اصلاح قیمت انرژی در ایران، در صورت نبود طراحی جبران پایدار، میتواند به زیان رفاهی دهکهای پایین منجر شود؛ زیرا مواجهه خانوارها با هزینههای انرژی و حملونقل انرژیبر و همچنین نرخ تورم تجربهشده در دهکهای مختلف یکسان نیست. این مقاله با استفاده از یک چارچوب پویای رفاهی ـ توزیعی در سطح دهکهای هزینهای، پیامدهای اصلاح قیمت انرژی و طراحی جبران نقدی را ارزیابی میکند. در این چارچوب، میان پایه مواجهه رفاهی خانوار و پایه مالی اصلاح قیمت تفکیک میشود؛ زیان رفاهی بر اساس سبد گسترده انرژی و حملونقل انرژیبر محاسبه میشود، اما ظرفیت پرداخت جبرانی بر پایه مالی محافظهکارانهتری سنجیده میشود. نتایج نشان میدهد اصلاح بدون جبران برای ۴۰ درصد پایین جامعه زیانبار است. در کالیبراسیون دوپایه، انتقال مساوی غیرشاخصبندیشده و شاخصبندی کنترلشده بخش مهمی از زیان را کاهش میدهند، اما با پایه مالی محافظهکارانه برای محافظت کامل از ۴۰ درصد پایین کافی نیستند. شاخصبندی کامل وعدهدادهشده میتواند رفاه دهکهای پایین را اندکی بهبود دهد، اما از قید پایداری مالی عبور میکند. یافتهها نشان میدهد شکست جبران از ناسازگاری میان بار رفاهی خانوارها و درآمد مالی قابل استفاده برای پرداخت جبرانی پدیدار میشود. بنابراین، اصلاح قیمت انرژی نباید بهصورت یک افزایش قیمت منفرد اجرا شود، بلکه باید در قالب بستهای شامل جبران کافی، شاخصبندی کنترلشده و تأمین مالی پایدار طراحی شود.