بررسی لزوم تداوم استراتژی‌های تجدید ساختار صنعت برق ایران

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده مدیریت دانشگاه شیراز

2 استادیار دانشکده مدیریت دانشگاه شیراز

3 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز

چکیده

از جمله مباحثی که مدت­هاست پیش روی تصمیم­گیران و سیاست­گذاران صنعت برق در بسیاری از کشورهای دنیا قرار دارد، تفکر تجدید ساختار این صنعت مطابق با روند افزایش کارایی و رقابت در دیگر صنایع است. صنعت برق ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و  از اوایل دهه 1370 به تغییر ساختار سازمانی خود اقدام نموده ­است و حال، هدف اصلی از انجام این مطالعه کاربردی، بررسی و تعیین لزوم تداوم استراتژی­هایی است که تاکنون در زمینه تجدیدساختار صنعت برق ایران اتخاذ­ شده­اند. جهت دستیابی به این هدف، پرسش­نامه­ای محقق­ساخته حاوی 25 گویه طراحی­گردید و با استفاده از روش دلفی و از طریق نمونه­گیری قضاوتی و هدفمند در میان یک پنل تخصصی11نفره توزیع ­شد و پس از سه بار تکرار این فرایند سرانجام نتایج مورد نظر حاصل گردید. این نتایج حاکی از آن است که با وجود کاستی­ها و نواقصی که در حال­حاضر گریبانگیر صنعت برق ایران است، اما روند تجدید ساختار این صنعت مثبت ارزیابی می­شود و تداوم استراتژی­هایی که در این زمینه اتخاذ­ شده­اند لازم و ضروری است. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Survey on the Necessity for Continuing Iran Electricity Industry Restructuring Programs

نویسندگان [English]

  • Ali Naghi Mosleh Shirazi 1
  • Ahmad Taleb Nezhad 2
  • Narges‌ Zamani 3
چکیده [English]

An important discussion that have been going on among decision makers in power industry, is the idea of restructuring and improving the efficiency and competition in this industry. Thereby, Iran power industry has not been an exception, and since early 1370s it has acted to change its organizational structure. Now the main purpose of this study is to survey and determine the necessity for continuing Iran electricity industry’s restructuring programs. In order to achieve this purpose, Using Delphi method, a questionnaire contained 25 questions were made, and distributed among a panel of 11 selected experts. After three rounds, final results were obtained. These results show that in spite of many shortcomings and problems present in Iran power industry, restructuring process of this industry is evaluated as positive and the continuation of the strategies that has been adopted so far, is required and essential.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Electricity Industry Reform
  • Restructuring
  • Regulation
  • Deregulation
  • privatization

بررسی لزوم تداوم استراتژی­های تجدید ساختار صنعت برق ایران

علی­نقی مصلح­شیرازی*، احمد طالب­نژاد** و نرگس زمانی***

 

تاریخ دریافت: 16 مهر 1392                      تاریخ پذیرش: 21 اسفند 1392

 

چکیده

از جمله مباحثی که مدت­هاست پیش روی تصمیم­گیران و سیاست­گذاران صنعت برق در بسیاری از کشورهای دنیا قرار دارد، تفکر تجدید ساختار این صنعت مطابق با روند افزایش کارایی و رقابت در دیگر صنایع است. صنعت برق ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و  از اوایل دهه 1370 به تغییر ساختار سازمانی خود اقدام نموده ­است و حال، هدف اصلی از انجام این مطالعه کاربردی، بررسی و تعیین لزوم تداوم استراتژی­هایی است که تاکنون در زمینه تجدیدساختار صنعت برق ایران اتخاذ­ شده­اند. جهت دستیابی به این هدف، پرسش­نامه­ای محقق­ساخته حاوی 25 گویه طراحی­گردید و با استفاده از روش دلفی و از طریق نمونه­گیری قضاوتی و هدفمند در میان یک پنل تخصصی11نفره توزیع ­شد و پس از سه بار تکرار این فرایند سرانجام نتایج مورد نظر حاصل گردید. این نتایج حاکی از آن است که با وجود کاستی­ها و نواقصی که در حال­حاضر گریبانگیر صنعت برق ایران است، اما روند تجدید ساختار این صنعت مثبت ارزیابی می­شود و تداوم استراتژی­هایی که در این زمینه اتخاذ­ شده­اند لازم و ضروری است.

 

واژه‌های کلیدی: اصلاحات صنعت برق، تجدید ساختار، مقررات­گذاری، مقررات­زدایی، خصوصی­سازی.

