بررسی اثرات تغییر نرخ ارز (دلار در مقابل یورو) و واردات نفت از سوی کشورهای چین و هند بر قیمت نفت اوپک

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران

2 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه تهران

چکیده

تغییر نرخ دلار در مقابل یورو به برهم خوردن تعادل‌هایی در بازار نفت به صورت تغییر تقاضا برای  نفت خام منجر شده و به دنبال آن قیمت نفت و درآمدهای حاصل از فروش نفت دچار تغییر می­شود. اگر دلار در مقابل یورو کاهش ارزش پیدا کند در این صورت تقاضای کشورهای اروپایی برای نفت بیشتر شده و این به افزایش قیمت نفت در بلند­مدت می‌انجامد. هدف این مقاله، بررسی اثرات بلندمدت ارزش دلار آمریکا در مقابل یورو و واردات چین و هند بر قیمت نفت کشورهای عضو اوپک با استفاده از داده­های ماهانه 2010:12-2006:1 است. نتایج نشان می­دهد که کاهش ارزش دلار در مقابل یورو و واردات چین و هند تأثیر مثبتی بر قیمت نفت کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Long Term Impact of Exchange Rate Fluctuations (US Dollar vs. Euro) on OPEC Oil Prices

نویسندگان [English]

  • Gahraman Abdoli 1
  • Michael Vellaei yamchi 2
چکیده [English]

When the exchange rate of the dollar fluctuates, a  disequilibrium is created in the market for crude oil. This will be reflected in altered Demand for crude oil and an altered oil price and oil revenue. A depreciation of the dollar may lead to an increase in Demand for crude oil in other currency zones (Euro, Yuan, zudian Rupie, etc). In this paper we investigate the Long-term relationship between oil price and oil exchange rates oil Import china and India by using a nominal monthly from2006:1 to 2010:12.The results show that nominal depreciation is us Dollar vs. Euro and Chinese Yuan has a significantly positive effect on OPEC oil prices. Whereas the change of Dollar value va. Indian Rupie has no significant effect on oil prices.

کلیدواژه‌ها [English]

  • International oil price
  • rate dollar on Euro
  • Import oil china and India Cointegration

بررسی اثرات تغییر نرخ ارز (دلار در مقابل یورو) و واردات  نفت از سوی کشورهای چین و هند بر قیمت نفت  اوپک

دکتر قهرمان عبدلی* و میکائیل ولائی یامچی**

 

تاریخ دریافت: 29 تیر 1390                      تاریخ پذیرش: 30 آذر 1390

 

تغییر نرخ دلار در مقابل یورو به برهم خوردن تعادل‌هایی در بازار نفت به صورت تغییر تقاضا برای  نفت خام منجر شده و به دنبال آن قیمت نفت و درآمدهای حاصل از فروش نفت دچار تغییر می­شود. اگر دلار در مقابل یورو کاهش ارزش پیدا کند در این صورت تقاضای کشورهای اروپایی برای نفت بیشتر شده و این به افزایش قیمت نفت در بلند­مدت می‌انجامد. هدف این مقاله، بررسی اثرات بلندمدت ارزش دلار آمریکا در مقابل یورو و واردات چین و هند بر قیمت نفت کشورهای عضو اوپک با استفاده از داده­های ماهانه 2010:12-2006:1 است. نتایج نشان می­دهد که کاهش ارزش دلار در مقابل یورو و واردات چین و هند تأثیر مثبتی بر قیمت نفت کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک دارد.

 

واژه‌های کلیدی: قیمت بین­المللی نفت، برابری دلار در مقابل یورو، واردات چین و هند، هم‌انباشتگی.

طبقه‌بندی JEL: C22، C87، F31.

 

1. مقدمه

یکی از منابع مهم، استراتژیک و کلیدی در اقتصاد جهان، نفت است. بازار نفت و قیمت آن تحت تأثیر عوامل زیادی قراردارد و به دنبال آن درآمد کشورهای صادرکننده نفت نیز متأثر از این متغیرها است. در سال‌های اخیر، تأثیر متقابل بازار نفت و بازارهای مالی مورد توجه اقتصاددانان و تحلیل­گران این بازارها قرار گرفته است. یک بررسی کوتاه نشان می­دهد که از سال2000 به بعد قیمت نفت تقریباً به‌طور مستمر افزایش یافته است. قیمت هر بشکه نفت از 20 دلار در سال 2000 به 110 دلار در سال 2010 در هر بشکه رسیده است. این تغییرات از عوامل زیادی از جمله تقاضا در بازار نفت، شرایط عرضه، عوامل سیاسی، نهادهایی همچون اوپک[1] و پویایی بازارهای مالی ناشی می­شود.

از میان متغیرهای مالی، یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر قیمت نفت، تغییرات نرخ  دلار آمریکا نسبت به پول‌های مهم دیگر است. با توجه به اینکه خرید و فروش نفت با دلار انجام می‌گیرد پس هرگونه  تغییر در ارزش دلار به پول­های مهم دیگر همچون یورو، ین و ... به تغییر قدرت خرید کشورهایی می‌انجامد که پول آنها یورو، ین و ... است؛ به‌طوری که با کاهش ارزش دلار آمریکا در مقابل پول‌های گفته شده، قیمت نفت برای کشورهای یادشده برحسب پول داخلی ارزان می­شود و در نتیجه تقاضای آنها به نفت افزایش می­یابد.

