تأثیر نوآوری زیستمحیطی بر مصرف انرژیهای تجدیدناپذیر در ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 دی 1404
https://doi.org/10.22054/jiee.2025.86436.2151
وحید عزیزی، پروین علی مرادی افشار، سمیه فاتحی
چکیده در سالهای اخیر، توسعه نوآوریهای زیستمحیطی به عنوان یکی از محرکهای اصلی کاهش مصرف انرژیهای تجدیدناپذیر شناخته شده است؛ اهمیتی که در راستای مقابله با تغییرات اقلیمی و ارتقای پایداری محیطزیست انکارناپذیر است. شواهد پژوهشی نشان میدهد که نوآوریهای سبز از طریق بهبود کارایی انرژی و بهرهبرداری از منابع تجدیدپذیر، میتوانند الگوی مصرف انرژی را تغییر داده و منجر به کاهش تقاضا برای سوختهای فسیلی شوند. ازاینرو، بررسی اثرات این نوآوریها بر مصرف انرژی نه تنها برای تدوین استراتژیهای مدیریت انرژی ضروری است، بلکه میتواند به شناسایی چالشها و فرصتهای موجود در مسیر گذار به اقتصاد سبز نیز کمک کند. با این حال، در ادبیات پیشین به این موضوع توجه نشده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نامتقارن نوآوریهای زیستمحیطی بر مصرف انرژیهای تجدیدناپذیر در ایران طی دوره (2022-1975) انجام شده است. یافتهها، مبتنی بر الگوی خودتوضیح با وقفههای گسترده غیرخطی، نشان میدهد که اثر نوآوری زیستمحیطی در مدل پژوهش به صورت نامتقارن بروز میکند؛ بهگونهایکه تغییرات مثبت نوآوری زیستمحیطی منجر به کاهش، و تغییرات منفی آن باعث افزایش مصرف انرژیهای تجدیدناپذیر شده است. علاوه بر این، نتایج بیانگر آن است که سرمایه انسانی، صنعتیشدن و سرمایهگذاری خارجی تأثیر منفی و متغیرهای رشد اقتصادی، آزادسازی تجاری، شهرنشینی و متغیر مرتبط با انقلاب اسلامی ایران تأثیر مثبت و معناداری بر مصرف انرژیهای تجدیدناپذیر دارند.
چرخههای تجاری و شدت انرژی در ایران با رویکرد تحلیل نامتقارن
دوره 13، شماره 51، تابستان 1403، صفحه 93-121
https://doi.org/10.22054/jiee.2024.76332.2046
ژهرا شیرزور علی آبادی، حمید لعل خضری
چکیده بسیاری از مطالعات نشان دادهاند که شرایط اقتصادی بر شدت انرژی تأثیر میگذارد. چرخههای تجاری یکی از تحولات محیط کلان اقتصادی است که بر شدت انرژی مؤثر است. مطالعه حاضر اثر نامتقارن چرخههای تجاری بر شدت انرژی را در کشور ایران در فاصله زمانی 2020-1972 میلادی بررسی میکند. جهت تحلیل روابط میان متغیرها، روش خودتوضیحی با وقفههای توزیعی غیرخطی (NARDL) به کار گرفته شده است. نتایج مدل نشان داده است که در کوتاهمدت اثرگذاری تکانه منفی چرخه تجاری بر شدت انرژی ابتدا تا وقفه اول، منفی و سپس تا وقفه سوم تأثیر مثبت دارد در حالی که در بلندمدت مثبت است. اما تکانه مثبت در چرخه تجاری برای کوتاهمدت و بلندمدت، تأثیر منفی بر شدت انرژی دارد. همچنین نتایج نشاندهنده این است که ضرایب مربوط به متغیر لگاریتم قیمت نفت اوپک در کوتاهمدت و بلندمدت مثبت هستند. اما ضرایب کوتاهمدت و بلندمدت لگاریتم شاخص ساختار صنعتی نشاندهنده آن است که شدت انرژی در کوتاهمدت و بلندمدت به ترتیب 12/0 درصد کاهش و 04/0 درصد افزایش مییابد. در انتها نتایج آزمون والد نشان میدهد که اثرات تکانههای مثبت و منفی چرخههای تجاری بر شاخص شدت انرژی در بلندمدت نامتقارن اما در کوتاهمدت این اثرگذاری متقارن است. تشخیص و شناخت چرخههای تجاری میتواند منجر به تصمیمگیری صحیح سیاستگذاران در توسعه صنعت انرژی شود و در عین حال میتواند به طور مؤثر از رشد بیش از حد شدت انرژی جلوگیری کرده و حتی آن را کاهش دهد.