طبقه‌بندی JEL: L44.

 

 

 

1. مقدمه

استفاده از انرژی به منظور توسعه اجتماعی و اقتصادی و نیز بهبود کیفیت زندگی در همه کشورها امری ضروری است[1] به گونه­ای که امروزه برق (به عنوان یکی از مصادیق انرژی) به یک درونداد حیاتی مبدل گشته که طیف گسترده­ای از فعالیت­های مربوط به تولید، انتقال و مصرف را پشتیبانی می­کند.[2] تا سال 1980 اغلب کشورهای دنیا متکی به انحصارات دولتی بودند اما در اواسط دهه­ 1990 بیش از 30 کشور و یا نواحی گوناگون در کشورهای مختلف، سیاست­هایی را جهت اصلاح صنعت برق خود در پیش گرفتند.[3] بنابراین از جمله مباحثی که هم­اکنون پیش روی تصمیم­گیران و سیاست­گذاران صنعت برق در بسیاری از کشورهای دنیا قرار دارد، تفکر تجدید ساختار[4] این صنعت مطابق با روند افزایش کارایی و رقابت در دیگر صنایع است. به تعبیر طرفداران آن، لزوم حرکت در این مسیر به دلایل مختلفی چون سرمایه­بر بودن، ناکارایی اقتصادی، ساختار سنتی و انحصاری بودن آن غیر قابل انکار می­باشد.[5] هدف استراتژی تجدید ساختار، جایگزینی شرکت‌های انحصاری قدیمی و تحت کنترل دولت با شرکت­های خصوصی­سازی­ شده­­ای است که با یکدیگر به رقابت پرداخته و به صورت کارایی سرمایه­گذاری می­کنند و دروندادهایی را با نازل­ترین و کاراترین قیمت فراهم­ می­نمایند.[6] با این حال، تجارب کشورهای مختلف درخصوص تجدید ساختار، متفاوت و در پاره­ای موارد مغایر با یکدیگر است به گونه­ای که برخی به موفقیت و برخی به شکست انجامیده­ است. بنابراین همواره این سؤال مطرح است که آیا تجدید ساختار، لازمه­ پویایی صنعت برق است؟ آیا کشورهای گوناگون پس از طی فرایندهای تجدید ساختار توانسته­اند اهداف اصلی آن را که همانا خصوصی­سازی این صنعت، ایجاد بازارهای رقابتی، تولید و عرضه­ برق با قیمت­هایی مناسب و در نهایت، کسب منفعت اقتصادی است تحقق بخشند؟ تجدید ساختار در ایران در چه مرحله­ای است و آیا تداوم آن برای صنعت برق ایران یک ضرورت محسوب می­شود؟   

 

 

2. شرح و بیان مسئله پژوهشی

تجدید ساختار صنعت برق به معنای شکست انحصار عمودی[7] دولت بر صنعت از طریق جداسازی زنجیره­ یکپارچه­ عمودی و برهم تنیده تأمین برق و تفکیک در قالب بخش­های رقابت­پذیر و رقابت­ناپذیر است.[8] موضوع یکپارچه­سازی عمودی که به صورت مالکیت مشترک تولید و کسب و کارهای جزئی (خرده­فروشی[9]) در زنجیره­ عرضه تفسیر می­شود، مانعی است در برابر رقابت در بازار برق.[10] این در حالی است که یکی از شاخص­ها (و مزایای) بازار رقابتی، عدم قدرت گردانندگان بازار در سوء استفاده از نوسانات تقاضا است. در این صنعت، افزایش و نوسانات قیمت مبادله­شده­ برق ریشه در سوء استفاده از قدرت بازار توسط بازیگران دارد. قدرت بازار عبارت است از توانایی یک فروشنده (یا عرضه­کننده) یا جمعی از فروشندگان انرژی در افزایش قیمت برق به سطحی بالاتر از مقدار رقابتی آن برای مدتی قابل توجه به طوری که سود بیشتری را برای بازیگر مذکور به همراه داشته ­باشد.[11] اما با تجدید ساختار، تولیدکنندگان، خطوط انتقال و شبکه­ توزیع از هم جدا می­شوند و هدف از این امر از طرفی کاهش نرخ انرژی برق و افزایش کیفیت آن برای مصرف­کننده و از طرف دیگر رقابت واحدهای تولیدی براساس سود خود می‌باشد.[12] اینکه تا چه حد بتوان اهداف مذکور را محقق ساخت چندان روشن نیست.