این بدان معنی است که قدرت خرید کشورهای حوزه یورو برای خرید کالاهایی که در بازار بین­المللی به دلار معامله می­شوند (مثل نفت) افزایش  پیدا می­کند و همین امر به افزایش تقاضای آنها برای نفت و افزایش قیمت آن منجر می­شود. این تغییرات به تغییر درآمد کشورهای صادرکننده نفت منجر می­گردد. از طرف دیگر افزایش تقاضای کشورهای در حال توسعه  مانند چین و هند برای نفت از عوامل تأثیرگذار بر قیمت نفت است. از سوی دیگر افزایش واردات روزافزون کشورهای در حال توسعه، (چین و هند) به افزایش تقاضا و افزایش قیمت نفت منجر می­شود. در نتیجه این فرضیه­ها مطرح می­شوند که تغییرات ارزش دلار و افزایش واردات چین و هند به تغییر قیمت نفت می‌انجامد. به دنبال فرضیه­های گفته شده، سؤال‌های اساسی قابل طرح به شرح ذیل است: چه رابطه­ای بین تغییرات نرخ دلار در مقابل یورو و واردات چین و هند و قیمت نفتی کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک وجود دارد؟ پاسخ به این سؤالات و آزمون فرضیه‌های گفته شده مهم‌ترین دستاورد این مقاله است.

در بخش دوم این مقاله، پیشینه تحقیق مرور می­شود. در بخش سوم عوامل تأثیرگذار بر قیمت جهانی نفت بررسی می­شود. در بخش چهارم با استفاده از تحلیل­های هم­انباشتگی، به بررسی رابطه بین ارزش دلار و قیمت نفت پرداخته می­شود و در بخش پنجم از این مباحث نتیجه­گیری می­شود.

 

 
   
 

2. پیشینه موضوع

در بررسی رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز برخی اقتصاددانان نشان داده­اند که عامل مهم نوسانات نرخ دلار در مقابل پول‌های مهم دیگر، ناشی از نوسانات قیمت نفت است. جایودهاری و همکاران، لانتز و سیمون[2] با بررسی رابطه بین نرخ  فرانک و دلار با استفاده از VECM[3] نشان دادند که تغییر نرخ ارز، اثر آنی بر تغییر قیمت نفت و درآمد کشورهای صادرکننده نفت دارد. سادرسکی[4] با تحقیق درباره هم­انباشتگی بین قیمت‌های آتی انرژی (نفت خام و بنزین) و شاخص وزنی از نرخ­های ارز به این نتیجه رسیدند که رابطه بلند­مدت و کوتاه­مدت بین این دو متغیر وجود دارد و علیت از نرخ ارز به قیمت آتی انرژی بوده و به ازای 1 درصدی افزایش نرخ ارز در بلندمدت قیمت آتی انرژی 373/0 درصد کاهش خواهد یافت. یوسفی و ویرجانتو[5] با استفاده از  روش رگرسیون [6]GMM نشان دادند که  نوسانات نرخ ارز عامل نوسانات قیمت  نفت و درآمد کشورهای صادرکننده است. زالدندو[7] با استفاده از VECM برای قیمت نفت برنت و نرخ ارز ونزوئلا  نشان داد که قیمت نفت، بر قیمت تعادلی ارز تأثیر می­گذارد.

چن و همکاران[8] با استفاده از هم­انباشتگی پانلی[9] به آزمون رابطه بین قیمت نفت و نرخ برابری دلار برای کشورهای G7 با استفاده از داده­های ماهانه در دوره 2005:10-1972:1 پرداختند و وجود رابطه تعادلی بلند­مدت بین این دو متغیر را نشان دادند و همچنین دریافتند که یکی از عوامل نوسانات نرخ برابری دلار، قیمت نفت است. میگنون و همکاران[10] با بررسی هم­انباشتگی و علیت بین قیمت­های واقعی نفت و نرخ واقعی دلار در مقابل پول‌های مهم دیگر در دوره 2004-1974 دریافتند که با افزایش 1 درصدی قیمت­های نفت در بلندمدت 3/4 درصد دلار افزایش ارزش پیدا می­کند و علیت از قیمت نفت به  ارزش دلار است. ملهام و ترازا[11]  با بررسی رابطه بلند­مدت بین قیمت واقعی نفت و نرخ  دلار در مقابل یورو در دوره 2006-2000 به این نتیجه رسیدند که با کاهش 1 درصدی ارزش دلار در مقابل یورو قیمت نفت در بلند­مدت به 95/1 درصد افزایش می‌یابد و علیت از نرخ ارز به قیمت نفت است. ژانق و همکاران[12] با بررسی رابطه بین نرخ دلار در مقابل یورو و قیمت نفت با استفاده از قیمت‌های اسمی بازار (WTI[13]) نشان دادند که رابطه بلندمدت بین ارزش دلار و قیمت نفت وجود دارد. همچنین آنها به بررسی ریسک و اثرات نوسان نرخ ارز بر قیمت نفت پرداختند نتایج تحقیق آنها نشان می­دهد که قدرت خرید کشورهای صادرکننده نفت در بلند­مدت با افزایش قیمت نفت بیشتر می­شود. نارایان و همکاران[14] به بررسی رابطه بین قیمت نفت و نرخ برابری دلار کشور فوجی در مقابل دلار آمریکا پرداختند. عوامل تأثیرگذار بر روند جهانی قیمت نفت را می­توان به سه دسته عمده تقسیم کرد.

