نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد توسعه اقتصادی و برنامه ‎ریزی، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز

2 دانشیار اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز

چکیده

با وجود گذشت نیم‌ قرن از وقوع بحران نفتی دهه 1970، هنوز در بین اقتصاد دانان درباره وجود و نوع رابطه بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی نظر یکسانی وجود ندارد. در بسیاری از تحقیقات، روش ‎ها و ابزارهایی جهت مطالعه این ارتباط استفاده شده، که بعداً ثابت شده است که از کارایی لازم برخوردار نبوده‎اند. در این مطالعه با بکارگیری یک رویکرد جدید علیت که توسط کونیا (2006) ارائه شده، رابطه بین سه حامل انرژی؛ گاز طبیعی، برق و فرآورده‌ های نفتی با ارزش افزوده شانزده زیربخش اصلی صنعت در بازه 1395-1374 با رویکرد بوت استرپ پنلی مورد بررسی قرار گرفته است. مزیت رویکرد کونیا، این است که در آن برخلاف روش ‌های سنتی، به دو مقوله ناهمگنی ضرایب و همبستگی بین مقطعی نیز توجه شده و این موضوع باعث می‎شود تا تخمین پارامترها کاراتر باشد. نتایج نشان می ‌دهد که در پنج زیربخش صنعت رابطه علی یک‌ طرفه از سمت ارزش افزوده به مصرف گاز طبیعی و در یک زیربخش رابطه دو طرفه بین این دو متغیر وجود دارد. مطابق نتایج این تحقیق، نبود رابطه علی بین مصرف برق و ارزش افزوده در شانزده زیربخش صنعت و وجود رابطه یک طرفه از سمت ارزش افزوده به مصرف فرآورده ‌های نفتی تنها در یک زیربخش صنعتی بدست آمده است. بنابراین، در مجموع به نظر می‌رسد که مصرف انرژی نقش پیشران رشد را در اقتصاد ایران ایفا نمی‎نماید و دولت می‌تواند بدون نگرانی‌ از تبعات منفی آن، به اجرای سیاست ‌های آزادسازی قیمت انرژی و مدیریت تقاضای آن بپردازد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Granger Causality Analysis between Consumption of Electricity, Natural Gas, Oil Products, and Value Added in Industrial Sub-Sectors of Iran: A Bootstrap Panel Approach

نویسندگان [English]

  • Leila Eghbali 1
  • Reza Ranjpour 2
  • Seyed Kamal Sadeghi 2

1 M.Sc. in Economic Development and Planning, Faculty of Economics and Management, University of Tabriz, Tabriz, Iran.

2 Associate Professor of Economics, Faculty of Economics and Management, University of Tabriz, Tabriz, Iran

چکیده [English]

Half a century after the oil crisis in the 1970s, there is still not any agreement among economists when it comes to the type and existence of any relationship between energy consumption and economic growth. In this regard, many studies have been conducted, and many methods have also been adopted to find this relationship, most of which are now proved to be inappropriate and inefficient. Having utilized a new causality approach proposed by Konya (2006), this study investigated the relationship between three energy carriers, natural gas, electricity, oil products, as well as considering value-added of sixteen main industrial sub-sectors in the period 1995-2017, via the bootstrap panel approach. Comparison to the traditional methods, one of Konya's merits is paying attention to the two categories of heterogeneity of coefficients and cross-sectional correlation, making the estimation of parameters more efficient. The results show that in five sub-sectors of the industry, there is a one-way causal relationship from value-added to natural gas consumption. In an industrial sub-sector, this relationship is two-way. Also, there is a lack of causal relationship between electricity consumption and value-added in sixteen industrial sub-sectors. Moreover, a one-way relationship from value-added to the consumption of oil products can be seen only in one of the industrial sub-sector. According to the results of this study, it seems that Energy consumption is not dominant in the economic growth of Iranian economy, and the government can adopt necessary policies regarding energy price liberalization and demand management without any worrying about its dire consequences.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Granger Causality Test
  • Cross-Sectional Correlation
  • VALUE ADDED
  • Energy Consumption
  • Bootstrap Panel Approach