با توجه به مباحث فوق، چنین به نظر می­رسد که تجدید ساختار صنعت برق یک ضرورت است. این در حالی است که تجربیات کشورهای گوناگون در این زمینه نتایج مختلف و بعضاً متناقضی را در پی داشته که برخی به موفقیت و برخی به شکست منجر شده ­است. برای مثال جمهوری فدرال نیجریه از سال 2006 به ایجاد یک روند رقابتی در صنعت برق خود اقدام نموده است، در حالی که برخی محققان معتقدند که چنین روندی نه ­تنها منفعتی برای این کشور به همراه نخواهد­ داشت بلکه به تحمیل هزینه­های بیشتر خواهد انجامید.[13] وو، لیود و تیشلر (2003) نیز در بررسی­های خود بر روی اصلاحات بازار برق که تاکنون در بریتانیا، نروژ، آلبرتا (کانادا) و کالیفرنیا (ایالات متحده آمریکا) رخ داده ­است به این نتیجه رسیده­اند که ایجاد بازار رقابتی تولید برق، به تنهایی در ارائه­ خدمات قابل اطمینان با قیمت­های پایین و پایدار با شکست مواجه شده است.[14]

صنعت برق ایران نیز از اوایل دهه 1370 به تغییر ساختار سازمانی خود اقدام نموده است.[15] با این حال مطالعات و بررسی­های گوناگونی که درخصوص اصلاحات ساختاری و تجدید ساختار صورت پذیرفته حاکی از این است که صنعت برق ایران، پس از حدود بیست سال که از آغاز این اصلاحات می­گذرد، پیشرفت چندانی در این زمینه نداشته­ است. جداسازی عمودی ارکان صنعت که یکی از مهم‌ترین و تأثیر­گذارترین اقدامات در اصلاحات ساختاری صنایع‌ برق به ­شمار می‌آید، در رویکرد اصلاحات صنعت برق در ایران کم‌رنگ است.[16] همچنین آمار و ارقام منتشر شده توسط وزارت نیرو بیانگر این موضوع است که میزان خصوصی­سازی[17] (که خود یکی از مراحل به وجودآوردن یک ساختار برق جدید است) در نیروگاه­های سیکل ترکیبی و گازی پس از گذشت بیست و یک سال، بسیار ناچیز است. مجموعه­ این عوامل مانع از ایجاد یک بازار رقابتی برق در ایران شده­ است. از سوی دیگر آینده­ این اصلاحات و اینکه آیا به کسب منافع بیشتر منتج می­شود و یا تحمیل هزینه­های افزون­تر، نیز چندان روشن نیست. بنابراین بررسی مزایای تجدید ساختار صنعت برق، مقایسه نتایج کوتاه­مدت و بلند­مدت حاصل از پیاده­سازی آن در کشورهای مختلف و نیز وضعیت فعلی روند اصلاحات و تجدید ساختار صنعت برق ایران، مسئله­ اساسی پژوهش را روشن­تر می­نماید و ما را به تفکر وامی­دارد که آیا تداوم استراتژی­های تجدید ساختار صنعت برق ایران از ضروریات است؟

اهداف پژوهش حاضر عبارتند از: تعیین لزوم تداوم استراتژی­های تجدید ساختار صنعت برق ایران، بررسی تجارب کشورهای مختلف درخصوص تجدید ساختار صنعت برق آن­ها، بررسی و توصیف ساختار فعلی صنعت برق ایران و سیر تجدید ساختار آن.

 

 

 

 

3. پیشینه تحقیق

3-1. اصلاحات صنعت برق[18]

صنعت برق در ابتدا با احداث واحدهای کوچک و خصوصی تولید برق حیات خود را آغاز کرد اما به­تدریج و با درک اهمیت آن، روند دولتی شدن (و به­دنبال­آن انحصاری­ شدن) صنعت مذکور آغاز شد. بدین ترتیب، این صنعت به عنوان یک صنعت یکپارچه و کاملاً انحصاری در اذهان شکل گرفت که هر کسی توان ورود به این عرصه و انجام فعالیت در آن را نداشت. با همین ذهنیت بود که دولت­ها (به­طور عام) کنترل صنعت برق را در­ دست گرفتند.[19] اما از آغاز دهه 1990، صنعت برق در سراسر دنیا تحولات بنیادینی را تجربه کرد. ساختار سنتی این صنعت که حول انحصار و مالکیت دولتی بنا شده ­بود، به تدریج منسوخ گشته و زمینه برای رقابت بخش­های گوناگون با یکدیگر فراهم­گردید.[20] مجموعه اقداماتی که به منظور بهبود وضعیت صنعت برق و ارائه­ بهتر و مناسب­تر خدمات به مصرف­کنندگان صورت ­می­گیرد، فرایند اصلاحات صنعت برق نامیده­ می­شود. «اصلاحات در مالکیت[21]»، «اصلاحات در قانون[22]» و «اصلاحات در ساختار[23]» سه بستر مهم اصلاحات صنایع برق هستند که ارکان اصلی این فرایند را تشکیل­می‌دهند.[24] شکل 1 به خوبی این موضوع را به­ تصویر می­کشد.