 

2-1. عوامل تأثیرگذار بر عرضه

در بدو اکتشاف و استخراج نفت، همواره رونق و رکود در بخش عرضه، باعث تأثیرگذاری بر قیمت نفت شده است. برای نمونه کشف ذخایر عظیم نفت در خاور­میانه و استخراج آنها در اوایل قرن بیستم باعث پایین آمدن قیمت نفت در این دوره شد و از طرفی رکود در بخش اکتشافات و به‌ویژه استخراج ذخایر در سال­های بعد از جنگ جهانی دوم از جمله دلایل مهم گران شدن نفت در سال­های بعد از 1974 بوده و همین عوامل باعث اهمیت توجه به طرف عرضه شده است.

عرضه بیشتر نفت به میزان استخراج بستگی دارد. یعنی عرضه بیشتر، استخراج بیشتر را ایجاد می­کند. ذخیره نفت یکی از عوامل تعیین‌کننده میزان استخراج به شمار می‌رود. با افزایش میزان استخراج، حجم ذخیره منابع نفتی کاهش می­یابد و انجام فعالیت‌های توسعه­ای ذخیره منابع را افزایش می­دهد و این باعث طولانی­تر شدن زمان بهره­برداری از منبع می­شود. میزان افزایش ذخیره اضافه شده به قیمت نفت بستگی دارد و با افزایش قیمت نفت، انگیزه برای افزایش حجم ذخیره اولیه بیشتر می­شود. عامل دیگر ظرفیت تولیدی است که میزان استخراج را محدود می­کند و حداکثر میزان عرضه نفت را مشخص می­کند. بنابراین افزایش عرضه با تقویت ظرفیت تولیدی و افزایش سطح آن  میسر است و این افزایش سرمایه­گذاری، زیر­بنایی برای گسترش ظرفیت تولیدی ایجاب می­کند. پس محدودیت­های طرف عرضه شامل مسائل مربوط به ذخایر، تکنولوژی­های استخراج و محدودیت در ظرفیت­های مورد بهره­برداری است. بررسی­ها نشان می­دهد که پس از سال 2006 تغییرات عرضه نامحسوس بوده و تأثیر زیادی بر قیمت نفت نداشته است.

2-2. عوامل موثر بر تقاضای نفت

به‌طور کلی این عوامل را می­توان به سه دسته تقسیم کرد که هر کدام را جداگانه به تفصیل بحث می­کنیم.

الف- اثر نرخ ارز بر تقاضا و قیمت نفت

با توجه به این که هدف در این مقاله، بررسی اثرات نرخ برابری دلار در مقابل یورو و قیمت نفت کشورهای صادرکننده عضو اوپک است، در اینجا  مبانی نظری نرخ برابری دلار در مقابل یورو بر قیمت نفت کشورهای عضو اوپک بیان می­شود. برای این کار از مدل ساده شده ملهم[15] همراه با انجام تغییراتی برای دستیابی به هدف مقاله استفاده می­کنیم. ابتدا نمادهای زیر را معرفی می‌کنیم:

: مقدار تقاضای کشورهای اروپایی برای نفت (که تابعی از قیمت نفت است)

: مقدار تقاضای آمریکا برای نفت (که تابعی از قیمت نفت است)

: نرخ برابری دلار (قیمت هر دلار در مقابل یورو)

: قیمت نفت برای آمریکا به دلار

: قیمت نفت برای اروپا به یورو

پس تابع تقاضای کشورهای گفته شده به صورت زیر است:

(1)                                                         

(2)                                                         

اگر قیمت نفت به دلار باشد در این صورت قیمت آن به یورو به صورت زیر است:

 (3)                                                              

بنابراین اگر قیمت نفت به دلار ثابت باشد  با تغییرات  (ارزش برابری دلار در مقابل یورو) قیمت نفت در اروپا تغییر پیدا می­کند. پس اگر دلار کاهش ارزش پیدا کند  کاهش پیدا می‌کند. فرض می­کنیم که دو کشور آمریکا و اروپا وجود دارد و کل تولید اوپک توسط این دو کشور خریداری می­شود.

