریتی و همکاری بین ذینفعان زنجیره تأمین میتواند تابآوری و پایداری نظام تأمین مالی انرژی را تضمین کند. اتخاذ رویکرد یکپارچه مبتنی بر نوآوری، نهادسازی، اصلاحات قانونی و ارتقاء ظرفیت مدیریتی برای ایجاد نظام تأمین مالی پایدار در بخش انرژی ایران حیاتی است.
پویاییشناسی پایداری زیستمحیطی در اقتصادهای اوپک: تأثیر نوآوری فناوری، توسعه مالی و انرژیهای تجدیدپذیر
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405
https://doi.org/10.22054/jiee.2026.87815.2164
حمید اکبری، مرتضی سحاب خدامرادی
چکیده کشورهای عضو سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در مسیر تحقق اهداف توسعهای بلندمدت خود با چالشهای پیچیدهای در زمینه کاهش انتشار گازهای گلخانهای، ارتقای پایداری زیستمحیطی و مدیریت پیامدهای ناشی از تغییرات اقلیمی مواجهاند. در این راستا، پژوهش حاضر به واکاوی اثرات رشد اقتصادی، توسعه مالی، نوآوریهای فناورانه و بهرهگیری از منابع انرژی تجدیدپذیر بر پایداری محیطزیستی این کشورها پرداخته و نقش میانجی گشودگی تجاری را نیز مورد بررسی قرار میدهد. بازه زمانی مطالعه شامل سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۳ بوده و تحلیلها بر اساس رویکرد دادههای پانلی استاتیک و با استفاده از مدل اثرات ثابت انجام شده است. دادههای مورد استفاده از پایگاه شاخصهای توسعه جهانی گردآوری شده و انتخاب کشورها و سالها متناسب با دسترسی به اطلاعات صورت پذیرفته است. یافتههای تجربی نشان میدهد که توسعه مالی، نوآوری فناورانه و افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر تأثیر مثبت و معناداری بر ارتقای پایداری زیستمحیطی کشورهای اوپک دارند. در مقابل، رشد اقتصادی اثر منفی و معناداری بر شاخصهای پایداری اکولوژیک برجای میگذارد. همچنین، گشودگی تجاری به عنوان سازوکاری میانجی، نقش مهمی در تعدیل یا تقویت روابط میان متغیرهای مذکور ایفا میکند. بر این اساس، نتایج تحقیق حاکی از آن است که کشورهای اوپک باید در مسیر توسعه اقتصادی پایدار حرکت کرده و بهویژه در تدوین سیاستهای کاهش انتشار و برنامهریزیهای زیستمحیطی، تعامل میان توسعه مالی، نوآوری فناورانه و گذار به انرژیهای پاک را بهطور جدی مد نظر قرار دهند.
آثار فینتک و کیفیت حکمرانی بر گذار به انرژی سبز
دوره 14، شماره 54، بهار 1404، صفحه 53-92
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.75992.2041
سیدمحمدقائم ذبیحی، فاطمه اکبری، نرگس صالح نیا
چکیده پژوهش حاضر به دنبال بررسی آثار فینتک و کیفیت حکمرانی بر گذار به انرژی سبز در کشورهای گروه 7 (G7) در بازه زمانی سالیانه 2000 الی 2021، با کمک رگرسیون پانل کوانتایل است. نتایج تجربی حاصله مؤید آن است که شاخص فینتک (FIN) در همه دهکها دارای اثری مثبت و معنادار بر لگاریتم گذار به انرژی سبز است. همچنین کیفیت حکمرانی (GOV) در همه دهکها دارای اثری مثبت بر لگاریتم گذار به انرژی سبز بوده و دهکهای اول، هشتم و نهم دارای معناداری آماری بودهاند. لگاریتم شهرنشینی (LURB) در همه دهکها دارای اثری منفی و معنادار بر لگاریتم گذار به انرژی سبز است. لگاریتم سرمایهگذاری مستقیم خارجی (LFDI) تا دهک پنجم دارای اثری منفی بر لگاریتم گذار به انرژی سبز است و فقط دهکهای اول و دوم دارای معناداری آماری هستند. لگاریتم تولید ناخالص داخلی (LGDP) در همه دهکها دارای اثری مثبت بر لگاریتم گذار به انرژی سبز است و به جز دهکهای ششم، هشتم و نهم بقیه دهکها دارای معناداری آماری هستند. بدین ترتیب، دو فرضیه این پژوهش مبنی بر تأثیر مثبت و معنادار شاخصهای فینتک و کیفیت حکمرانی بر گذار به انرژی سبز در کشورهای گروه 7 (G7) مورد تأیید واقع شدهاند. همچنین متغیرهای شهرنشینی، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و تولید ناخالص داخلی (از طریق افزایش تقاضا برای خدمات فینتک به دلیل افزایش جمعیت شهرها و رشد اقتصادی و کمک به توسعه زیرساختهای فینتک به کمک جذب سرمایهگذاری خارجی) دارای ارتباطی مثبت با شاخصهای فینتک و کیفیت حکمرانی هستند.