 

 

شکل 1. ارکان و مؤلفه‌های اصلی اصلاحات صنعت برق

منبع: منظور و عسکری­آزاد (1387)

 

حال، اعمال اصلاحات در ساختار، همانطور که در شکل 1 ملاحظه می­شود، خود به سه طریق صورت می­پذیرد که به طور مشخص تجدید ساختار یکی از آن­هاست. این پژوهش نیز سعی دارد به بررسی لزوم تداوم این مقوله از اصلاحات در ساختار بپردازد.   

 

3-2. تجدید ساختار صنعت برق

تجدید ساختار صنعت برق، فرایند جایگزینی سیستم­های انحصاری با شرایط رقابتی است که به تک­تک مشتریان اجازه انتخاب عرضه­کنندگان برق خود را می­دهد و پیکربندی مجدد یکپارچگی عمودی را نیز شامل می­شود.[25] همچنین تجدید ساختار صنعت برق به معنای شکست انحصار عمودی دولت بر صنعت از طریق جداسازی زنجیره­ یکپارچه­ عمودی و برهم تنیده­ تأمین برق و تفکیک در قالب بخش­های رقابت­پذیر و رقابت­ناپذیر است.[26]

فرایند تولید برق برای مصرف­کنندگان، عموماً شامل چهار رکن اصلی است: تولید، انتقال، توزیع و بازار خرده­فروشی[27] که با تجدید ساختار، بنگاه­های عمومی با ساختار عمودی که در آن تولیدکنندگان تمام مراحل تولید، انتقال و توزیع برق را انجام می­دهند، از جنبه حقوقی یا کارکردی از یکدیگر تفکیک می­شوند.[28] در این فرایند، ایجاد یک بازار رقابتی برق (عمده‌فروشی) از اولین بخش­هایی است که مورد توجه برنامه­ریزان و سیاست­گذاران ساختار جدید قرار می­گیرد. بخش دیگری که به دنبال بخش تولید، امکان ایجاد رقابت در آن وجود ­دارد بخش­ فروش (خرده­فروشی) می­باشد.[29] به این ترتیب، با تجدید ساختار، رقابت در بخش­های عمده­فروشی و خرده­فروشی برق وارد شده و بازارهای عمده­فر وشی به­شکلی سازماندهی می­شوند که چندین شرکت تولید برق برای فروش برق در حوضچه متمرکز[30] برق و یا از طریق قراردادهای دو جانبه با خریداران به رقابت بپردازند. همچنین رقابت خرده­فروشی که مشتریان می­توانند از بین فروشندگان مختلف دست به انتخاب بزنند یا مستقیماً از بازار عمده­فروشی برق را خریداری کنند، به اجرا درمی­آید. در این حالت، انتقال و توزیع، هنوز هم انحصار طبیعی تلقی می­شوند که نیازمند تنظیم هستند تا از دسترسی آزاد و بدون تبعیض تمام شرکت­کنندگان بازار به شبکه انتقال اطمینان حاصل شود.[31] 

 

3-2-1. اهداف تجدید ساختار صنعت برق

مک­گاورن و هیکس[32]، زارنیکا[33] و پیتمن[34] هدف اصلی‌ از تجدید ساختار صنعت برق را «ایجاد رقابت در بازار بومی این صنعت» دانسته­اند اما به­طورکلی از جمله دلایلی که برای تجدید­ ساختار صنعت برق مطرح ­می­گردد می­توان به ­موارد زیر اشاره­ نمود:

  1. نیاز به تغییر قوانین تنظیمی و نظارتی
  2. خصوصی­سازی
  3. پیش­بینی کاهش هزینه­ها
  4. بی­انگیزگی در نوآوری و ابداع در محیط­های تنظیمی و نظارتی
  5. بهبود توجه به مشتریان با افزایش رقابت[35]