(4)                                                                            

معادلات این سیستم دارای 4 معادله و 6 متغیر () است که Q به عنوان متغیر برونزا در نظر گرفته می­شود. بنابراین تغییر این سیستم به تعیین نرخ ارز بستگی دارد. تغییر نرخ برابری دلار در مقابل یورو دارای نتایجی است که  براساس مدل 1 و 2 در زیر توضیح داده می­شود. نخست اثراث تغییر نرخ ارز را روی سیستم با دیفرانسیل­گیری به‌دست می­آوریم:

مدل 1: کاهش ارزش دلار یعنی ،  و

با انجام عملیات جبری ساده و جایگذاری لازم روی معادلات گفته شده خواهیم داشت:

 

با کاهش برابری ارزش دلار در مقابل یورو، قیمت نفت به یورو در اروپا کاهش می‌یابد و کاهش قیمت نفت به یورو در اروپا، تقاضای کشورهای اروپایی را به نفت افزایش می­دهد. افزایش تقاضای اروپا به نفت به افزایش قیمت نفت به دلار می‌انجامد. پس در تعادل کاهش ارزش دلار در مقابل یورو، به افزایش قیمت نفت به دلار منجر می­شود و تقاضای آمریکا برای نفت کاهش می‌یابد. یعنی کاهش ارزش دلار در مقابل پول کشورهای وارد کننده نفت به کاهش تقاضای نفت در آمریکا منجر می­شود. می­توان حالت کاهش ارزش دلار (مدل 1) را به عنوان نمونه به صورت نمودار 1 نشان داد. ربع اول نشان‌دهنده توزیع  کل عرضه نفت بین دو کشور اروپا و امریکا، ربع دوم نشان‌دهنده تقاضای اروپا برای نفت، ربع سوم تغییر نرخ ارز  و ربع چهارم تقاضای آمریکا برای نفت را نشان می­دهد.

 

نمودار 1. اثر تغییرات نرخ ارز بر قیمت نفت

 

تعادل اولیه را در نقطه E در نظر می­گیریم. عرضه نفت بین دو بخش تقسیم می‌شود که در ربع اول نشان داده شده است. با کاهش ارزش دلار در مقابل یورو منحنی قیمت‌های نسبی  از  به  چرخش می‌کند و تعادل جدید در نقطه F خواهد بود .

 نتایج تعادل در مدل 1 به صورت زیر خلاصه می­شود:

-         کاهش ارزش دلار در مقابل یورو به افزایش قیمت نفت  برحسب دلار می‌انجامد.

-         کاهش قیمت نفت به یورو

-         افزایش تقاضای اروپا برای نفت

-         کاهش تقاضا­­ی آمریکا  برای نفت

مدل 2: افزایش ارزش دلار

 با افزایش ارزش دلار قیمت نفت به یورو برای اروپا افزایش می­یابد و این به کاهش تقاضای اروپا برای نفت منجر می‌شود. کاهش تقاضای اروپا سبب کاهش قیمت نفت به دلار می­شود و این سبب افزایش تقاضای آمریکا برای نفت می­شود. موقعی که دلار کاهش ارزش پیدا می­کند، مقدار زیادی پول به سمت بازار نفت سرازیر می­شود که سبب افزایش قیمت نفت می­شود. همچنین با افزایش ارزش دلار تقاضای کشورهای وارد­کننده نفت غیر از آمریکا کاهش می­یابد که در بلندمدت به کاهش قیمت نفت منجر می­شود .

ب- افزایش واردات کشورهای  چین و هند

افزایش تقاضای کشورهای در حال توسعه  مانند چین و هند برای نفت از عوامل تاثیر بر قیمت نفت است.[16]

ج- تقاضای نفت به عنوان تقاضای مشتق

تقاضای جهانی نفت ارتباط نزدیکی با وسایل، ابزار و کالاهای سرمایه­ای دارد که انرژی مورد استفاده در آنها از سوخت فسیلی تأمین می­شود. تعدادی از ابزارها و کالاهای سرمایه­ای وجود دارند که مصرف­کنندگان آنها را می­خر­ند تا اینکه جایگزین وسایل قدیمی نمایند. وقتی که جمعیت افزایش  می­یابد و یا درآمد مردم بیشتر می­شود، تعدادی از وسایل جدید و اضافی خریداری می­شود و یا این که وسایل جدید با کارایی بیشتر جایگزین وسایل قدیمی می­گردد. زمانی که وسایل نفت­­سوز با کارایی بیشتر اختراع می­شود بعد از آن به بازار عرضه می­شوند. با افزایش درآمد، مصرف­کنندگان  این کالا را خریداری می­کنند و جانشین وسایل قدیمی می‌گردند. چون فراورده‌های نفتی در وسایل و کالاهای نفت­سوز مورد استفاده قرار می­گیرند، برای همین نفت مورد تقاضا قرار می­گیرد.

هر چقدر کالاهای سرمایه­ای، سوخت کمتر و کارایی بیشتری داشته باشند تقاضا برای نفت کاهش می­یابد. البته با افزایش در جمعیت و رشد اقتصادی، تقاضا برای وسایل سرمایه­ای بیشتر شده و به دنبال آن تقاضا برای نفت افزایش می‌یابد.[17]

د- عوامل سیاسی و ژئوپلتیک مؤثر بر قیمت نفت

از جمله مواردی که می­توان در مورد تأثیر­گذاری عوامل سیاسی بر قیمت نفت به آنها اشاره کرد عبارت بودند از: جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1973 که باعث چهار برابر شدن قیمت نفت شد، انقلاب ایران در سال 1979 و همچنین تهاجم صدام به کویت و در نهایت حمله آمریکا به عراق. در هر یک از این دوره­ها قیمت نفت دچار نوسان زیادی شده است.

