افزایش ناترازی میان عرضه و تقاضای انرژی در ایران، ضرورت شناخت الگوی مصرف انرژی خانوارها را برجسته ساخته است. این پژوهش ارتباط میان وضعیت رفاهی خانوار، ویژگیهای واحد مسکونی و شرایط اقلیمی را با مصرف واقعی انرژی در استان سمنان بررسی کرد. اطلاعات ثبتشده مصرف سالانه برق و گاز طبیعی سال ۱۴۰۳ با دادههای حاصل از پیمایش میدانی خانوار و واحد مسکونی و اطلاعات دهک رفاهی پیوند داده شد و نمونه شامل ۲۶۸۶ خانوار تشکیل گردید. توزیع مصرف و تفاوتهای میان گروهها با استفاده از تحلیل واریانس، کروسکال–والیس و مقایسههای تعقیبی ارزیابی شد. همچنین مدل جنگل تصادفی و مدلهای رگرسیون خطی برای ارزیابی اهمیت عوامل، روابط غیرخطی احتمالی و عملکرد پیشبینی برازش شدند. خانوارها بر اساس آستانههای رسمی سرانه ملی، متناسبسازیشده با بعد خانوار، طبقهبندی شدند و با استفاده از رگرسیون لجستیک، نسبت بخت قرارگرفتن زیر آستانه در ارتباط با دهک رفاهی، زیربنا و سن بنا بررسی شد. نتایج نشان داد توزیع مصرف انرژی دارای چولگی به راست است و خانوارهای پرمصرف سهم نامتناسبی در افزایش میانگین مصرف دارند. بر اساس شاخص ترکیبی، حدود ۵۵ درصد خانوارها زیر آستانه مصرف قرار گرفتند و ۴۵ درصد از آن عبور کردند. دهک رفاهی بالاتر، زیربنای بیشتر و سن بالاتر ساختمان با افزایش مصرف و کاهش بخت قرارگرفتن زیر آستانه همراه بودند. یافتهها ناهمگنی مصرف و گروههای در معرض خطر بیشتر عبور از آستانه را شناسایی کردند و مبنایی برای طراحی سیاستهای هدفمند مدیریت تقاضای انرژی فراهم ساختند. با توجه به ماهیت مشاهدهای دادهها، نتایج پژوهش اثرات علّی مداخلات سیاستی را اثبات نمیکنند.