جهت دستیابی به اهداف مذکور، سیاست­هایی نیز پیشنهاد­ شده­ است که برخی از آنها عبارتند­ از:

  • افزایش نفوذ بخش­خصوصی از طریق کاهش مشارکت دولت در اقتصاد و قانون­زدایی بازار
  • افزایش بهره­وری از طریق کاهش هزینه­های تولیدی و بهبود کارایی
  • ارتقای بهره­وری خارجی به­وسیله بهبود ­ساختار ­اجتماعی ­و­ اقتصادی[36]

همچنین اصلاحات و تجدید ساختار صنعت برق آثار اجتماعی متعددی را نیز به همراه دارد که از آن جمله می­توان به بهبود شرایط اجتماعی و کاهش فقر[37]، نظام­مندشدن بخش­های رقابتی صنعت برق از لحاظ سازگاری با محیط ­زیست و حفاظت از مصرف­کننده[38] و کاهش آلودگی هوا[39] اشاره کرد.

3-2-2. الزامات و نیازمندی­های تجدید ساختار صنعت برق

در مجموع سیاست­گذاران و محققان بیان­ داشته­اند که برای به­وجودآوردن یک ساختار برق جدید باید مراحل زیر را طی ­نمود:

  1. جداسازی
  2. مقررات­زدایی
  3. ایجاد فضای رقابتی
  4. خصوصی­سازی[40]

که در ادامه به توضیح هریک از این مراحل پرداخته­ می­شود.

  1. جداسازی: به­منظور اجرای یک بازار برق رقابتی می­بایست نهادهای تشکیل­دهنده صنعت برق از یکدیگر مجزا شده و هر یک در صورت امکان به­طور جداگانه در حیطه وظایف خود رقابت داشته­ باشند[41]، به تعبیر دیگر بایستی به تفکیک عمودی (تفکیک ساختاری ارکان صنعت برق و سپس جداسازی مدیریت و مالکیت این ارکان) و تفکیک افقی (تفکیک بخش‌های رقابت‌پذیر صنعت برق از طریق فرایند تفکیک اجزا به صورت افقی، به اجزای‌ تشکیل‌دهنده) اقدام ­نمود.[42]
  2. مقررات­زدایی: مقررات­زدایی نگاهی جدید به قوانین سابق و تنظیم قوانین جدید در صنعت برق به منظور تشویق و ایجاد رقابت می­باشد که البته اغلب از واژه تعدیل قوانین به جای مقررات­زدایی استفاده­می­شود.[43]
  3. ایجاد فضای رقابتی: رقابت فرایندی پویا است که طی آن بنگاه­ها با ایجاد تمایز بین خود و سایر رقبا درصدد کسب مزیت و سهم بازار بیشتر می­باشند.[44] رقابت، خود محصول خصوصی­سازی است.[45] بریتانیا و نروژ نخستین کشورهایی بودند که رقابت را به بازارهای عمده­فروشی و خرده­فروشی معرفی ­نمودند.[46]
  4. خصوصی­سازی: پیش از پرداختن به این مبحث، این نکته قابل­توجه است که بحث تجدید ساختار و خصوصی­سازی دو مقوله متفاوت از هم هستند. در واقع تجدید ساختار می­تواند زمینه­های خصوصی­سازی صحیح را فراهم­کند[47] اما لزوماً موجد خصوصی‌سازی نیست، در حالی که خصوصی­سازی اجباراً به دلیل قرار­گرفتن صنعت برق در سپهری متفاوت (قانون، مالکیت، روابط کار، فرهنگ و ...) باعث تجدید ساختار خواهد ­شد.[48] خصوصی­سازی به مجموعه­ای از اقدامات گفته ­می­شود که در قالب آن، سطوح و زمینه­های گوناگون کنترل، مالکیت و یا مدیریت از دست بخش دولتی خارج و به دست بخش خصوصی سپرده­ می­شود.[49] خصوصی­سازی همواره در پی تسریع حرکت به سمت اقتصادهای آزاد، ترویج رقابت، افزایش کارایی اقتصادی، بهبود در ارائه و تحویل خدمات عمومی و کاهش میزان وام­های اعطایی دولت به شرکت­های ورشکسته و زیان­دیده است.[50]

 