 

 

 
   
 

3. داده‌ها،مدل، تخمین الگو و تجزیه تحلیل نتایج

در این مطالعه از داده­های سری زمانی ماهانه نرخ ارز اسمی که به صورت نرخ دلار به یورو (قیمت هر واحد دلار به یورو) و قیمت اسمی نفت اوپک در دوره 2010:12-2006:1 استفاده شده است. این داده­ها را از سایتOPEC  و EIA و IMF گرفته­ایم و از لگاریتم داده­ها استفاده شده است. با توجه به مبانی نظری و پیشینه تحقیق، مدل تحقیق به صورت زیر معرفی می­شود:

 

LP: لگاریتم قیمت نفت کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک

LRate: لگاریتم نرخ برابری دلار درمقابل یورو

LCI: لگاریتم واردات نفت کشورهای چین و هند

اکنون می­توانیم به آزمون فرضیه­های تحقیق بپردازیم، اما پیش از آنکه به رابطه بین متغیرها بپردازیم لازم است که خصوصیات آماری متغیرهای مورد استفاده در مدل را از نظر پایایی و احتمال وجود ریشه واحد مورد بررسی قرار دهیم. در صورت تأیید ریشه واحد در متغیرهای مزبور، رگرسیون OLS نتایج ساختگی حاصل می­کند و براساس پارامترهای تخمینی نمی­توان در مورد رابطه بین متغیرها قضاوت کرد. اما مدل­های هم­انباشتگی این امکان را برای ما فراهم می‌کنند تا با وجود ناپایا بودن متغیرها و نیز روابط متغیرها به استخراج نتایج بپردازیم.

 

3-1. آزمون ریشه واحد

تخمین یک معادله رگرسیونی  که در شرایط نامانایی یک سری، منطبق بر فرایند واقعی داده­ها باشد، از اهمیت زیادی برخوردار است. حذف بی­دلیل جزء ثابت و یا روند از مدل می­تواند به صفر شدن قدرت آزمون بیانجامد.

روش تشخیص وجود روند و عرض از مبدأ در فرایند واقعی سری:

مرحله اول: برای بررسی وجود عرض از مبدأ و روند یک سری ابتدا کار را با غیرمقیدترین مدل ممکن و معقول که مشتمل بر جزء ثابت و روند است، آغاز می­نماییم. ابتدا معادله زیر را تخمین می­زنیم:

 

و به آزمون فرض صفر  می­پردازیم. اگر فرض صفر وجود ریشه واحد، رد شود نیازی به ادامه کار نیست و نتیجه می­گیریم که سری فاقد ریشه واحد است.

مرحله دوم: اگر فرض صفر رد نشد، این احتمال مطرح خواهد داشت که در مرحله اول اجزای معین اضافی در مدل وارد شده است. ممکن است وجود این اجزای معین اضافی در مدل قدرت آزمون را کاهش داده باشد. پس در این مرحله معناداری جزء روند را از طریق آزمون فرض صفر  بررسی می­کنیم. اگر روند معنادار نباشد، ادامه کار را از مرحله سوم پی می­گیریم. در غیر اینصورت، چنانچه روند معنادار باشد، با استفاده از توزیع نرمال استاندارد بار دیگر وجود ریشه واحد  را آزمون می­کنیم. اگر فرض صفر وجود ریشه واحد رد شود، کار در همین جا خاتمه می­یابد و نتیجه می­گیریم  که سری دارای ریشه واحد نیست. در غیر اینصورت نتیجه این خواهد بود که سری مشتمل بر ریشه واحد است.

مرحله سوم: یک معادله رگرسیونی فاقد روند را تخمین می­زنیم، سپس وجود ریشه واحد را در مدل را ازمون می­کنیم. اگر فرض وجود ریشه واحد رد شد، نتیجه می­گیریم که سری زمانی، فاقد ریشه واحد است و چنانچه فرض صفر رد نشد، معناداری جزء ثابت از طریق فرض صفر  مورد بررسی قرار می­دهیم. اگر جز ثابت معنادار بود، با استفاده از توزیع نرمال استاندارد وجود یا وجود نداشتن ریشه واحد را آزمون می­نماییم. اگر فرض صفر وجود ریشه واحد رد شد، نتیجه می­گیریم سری فاقد ریشه واحد است. در غیر این صورت نتیجه وجود ریشه واحد در سری خواهد بود.

مرحله چهارم: یک معادله رگرسیونی که فاقد جزء ثابت و روند است، را تخمین زده و به آزمون ریشه واحد می­پردازیم. اگر فرض صفر وجود ریشه واحد رد شد، نتیجه می­گیریم سری گفته شده فاقد ریشه واحد است. در غیر اینصورت وجود ریشه واحد در سری تأیید می­شود.[18]

انجام عملیات برای همه سریهای موجود در مدل نشان می­دهد که همه سری‌ها در سطح، فاقد عرض از مبدأ و روند و دارای ریشه واحد هستند. تفاضل تمام سری‌ها در غیرمقیدترین حالت (وجود هم عرض از مبدأ و روند) مانا است. نتایج  به‌طور خلاصه در جدول 1 ارائه می­شود.

 

 

 

 
   
 

جدول 1

نتیجه

مقدار بحرانی

ADF

T

C

وقفه

متغیر

ناپایا در سطح  95 درصد

3/2-

2/1-

 

 

2

LP

ناپایا در سطح  95 درصد

94/1-

67/0-

 

 

0

LRateu

ناپایا در سطح  95 درصد

96/1-

43/1-

 

 

2

Lratey

ناپایا در سطح  95 درصد

95/1-

7/1-

 

 

2

lRateR

پایا در سطح 95 درصد

94/1-

7/6-

 

*

0

∆LP

پایا در سطح 95 درصد

7/2-

6/6

 

*

2

∆LRateu

پایا در سطح 95 درصد

4/3-

39/9-

*

*

2

∆lRatey

پایا در سطح 95 درصد

46/3

55/9-

*

*

2

∆lrateR

* تعداد وقفه بهینه با استفاده از ضابطه آکائیک تعیین شده است.

مأخذ: یافته­های تحقیق

 

با توجه به نتایج آزمون ریشه واحد دیکی- فولر تعمیم‌یافته، متغییرها در سطح، همگی نامانا بوده و تفاضل مرتبه اول آنها مانا است.

 

3-2. آزمون رابطه بلندمدت

آزمون هم­­انباشتگی

در راستای بررسی و تعیین رابطه (روابط) تعادلی بلندمدت بین متغیرها اقتصادی سری زمانی، از آزمون جوهانسن استفاده می­کنیم که در چند سال اخیر به سرعت تبدیل به یک ابزار اساسی در برآورد الگوهای اقتصادی سری زمانی شده است.

برای تخمین رابطه بلندمدت لازم است ابتدا مرتبه بهینه مدل[19]VAR با استفاده از ملاک­های تعیین وقفه مشخص شده، سپس با استفاده از آماره­های آزمون ماتریس اثر و حداکثر مقادیر ویژه، تعداد بردارهای همگرایی بین متغیرهای مدل معین شود. برای تعیین طول وقفه­­­های بهینه از معیار شوارتز- بیزین[20] (SBC) استفاده شد. نتایج تعیین وقفه بهینه برای متغیرهای مدل در جدول 2 ارائه شده است.

 

 

 
   
 

 


جدول 2. تعیین تعداد وقفه بهینه مدل VAR

مقدار آماره­ شوارتز- بیزین (SBC)

تعداد وقفه

97/18-

0

32/25-

1

78/22-

2

54/22-

3

 

 

 

 

 

 

 

 

با توجه به این که در جدول 2، کمترین مقدار آماره شوارتز- بیزین و در وقفه اول به‌دست آمده است، می­توان بیان کرد که وقفه بهینه مدل VAR،  برابر 1 است. پس از تعیین طول وقفه، باید نسبت به تشخیص وجود روند و عرض از مبدأ در رابطه بلندمدت اقدام کرد. برای تشخیص الگو و تعداد بردارهای همجمعی از روش همجمعی یوهانسون براساس آزمون اثر و آزمون حداکثر مقدار ویژه استفاده می‌کنیم. بر این اساس پنج حالت مختلف برای مدل وجود دارد که شامل مقیدترین حالت (الگوی اول) تا نامقیدترین حالت (الگوی پنجم) قابل پیش‌بینی است. این الگوها به صورت زیر است:[21]

  1. عرض از مبدأ و روند زمانی در هیچ یک از روابط بلندمدت و رابطه کوتاه‌مدت وجود ندارد.
  2. تنها روابط بلند­مدت مقید به داشتن عرض از مبدأ هستند.
  3. در الگوی کوتاه­مدت روند زمانی وجود ندارد و تنها عرض از مبدأ وجود دارد. این عرض از مبدأ سبب خواهد شد تا روابط بلند­مدت از روند برخوردار باشند.
  4. در الگوی کوتاه­مدت روند زمانی وجود ندارد، اما روابط بلندمدت دارای روند زمانی هستند.
  5. روند زمانی در الگوی کوتاه­مدت وجود دارد و بنابراین روابط بلند­مدت از روند زمانی درجه دوم برخوردار خواهند بود.

نتایج این آزمون­ها نشان داد که مدل به صورت الگوی دوم است. نتایج این دو آزمون برای الگوی دوم در جدول‌های 3 و 4 ارائه شده است.

 

 
   
 

جدول 3. آزمون ماتریس اثر (ltrace)

فرضیه صفر

فرضیه مقابل

مقدار آماره آزمون

مقدار بحرانی در سطح 95%

ارزش احتمال در سطح 95%

*

 

08/69

11/62

03/0

   

02/29

43/38

37/0

   

65/13

54/22

50/0

* معرف رد فرضیه صفر در سطح معنی‌دار 05/0 است.