3-2-3. تعریف و فلسفه بازار برق

هر چند واژه بازار نمایانگر مفهوم و معنای خود است، اما عالمان علم اقتصاد، بازار را مکان فیزیکی که خریداران و فروشندگان برای مبادله کالا و خدمات دور ­هم جمع می­شوند، می­دانند. فلسفه ایجاد بازار برق به تغییر ساختار اقتصادی صنعت برق برمی­گردد و به ­عبارت ­دیگر تغییر ساختار اقتصادی صنعت برق به این معنی است که انرژی الکتریکی به عنوان یک کالای قابل دادوستد در یک بازار ارائه شود.[51] دستیابی به بازار رقابتی در صنعت برق هنگامی حاصل می­شود که:

  1. مشتریان بتوانند آزادانه تأمین­کننده برق خود و نیز ویژگی­ها و خصوصیاتی از قبیل اینکه چگونه برق را دریافت و مصرف کنند، را انتخاب نمایند. آزاد بودن بدون داشتن کیفیت مرغوب و انواع قابل و آماده انتخاب را حداقل از نظر کالا، شاید بتوان انحصاری بودن بازار دانست.
  2. هیچ نهادی نتواند قیمت بازار را تحت تأثیر قرار­دهد.
  3. اطلاعات در مورد گزینه­های مختلف به ­سادگی در دسترس ­باشد (از طریق اینترنت، بورس برق و یا تبلیغات).
  4. بخش­های انحصاری صنعت برق (انتقال و توزیع) اگرچه تنظیمی باقی­ می­مانند، اما برای عملکرد خوب به این بخش­ها انگیزه داده­ شود (انتقال و توزیع سرویس­دهنده بازار جدید رقابتی خواهند ­بود و چنانچه سرویس مناسب نباشد امکان شکست بازار را فراهم­ خواهند ­کرد).
  5. بخش­های رقابتی صنعت برق (تولید و خرده­فروشی) به­طور حداقلی نظام­مند و تنظیمی باشند (مثلاً از لحاظ سازگاری با محیط­زیست، قدرت بازار و حفاظت از مصرف‌کننده).[52]

 

3-3. بررسی تجارب کشورهای مختلف در زمینه تجدید ساختارصنعت برق

به­طور­کلی اجرای برنامه­های تجدید ساختار و ایجاد فضایی مناسب برای تشکیل بازار برق در بسیاری از کشورها دنبال شده اما درصد پیشرفت این برنامه­ها و نیز درجه موفقیت آن­ها در کشورهای مختلف متفاوت است. در این مقاله سعی شده با ارائه نمونه­هایی از تجربیات کشورهای توسعه­یافته (نظیر بریتانیا، هلند و استرالیا) و در حال توسعه (مانند شیلی، چین، ترکیه و هند) درخصوص تجدید ساختار صنعت برق، ضمن مقایسه این روند در کشورهای مذکور با روند تجدید ساختار در ایران، ذهن خوانندگان با نحوه اجرا و نتایج این امر و نیز میزان پیشرفت و موفقیت آن­ها آشنا گردد و با این ذهنیت، به مطالعه وضعیت کنونی صنعت برق ایران که خود از جمله کشورهای در حال توسعه است، بپردازند.

 

جدول 1. تجارب کشورهای مختلف در زمینه تجدید ساختار صنعت برق

کشور/ ایالت

روند و نتایج تجدید ساختارصنعت برق

بریتانیا

تجدید ساختار صنعت برق در این کشور، رقابت را همراه با خصوصی­سازی پدید­آورد. این تجربه در کل، از نظر کارایی، دستاوردهای بزرگی را ایجاد ­نمود؛ لیکن برق هسته­ای که به صورت بنگاه دولتی باقیمانده نیز دستاوردهای زیادی داشته و این امر نشان ­می­دهد که در بریتانیا رقابت، در عوض مالکیت خصوصی، عاملی تعیین­کننده بوده ­است.[53]

هلند

سازماندهی مجدد، کارایی مورد انتظار را به همراه نداشته ­است. همچنین تغییراتی که دولت در خلال سال­های 1995 و 1996 با هدف کاهش ناکارایی در بخش برق اعمال­ کرده، اگرچه تا حدودی محقق شده­ است اما اینکه به کسب منافعی منجر می­گردد یا خیر چندان مشخص نیست.[54]

استرالیا

روند تجدید ساختار فعلی در این کشور نمی­تواند به ایجاد بازار رقابتی برق منجر شود؛ به­ این­ معنا که حتی اگر سیستم فعلی، رقابتی­تر از سیستم پیشین شود، این امر لزوماً به کارایی اقتصادی بالاتر منجر نخواهد شد.[55