مأخذ: یافته­های تحقیق

 

جدول 4. آزمون حداکثر مقادیر ویژه

فرضیه صفر

فرضیه مقابل

مقدار آماره آزمون

مقدار بحرانی در سطح 95%

ارزش احتمال در سطح 95%

*

 

73/34

15/30

01/0

   

71/16

34/26

60/0

   

13/31

87/20

64/0

* معرف رد فرضیه صفر در سطح معنی‌دار 05/0 است.

 

با توجه به نتایج جدول 3 و 4، تعداد بردارهایی که توسط آماره آزمون ماتریس اثر و آماره آزمون حداکثر مقادیر به‌دست آمده، برابر یک بردار  است.

تخمین و آزمون رابطه بلندمدت

در این مرحله، رابطه بلندمدت بین متغیرهای مدل تخمین زده می­شود. بردار بهینه انتخاب شده و نیز نتایج به‌دست آمده به صورت جدول 5 است.

 

جدول 5. نتایج رابطه بلندمدت بین متغیرهای مدل

نام متغیر

ضریب

مقدار آماره t استیودنت

LP

1

-

LRate

22/1-

04/4-

LCI

34/0-

71/1-

C

31-

 

 

با توجه به نتایج حاصل از روابط بلند­مدت، می­توان بیان کرد که  ارزش دلار در مقابل یورو  تأثیر مثبت و معنی­داری بر قیمت نفت کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک دارد و همچنین  افزایش واردات چین و هند تأثیر مثبت بر قیمت نفت اوپک دارد. به ازای 1 درصد افزایش در نرخ دلار در مقابل یورو قیمت نفت، به میزان 22/1 درصد در بلندمدت افزایش می­یابد. این افزایش نشان‌دهنده این است  که نباید تغییرات نرخ ارز بر قیمت نادیده گرفته شود. همچنین به ازای یک درصد افزایش واردات چین و هند قیمت نفت 34/0 بیشتر می­شود.

 

4. نتیجه­گیری

کاهش ارزش دلار مشکلات گوناگونی را برای صنعت جهانی نفت به وجود می­آورد. دلار آمریکا  یک گزینه از پول‌های رایج است که در تجارت جهانی نفت خام وجود دارد. در حالی که مصرف­کنندگان با پول‌های محلی، فرآورده­های نفتی را می­­خرند، تولیدکنندگان نفت درآمدهای نفتی‌شان را به صورت دلار آمریکا دریافت می­کنند اما از دیگر پول‌های رایج برای خرید کالا و خدمات از کشورهای متفاوت استفاده می­کنند.

هر نوسانی در نرخ دلار در مقابل یورو سبب تغییرات قیمت نفت می­شود. کاهش ارزش دلار در مقابل پول‌های مانند یورو به افزایش تقاضای کشورهای اروپایی برای نفت منجر شده و قیمت نفت در بلندمدت افزایش می­یابد و کشورهای صادر­کننده نفت ابتدا با دلار ضعیف و قدرت خرید کم و در بلند­مدت با افزایش قیمت نفت روبرو خواهند شد و به ازای 1 درصد کاهش ارزش دلار در مقابل یورو، قیمت نفت کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک 22/1 درصد افزایش می­یابد. همچنین به ازای یک درصد افزایش واردات چین و هند قیمت نفت 34/0 بیشتر می­شود.

 

منابع

الف- فارسی

ابریشمی، حمید و محسن مهرآرا (1381)، اقتصاد سنجی کاربردی: رویکردهای نوین، تهران، چاپ اول، انتشارات دانشگاه تهران.

احمدیان، مجید (1378)، اقتصاد نظری و کاربردی نفت، تهران، انتشارات پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس.

اندرس، والترز (1386)، اقتصاد­سنجی سری­های زمانی با رویکرد کاربردی، ترجمه مهدی صادقی و سعید شوال‌پور، تهران، دانشگاه امام صادق.

نوفرستی، محمد (1378)، ریشه واحد و همجمعی در اقتصاد سنجی، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.

 

ب- انگلیسی

Chaudhuri, K. and B. C. Daniel (1998), “Long-run Equilibrium Real Exchange Rates and Oil Prices”, Economics Letters, Vol. 58, No. 2, pp. 231-238.

Chen, Shiu-Sheng and Hung-Chyn Chen (2007), “Oil Prices and Real Exchange Rates”, Journal of Energy Economics, No. 29, pp. 390-404.

Indjehagopian, J. P., Lantz, F. and V. Simon (2000), “Dynamics of Heating Oil Market Prices in Europe”, Energy Economics, Vol. 22, No. 2, pp. 225-252.

Melhem, Sadek and Michel Terraza (2007), “The Oil Single Price and the Dolla”, Journal of Agricultural and Resource Economics, West Virginia University.

Mignon, Valerie, Benassy-Quere, Agnes and Alexis Penot (2007), “China and the Relationship between the Oil Price and the Dollar”, Journal of Energy Policy, No. 35, pp. 5795-5805.

Mothana, Saleh (2006), “Do Oil Prices Depend on the  Value of US Dollar?” Journal of Economic Casopis, No. 54, pp. 253-265.

Narayan, Paresh Kumar, Narayan, Seema and Prasad Arti (2008), “Understanding the Oil Price-exchange Rate Nexus for the Fiji islands”, Journal of Energy Economics, No. 30, pp. 2686-2696.

Sadorsky, Perry (2000), “The Empirical Relationship between Energy Futures Prices and Exchange Rates”, Energy Economics, No. 22, pp. 253-266.

Yousefi, Ayoub and Tony S. Wirjantob (2004), “The Empirical Role of the Exchange Rate on the Crude-oil Price Formation”, Journal of Energy Economics, No. 26, pp. 783-799.

Zalduendo, J. (2006), “Determinants of Venezuela’s Equilibrium Real Exchange Rate”, IMF WP-0674.

Zhang  Yue-jun, Fan Ying, Tsai Hsien-Tang and Wei  Yi-Ming (2008), “Spillover Effect of US Dollar Exchange Rate on Oil Prices”, Journal of Policy Modeling, Vol. 30, I. 6, pp. 973-991.

 





* دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران                                                                                                 G_abdoli@yahoo.com

** فارغ التحصیل کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه تهران                                                              Vellaei_mik@yahoo.com

[1]. OPEC

[2]. Chaudhuri, et al (1998), Lantz and Simon (2000)

[3]. Vector Error Correction Model

[4]. Sadorsky (2000)

[5]. Yousefi and Wirjanto (2004)

[6]. Generalized Method of Moments

[7].  Zalduendo (2006)

[8]. Chen, et al (2007)

[9]. Co integration

[10]. Mignon, et al (2007)

[11]. Melham and Terraza (2007)

[12]. Zhang, et al (2008)

[13]. West Texas Intermediate

[14]. Narayan, et al (2008)

[15]. Melhem and Terraza (2007)

[16]. Wirl (2008)

[17]. احمدیان (1378)، ص. 431

[18]. صادقی، ص. 446

[19]. Vector Auto Regressive  

[20]. Schwartz Bayesian Criteria

[21]. نوفرستی، صص. 143-142

الف- فارسی

ابریشمی، حمید و محسن مهرآرا (1381)، اقتصاد سنجی کاربردی: رویکردهای نوین، تهران، چاپ اول، انتشارات دانشگاه تهران.

احمدیان، مجید (1378)، اقتصاد نظری و کاربردی نفت، تهران، انتشارات پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس.

اندرس، والترز (1386)، اقتصاد­سنجی سری­های زمانی با رویکرد کاربردی، ترجمه مهدی صادقی و سعید شوال‌پور، تهران، دانشگاه امام صادق.

نوفرستی، محمد (1378)، ریشه واحد و همجمعی در اقتصاد سنجی، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.

 

ب- انگلیسی

Chaudhuri, K. and B. C. Daniel (1998), “Long-run Equilibrium Real Exchange Rates and Oil Prices”, Economics Letters, Vol. 58, No. 2, pp. 231-238.

Chen, Shiu-Sheng and Hung-Chyn Chen (2007), “Oil Prices and Real Exchange Rates”, Journal of Energy Economics, No. 29, pp. 390-404.

Indjehagopian, J. P., Lantz, F. and V. Simon (2000), “Dynamics of Heating Oil Market Prices in Europe”, Energy Economics, Vol. 22, No. 2, pp. 225-252.

Melhem, Sadek and Michel Terraza (2007), “The Oil Single Price and the Dolla”, Journal of Agricultural and Resource Economics, West Virginia University.

Mignon, Valerie, Benassy-Quere, Agnes and Alexis Penot (2007), “China and the Relationship between the Oil Price and the Dollar”, Journal of Energy Policy, No. 35, pp. 5795-5805.

Mothana, Saleh (2006), “Do Oil Prices Depend on the  Value of US Dollar?” Journal of Economic Casopis, No. 54, pp. 253-265.

Narayan, Paresh Kumar, Narayan, Seema and Prasad Arti (2008), “Understanding the Oil Price-exchange Rate Nexus for the Fiji islands”, Journal of Energy Economics, No. 30, pp. 2686-2696.

Sadorsky, Perry (2000), “The Empirical Relationship between Energy Futures Prices and Exchange Rates”, Energy Economics, No. 22, pp. 253-266.

Yousefi, Ayoub and Tony S. Wirjantob (2004), “The Empirical Role of the Exchange Rate on the Crude-oil Price Formation”, Journal of Energy Economics, No. 26, pp. 783-799.

Zalduendo, J. (2006), “Determinants of Venezuela’s Equilibrium Real Exchange Rate”, IMF WP-0674.

Zhang  Yue-jun, Fan Ying, Tsai Hsien-Tang and Wei  Yi-Ming (2008), “Spillover Effect of US Dollar Exchange Rate on Oil Prices”, Journal of Policy Modeling, Vol. 30, I. 6, pp. 973-991.